
سردار «رمضان شریف» با تکذیب شایعهسازی برخی رسانههای اسرائیلی در انتشار خبر شهادت سردار سلیمانی گفت: «معمولا اسرائیلیها آرزوها و آرمانهای خود را به عنوان خبر تنظیم و از طریق رسانههای خود در فضاهای مجازی منتشر میکنند که خبر جعلی شهادت سردار سلیمانی نیز از این جنس است». به گفته او، سردار سلیمانی، برخلاف تمام فضاسازیهای رسانهای صهیونیستها در سلامت بهسر میبرد. این نخستينبار نیست که چنین شایعاتی مطرح میشود. ٣١ تیر ١٣٩١ نیز خبرهایی مبنی بر شهادت سردار سلیمانی در انفجار ساختمان شورای امنیت ملی سوریه منتشر شد که سردار «شریف» آن را تکذیب کرد. چند روز هم پس از ادعای شهادت سردار «سلیمانی»، او در دیدار با مسئولان نظام با مقام معظم رهبری در تهران حضور یافت تا شایعات خاتمه یابد. دیماه ١٣٩٣ هم شایعه شد سردار در درگیریهای «سامرا» در عراق مجروح شده که همان زمان، «حسین امیرعبداللهیان» معاون عربی-آفریقای وزارت خارجه این موضوع را کذب محض دانست و اعلام کرد سردار در صحت و سلامت کامل بهسر میبرد. به غیر از شایعهها درباره جراحت یا شهادت فرمانده سپاه قدس، شایعهها درباره سفرهای سردار هم کم نبوده. یکی از این شایعهها مربوط بود به حضور سردار سلیمانی در یمن که ایام نوروز ١٣٩٤ منتشر شد؛ اما چند ساعت پس از آن کسی، شایعه را تکذیب نکرد؛ بلکه خودِ سردار «سلیمانی» با حضور در مراسم عزاداری ایام فاطمیه در بیت رهبری به صورت عملی خط بطلانی بر شایعات کشید. نمونه دیگر اینجنس خبرپراکنیها مربوط به تابستان امسال است. رسانههای آمریکایی خبری مبنی بر سفر ژنرال «سلیمانی» به مسکو و دیدار با «پوتین» رئیسجمهوری روسیه منتشر کردند که آن هم با تکذیب مقامات سپاه پاسداران و همچنین مقامات روس روبهرو شد. اما قاسم سليماني كيست و چه میکند كه رسانههاي اسرائيلي تا اين حد نسبت به خبرهاي مربوط به او حساس هستند و گاهوبيگاه مدعي شهادتش میشوند؟ سردار نامآشنا «قاسم سلیمانی» در سالهای میانی دهه ١٣٣٠ خورشیدی، در روستای «قنات ملک» از توابع شهرستان «رابر» در استان کرمان متولد شد. سلیمانی در سال پیروزی انقلاب اسلامی، در عنفوان جوانی بود. از همان زمان «قاسم» جوان، به عضویت افتخاری سپاه درآمد. او در طول هشت سال جنگ تحمیلی فرمانده لشکر ٤١ ثارالله استان کرمان بود؛ لشکری که در طول جنگ نقش زیادی داشت. عملیاتهای «والفجر ٨» که منجر به فتح فاو شد و همچنین عملیاتهای «کربلاي ٤» و «کربلاي ٥»، ازجمله مهمترین عملیاتهایی بودند که «قاسم سلیمانی» و لشکرش در آن نقش داشتند. عملیات کربلای ٤ را میتوان یکی از غمبارترین عملیاتهای دوران دفاع مقدس دانست؛ عملیاتی که «سلیمانی» درباره آن میگوید: «در چولانهای کنار اروند در کربلای ٤ جویهای خون کوچکی روان بود و من این جویهای خون را به چشم خودم دیدم و دیدم چگونه آنها (رزمندگان) بدون ذرهای ابهام، ترس و تردید به اروند زدند، درحالیکه دشمن در بالای خاکریزها به آنها نگاه میکرد و تکتک آنها را با تیربارهای خود نشانه میرفت و آنها ذرهای ترس به خودشان راه ندادند. من عاشورای امامحسین (ع) را در عاشورای گردان ٤٠٨ در کربلای ٤ دیدم و همین رزم را در عملیات استراتژیک و سرنوشتساز کربلای ٥ که