پورفلاح:صرف دوستی با دولت برای اتاق کافی نیست | اتاق خبر
کد خبر: 108503
تاریخ انتشار: 30 اردیبهشت 1394 - 15:51
اتاق نیوز- فراز جبلی- احمد پورفلاح 20 سال از عمر خود را در هیأت نمایندگان اتاق بازرگانی تهران و ایران گذراند و جزو معدود افرادی است که به انتخاب خود اتاق را ترک کرد. در زمان ثبت نام ها این موضوع که پورفلاح علی رغم تمام قدرت و نفوذی که در اتاق داشت حاضر به شرکت در انتخابات نشد برای بسیاری شوک آور بود. در روز انتخابات، پیش از آن که نتایج اعلام شود پیامکی از وی دریافت کردم که می گفت "فکر می کنید برنده واقعی انتخابات کیست؟ آن کس که در اوج کنار می گذارد و ....". موضوع کارنامه اتاق هفتم بهانه خوبی بود تا بار دیگر پای صحبت های این مرد قدیمی صنعت بنشینیم. شما 5 دوره در هیأت نمایندگان اتاق بازرگانی تهران و ایران حضور داشتید. اگر بخواهیم مقایسه ای داشته باشیم، اتاق هفتم با اتاق های قبلی چه تفاوتی داشت؟ به نظر من اتاق هفتم را به شکل مجرد و جدا از اتاق ششم نمی توانیم ببینیم. تغییراتی که در اتاق در دوره هفتم رخ داد عملا از اتاق ششم آغاز شد. ولی در دوره هفتم کاملا این تغییر متجلی شد و پیش بینی ها در دوره هفتم شکل گرفت. منظورم این نیست که اتاق های قبلی که خودم هم در آنها عضو بودم را زیر سوال ببرم. واقعیت این است که روند بسیار سالم و آرامی را در اتاق های سوم و چهارم و پنجم به جز بحث اتاق تهران و ایران داشتیم. در زمان آقای خاموشی اتاق فقط سعی می کرد که مجموعه این سازمان را حفظ کند و وارد درگیری ها نشود. در دوره آقای خاموشی ارتباط با مجلس قوی تر از رابطه با دولت بود. اما در دوره هفتم جایگاهی که مدنظر فعالان اقتصادی بود کم کم پیدا شد. بالاخره توانستیم کمیسیون ها را با عناوین صحیح انتخاب کنیم هرچند که 2-3 کمیسیون هیجانی انتخاب شد و در نهایت با عدم استقبال روبرو شد ولی کلیت کمیسیون ها بسیار خوب بود و این یعنی شکل گیری اتاق. اگر بخواهیم اتاقی فعال داشته باشیم باید کمیسیون ها کارا و تأثیرگذار باشد و عملا این اتفاق در دوره هفتم رخ داد. هر جا که پیشنهادی می دادیم از حضور ما استقبال می شد و خیلی از موارد آنها پیشنهاد می دادند که ما نظر دهیم. تعاملی که امسال در پیام مقام معظم رهبری وجود داشت را ما در تعامل اتاق و دولت می دیدیم و خوشحال بودم که این روند به سمت تکامل حرکت می کند و به آنجایی می رسد که قانون مستمر بهبود فضای کسب و کار که سمبل و شاخص قدرت بخش خصوصی و اتاق است؛عملیاتی شود. من در بسیاری سفرها شاهد بود که اعتبار و اختیار رئیس اتاق بسیار بیشتر از وزیر بود ولی در ایران چنین فضایی وجود ندارد. پیش بینی من این بود با ادامه روند اتاق هفتم و تغییر 20 درصد از اعضای قدیمی به دلایل مختلف مثل بی علاقگی ، بالا بودن سن یا فرصت نداشتن و حضور همان چهره های قدیمی برای انتقال تجربه می توانیم به سمت درستی حرکت کنیم. بنابراین اکنون که ترکیب اتاق ها بیش از 20 درصد تغییر کرده است؛ باید انتقال تجربه به افراد جدید صورت بگیرد.البته این موضوع باعث وقفه و سکته در مسیر رشد اتاق خواهد شد اما چنانچه برنامه ریزی صحیح باشد بعد از آن دوباره شاهد رشد خواهیم بود. اختلاف نظرات اولیه موجب کندی کار خواهد شد ولی به عنوان یک اتاقی که تلاش زیادی در این تشکل کرده ام امیدوارم دیدگاه بدبینانه من رخ ندهد و اتاق مسیر قبلی را با صلابت بیشتری حرکت کند. امروز مطرح می شود که اتاق هشتم به دولت نزدیک تر است ولی اگر دولت ببیند اتاق نمی تواند تعامل برقرار کند ؛ به صرف دوستی به اتاق تکیه نخواهد کرد. از اتاق انتظار می رود که تمام قد پیش روی مشکلات اقتصادی بیاستد و نظرات کارشناسی ارائه کند. اگر خوراک به دولت و مجلس داده نشود بین اشان فاصله ایجاد می شود. ما برای لایحه حمایت از تولید 40 شب در مجلس جلسه داشتیم و این یادگار کمیسیون صنایع اتاق تهران است. خوشبختانه این لایحه به تصویب رسید و امیدوارم سریع تر اجرا شود. این که افراد فقط عنوان داشته باشند و کارت ویزیت چاپ بکنند کافی نیست . امروز عملکرد اتاق بیش از گذشته زیر دوربین است و رصدمی شود. یک اشتباه کافی است تا دستاوردهای اتاق به ویژه در دوره هفتم دچار خدشه شود. شما به دلایل مختلفی چند سمت را قبول کردید. آیا بهتر نبود از ابتدا پیشنهاد ریاست بر اتاق را که توسط وزیر وقت به شما شد را می پذیرفتید؟ چرا پیشنهاد را قبول نکردید؟ اگر من این مسئولیت ها را قبول کردم به دلیل علاقه به صندلی نبود. در ساختمان قدیمی مجلس هم پیشنهاد دادم که هیچ عضو هیأت رئیسه حق نداشته باشد رئیس کمیسیون یا اتاق دیگری شود. در عمل رئیس کمیسیون را پذیرفتند ولی بنا به دلایلی اتاق های مشترک در اختیار بعضی از اعضای هیأت رئیسه ها قرار گرفت. من برای نمایندگی آمده بودم و نه قبول مسئولیت دیگر. من در دوره های قبل هم کاندیدای کمیسیون صنایع نبودم. در این دوره آقای خلیلی بیماریشان شدید شده بود و ایشان به من گفتند که این مسئولیت را به دلیل بیماری ایشان قبول کنم تا کسی که می تواند وقت بگذارد مسئولیت را در اختیار داشته باشد. با توجه به ارادتی که به آقای خلیلی دارم قبول کردم. در اتاق تهران بحث بهبود مستمر فضای کسب و کار پیش آمد و آقای نهاوندیان از من خواستند که کمیسیون فضای کسب و کار را ایجاد کنیم تا از این لایحه حمایت کند. این کار انجام شد و همایش های بزرگی درباره این لایحه برگزار شد که نتیجه آن رای آوردن این قانون استثنایی بود. به دفعات ما از اعضای کمیسیون های مجلس می شنویم که می گویند ما نمی دانیم در چه حال و هوایی این قانون را تصویب کردیم و اینقدر به بخش خصوصی امتیاز دادیم. در شورای گفت و گو اصلا ایران نبودم که من را انتخاب کردند و توجیه این بود که هم در تهران هستم هم به خاطر مسئولیت در کمیسیون ها در جزئیات قرار دارم.درباره مشاور وزیر اصلا مشورتی با من صورت نگرفت. در مجمع فعالان توسعه وقتی من را برای عضویت کاندید کردند اصلا در جلسه حضور نداشتم. زمانی هم که در هیأت رئیسه کاندید شدم اصلا در جلسه نبودم و دوستان این کار را کردند. در بحث ایتالیا من خودم گرایش داشتم و دوست داشتم سمت داشته باشم. اولین کشوری که به آن سفر کرده بودم ایتالیا بود، اولین اتوموبیلی که خریدم ایتالیایی بود، طرفدار تیم یونتوس بودم و کسب و کار من یعنی شرکت سکو هم با شرکای ایتالیایی و تحت نمایندگی آنها بود. در بحث محک هم کار بیشتر دلی است و اصلا موضوع سمت گرفتن مطرح نبود. به هر حال شما می توانستید به عنوان رئیس موفق تر باشید. من نیامده بودم که پستی بگیرم به همین دلیل وقتی آقای غضنفری پیشنهاد داد قبول نکردم. غضنفری مدیر بسیار خوبی بود و به جز چند جلسه عمومی هیچ وقت با هم جلسه ای خصوصی نداشتیم. هیچ لابی هم صورت نگرفته بود. وقتی شب به من زنگ زد و گفت می خواهیم به شما اتاق بدهیم من فکر کردم منظورش عضویت در هیأت رئیسه اتاق است. به وی جواب دادم که خانه من 6 اتاق دارد. گفت از آن بزرگتر گفتم که من اتاق ایتالیا را دارم. گفتم اگر فکر کردید عضو هیأت رئیسه اتاق تهران می شوم اشتباه کرده اید. گفت از آن بزرگتر و ما می خواهیم شما رئیس اتاق تهران شوید تا رئیس از بخش خصوصی باشد. من گفتم این پست سیاسی است و من اصلا سیاسی نیستم و سلیقه هایی دارم که ایجاد دلخوری می کند. غضنفری قبول نکرد و از طریق فریدون احمدی سعی کرد من را راضی کند ولی من قبول نکردم. آیا کسی را پیشنهاد دادید که جایگزین آل اسحاق شود؟ خیر آن دفعه این کار را نکردم ولی این بار وقتی آقای نعمت زاده گفتند که شما جزو 4 نفری هستید که در لیست نماینده دولت هستید من به ایشان جواب رد دادم چون اگر می خواستم بیایم در انتخابات شرکت می کردم و در آن زمان با روند عادی فکر می کردم قطعا انتخاب خواهم شد. تأکید هم کردم که مشکلی با دولت ندارم وگرنه مشاور وزیر نمی شدم. من دنبال صندلی یا ساختن اتاقی یا مجوز گرفتن برای کسب و کارم نبودم. حتی پرهیز کردم که یک مسافرت با اتاق بیایم و ملاحظات زیادی کردم. هر جا که می رفتم از 2 روز قبل مطالعه می کردم و یک اتاق پر از اسناد و صورت جلسات دارم. بسیاری من را سرزنش کردند که اگر می آمدم شرایط انتخابات عوض می شد ولی چون معیارم متفاوت بود و کارهای دیگرم را دوست داشتم .معتقد بودم در اتاق تهران و ایران باید بنگاه داری حضور یابد که تمام وقت خود را برای اتاق بگذارد. آیا پیش بینی می کردید که اتاق دارد به سمت و سوی خاصی حرکت می کند؟ آیا می دانستید نتیجه چه می شود؟ خیر پیش بینی نمی کردم ولی برخی بداخلاقی ها را در هیأت نمایندگان شاهد بودم و بعضی برخوردها با گروه خونی من جور در نمی آمد. واقعا یکی از دلایل دیدن همین بی اخلاقی ها بود. نمی خواهم بگویم زیاد بود ولی اگر موردی هم پیش می آمد من را اذیت می کرد. به اعتقاد من در تشکل ها و کارهای گروهی فاکتور صداقت و یکرنگی باید فراگیر باشد. من حتی به بی رنگی هم راضی بودم ولی بدرنگی را بر نمی تابیدم. در ضمن من تا کی می آمدم؟ فرض کنیم اتفاقات اتاق هشتم رخ نمی داد و در این دوره هم نماینده بودم بالاخره باید یک روز کناره گیری می کردم. من معتقدم باید 20 درصد اتاق عوض شود پس باید یکی من باشم. ولی واقعا پیش بینی این وضع را نمی کردم و اصلا نگران انتخاب نشدن نبودم. بعد هم که پیشنهاد نمایندگی دولت شد، نپذیرفتم. دوست داشتم فضا برای بقیه و جوانان باز باشد. خیلی از نیروهای جوان باید جایگزین نسل من و نسل قبل از من شوند. نمی گویم همه را کنار بگذاریم بلکه می گویم فضا را باز کنیم. این دوره استثنا بود و اتفاقات خاصی افتاد وگرنه همیشه ما انتخاب می شدیم. موضوع این است که بعضی چهره های ما حتی با وجود سن بالا و بیماری اثرگذاری بیشتری نسبت به جوانان دارند چرا که برخی آنقدر تند و افراطی برخورد می کنند که خاطرات تلخی را ایجاد می کنند. در روزهای آخر یکی از این خاطرات تلخ رخ داد که در تصمیم من بر نیامدن تأثیر داشت. یک عضو هیأت نمایندگان که چند دوره ای هم حضور داشته است گفت فلان کس آنقدر در اتاق حضور پیدا می کند تا بالاخره با برانکارد از اتاق خارج می شود. مذاکراتی برای ائتلاف بین شما، آقای بهرامن، آقای سلطانی و آقای خوانساری انجام شد. آن مذاکرات چقدر روی تصمیم شما برای نیامدن اثر گذاشت؟ اگر بگویم قبل مذاکرات به نیامدن فکر نکرده بودم درست نیست. من در دوره قبل هم تصمیم داشتم که نیایم و به همه پرسنل شرکتم گفتم اگر دوستانم زنگ زدند بگویید من خارج تهران هستم ولی نیم ساعت مانده به پایان زمان ثبت نام آقای راسخ از طریق یکی از مدیران متوجه حضور من در شرکت شدند و آقایان راسخ، جمیلی و دانشمند به شرکت من آمدند که چرا به دوستانم پشت کرده ام و من را به اجبار برای ثبت نام بردند تا فقط اسم بنویسم تا تیم موفق شود. حتی عکس نداشتم و عکس بدون کراوات استفاده کردم. بعد از رای آوردنم برخی مجبور به انصراف شدند و اگر من هم انصراف می دادم شبهاتی ایجاد می شد به همین دلیل ماندم. اما درباره مذاکرات از نتیجه اصلا راضی نبودم. چرا راضی نبودید؟ گروه آقای خوانساری تصمیم خود را گرفته بودند که تیم و افراد خودشان بیایند ولی طبیعی بود که باید افکار عمومی را همراه می کردند. اول این که ما پیشقدم مذاکرات بودیم. من شخصا به آقای خوانساری زنگ زدم که لیستی از افراد واجد شرایط و به قول خودشان شایسته تهیه کنیم. یک جلسه دو ساعت و نیمه برگزار شد تا لیست مشترک بدهیم. در پایان جلسه اما گفتند با 2-1 نفر از تیم شما موافق نیستیم و خط قرمز تعیین کردند. خوانساری گفت من نیستم و بعضی از اعضای تیم من هستند. من با آن اشخاص صحبت کردم و خط قرمز برداشته شد. قرار شد بدون خط قرمز لیست مشترک بدهیم. برای جلسه دوم هم من تلفن کردم و از طرف آنها هیچ پیگیری نبود چون تصمیمشان را گرفته بودند ولی نمی خواستند رک بگویند. آقای سلطانی از روزی که به اتاق آمدند کنار من می نشست و رفت و آمد خانوادگی داریم. طبیعی بود به خاطر حضور اکثریت گروه ما در اتاق، پیشنهاد مذاکرات را رد نمی کردند. درمرحله بعد پیشنهاد دادند لیست 40 نفره ندهیم بلکه 10 نفر از هر گروه در گروه دیگر تکرار شود و 20 نفر در اختیار گروه باشد. ما قبول کردیم. بعد از مدتی باز خبری نشد. من تماس گرفتم گفتند ما 10 نفر از شما انتخاب می کنیم و شما 10 نفر از ما که بشود 20 نفر و 20 نفر دیگر در اختیار گروه باشد. من گفتم مشکلی نیست لیست را تهیه کنید. رفتند و باز خبری نشد. بعدا آقای خوانساری را در اتاق دیدم پرسیدم چه شد؟ گفت دیگر دیر شده و ما به عده ای قول داده ایم و به ما فشار می آوردند. تیم ما مذاکرات اولیه را به من واگذار کرده بود و من در جلسات گروهی گزارش می دادم. آقای خوانساری گفته بودند برای مذاکره من و آقای بهرامن برویم . جلسه در دفتر آقای آل اسحاق بود چون خودشان در سفر بودند و حضور نداشتند؛ آقایان گفته بودند ما دو نفر از ائتلاف بزرگ برویم ولی خوشان 4 نفره در جلسه حاضر شدند. آنجا من گفتم قرار به صحبت دو به دو بود و خواهش کردم 2 نفر دیگر که از دوستان بسیار صمیمی من بودند جلسه را ترک کنند. من گفتم اگر قرار است آنها 4 نفر باشند از ما هم 2 نفر دیگر بیایند چون بعضی اعضای گروه ما تمایل به حضور در جلسه را داشتند. حتی برای بعضی از اعضای ما سوال ایجاد شده بود که چرا خودشان مذاکره نکنند ولی مسئله این بود که طرف مقابل مذاکره کننده را تعیین کرده بود. کسانی که نگذاشتیم در مذاکره باشند تا مذاکره 2 به 2 صورت پذیرد بعدها گفتند اگر حضور داشتند ائتلاف صورت می گرفت ولی من معتقدم که ائتلاف فردا تصمیم خود را گرفته بود. اما لیستی به نام تشکل ها بعدها منتشر شد. آن لیست ربطی به صحبت های من و آقای خوانساری نداشت. اما همان اسامی با اندکی تغییر ذکر شده بود. بله بسیار نزدیک بود. ولی من و آقای خوانساری روی آن لیست کار نکرده بودیم. گروه دیگری از تشکل ها ملاحظات ما را در لیست اعمال کردند. اتفاقا لیست بدی هم نبود و با 10-15 درصد تغییر می توانست ایده آل باشد. چه کسی این لیست را نوشت؟ واقعا مشخص نشد. یکی دو نفر هم نبودند. اتاق ایرانی ها بی میل به این لیست نبودند و بخشی از تشکل ها از این لیست حمایت می کرد. موضوع آقای خلیلی و آل اسحاق چه بود؟ خلیلی در این انتخابات بسیار اذیت شد. این گروه یک سال قبل با آقای خلیلی صحبت کرده بودند و از وی قول گرفته بودند. به خلیلی گفته بودند که در حال جمع بندی با همه گروه ها هستیم. تصور آقای خلیلی این بود که مجمع فعالان و تحول –چون آن موقع ائتلاف برای فردایی وجود نداشت- در حال یکی شدن هستند و می دانست من هم همیشه به دنبال یک تیم منسجم بودم تا در مقابل دولت رای ما اقلیت نباشد. در زمان انتخابات دیدیم با آقای خلیلی مذاکرات صورت گرفت و بعد شنیدیم نام آقای خلیلی و آقای آل اسحاق در لیست است. ما در گروه یک خط قرمز داشتیم که هر کس در لیست های دیگر است در گروه ما نباشد مگر این که ائتلاف صورت بگیرد. چون ائتلاف صورت نگرفته بود ناچار شدیم در جلسه ای که برای من بسیار سخت بود به آقای خلیلی بگوییم تصمیم بگیرد. آقای خلیلی بسیار متأثر شد چون در فشار بود و در نهایت به من گفت که از طرف من اعلام کن چون از بنیانگذاران مجمع فعالان توسعه هستم علاقه دارم در لیست ائتلاف بزرگ باشم. من این موضوع را برای آقای خوانساری SMS کردم. فردا دوستانی از ائتلاف فردا به سراغ آقای خلیلی رفتند که شما از یک سال قبل به ما قول داده اید و این موضوع برای ما خوب نیست. شب آقای خلیلی به من زنگ زد که من را نجات بده و اعلام کن من در هیچ لیستی نیستم. وضع روحی و جسمی خلیلی تحت تأثیر قرار گرفته بود و من هم ناراحت شدم. به همین دلیل رفتم و در مجمع فعالان مفصل با دوستان صحبت کردم که باید یک حرکت معنوی به خاطر شرایط آقای خلیلی بکنیم. فردا وقتی به آقای خلیلی گفتم که موافقت شد شما در هر دو لیست باشید پس آقای آل اسحاق هم می تواند استفاده کند بسیار خوشحال شد. من حتی پیشنهاد دادم که حالا که این 2 لیست است پس چند نفر دیگر هم در لیست بگذارید. این دو کاندیدا بیشترین رای را هم آوردند و با اختلاف اول شدند. اما سوال شما این بود که آیا مذاکرات بر تصمیم من اثر داشت؟ بله تا حدی تأثیر داشت چون می دانستم که تیمی که می تواند اتاق را در شرایط خاص از موج ها خارج می کند باید خبرگان در آن باشند. ما در لیست خودمان هم به دنبال چهره های جدید بودیم و چهره های قدیمی بسیاری را کنار گذاشتیم که برایمان هزینه داشت. به هر حال نتیجه نگرفتن مذاکرات مهر تأئیدی بر تصمیم من برای نیامدن بود. چه تفاوتی در دوره هفتم بین مدیریت آقای نهاوندیان و آقای شافعی بود؟ آقای نهاوندیان به مسائل بیرونی اتاق خیلی توجه می کرد و شکل می داد. علی رغم زاویه نهاوندیان با دولت وقت اما اتاق را از چهره ای آرام به اتاقی قابل حرکت در رودخانه خروشان بدل کرد. اگر اتاق پررنگ شد نهاوندیان نقش کلیدی داشت. ولی به خاطر گرفتاری آنقدر که به بیرون توجه کرد به داخل اتاق توجه نکرد. ایرادی که به اتاق می گرفتند این بود که چرا اتاق که بچه ای بالغ شده است رئیس خود را از دولت انتخاب می کند. نهاوندیان از دولت آمده بود ولی بعد بسیار رنگ بخش خصوصی گرفت و از دل ما سخن می گفت. وی فرد بسیار باهوش است و خوب تحلیل می کند. آقای حریری اخیرا در مصاحبه ای گفته بودند که سخنور بسیار خوبی هستند ولی من می گویم هم خوب سخن می گفتند هم سخنان خوبی می گفتند. این که فرد بخواهد پرحرارت و کاریزماتیک صحبت کند ؛خوب است ولی کافی نیست و بعد از مدتی تکراری می شود. حرف های جذاب بدون کار کارشناسی خسته کننده می شود ولی من با نهاوندیان شهرک های صنعتی زیادی رفتیم و وی مطالب را خیلی خوب می گرفت. حضور آقای شافعی این تفاوت را داشت که برای اولین بار یک نفر از جنس خودمان یعنی بخش خصوصی در اتاق بود. شافعی برخلاف نهاوندیان به مسائل اتاق توجه کرد و از نظر بیرونی اتاق فاصله گرفت هرچند فرصتی هم نداشت و سعی کرد با معاونت های با تجربه این خلا را جبران کنند. آقای شافعی یک بنگاه دار بخش خصوصی خالص است. هر کدام یک سری مسائل خوب و یک سری محدودیت داشتند. پیش بینی شما از اتفاقاتی که در اتاق در حال رخ دادن است چیست؟ باید اطلاعات کامل داشت تا قضاوت کرد. نمی دانم چه اتفاقی افتاده که صداهای نامیزانی به گوش می رسد. باید همه به قانون گردن نهند و اگر قانون نشان داد که انتخابات مشکل نداشته باید همه قبول کنیم و اگر گفته شد انتخابات مسیر قانونی را طی نکرده باز هم باید همه بپذیرند. اتاق نباید آبرویی که به دست آورده را از دست بدهد. هیأت نمایندگان جدید باید خلاهای بخش خصوصی را بازسازی کنند و منافع شخصی مدنظر نباشد. تعامل با دولت بسیار خوب است ولی اصولا ماهیت وجود ما این است که با دولت بر سر میز مذاکره بنشینیم ولی منافع بخش خصوصی را در اولویت بگذاریم و تحت الشعاع تصمیمات دولت قرار نگیریم. شکاف اتاق تهران و شهرستان ها باید برداشته شود. امیدوارم بحث شفافیت و باز بودن در هیأت رئیسه اتاق تهران و ایران در دستور کار باشد. من در جراید خواندم که چه اتفاقاتی در برخی اتاق ها افتاده و واقعا ناراحت شدم. ما باید به دیگران مسئولانه برخورد کردن و بالا بردن آستانه تحمل را بیاموزیم. ما نباید به خاطر منافع خود بسته عمل کنیم. اتاقی ها بدانند این دوره نسبت به قبل چشم ها و دوربین های زیادی آنها را رصد می کنند. گرفتن یک قله آسانتر از حفظ آن است .اتاق امروز آسیب پذیرتر شده است پس هیات نمایندگان جدید باید با دقت بیشتری فعالیت خود را آغاز کنند.
مطالب مرتبط
نظرات
ADS
ADS
پربازدید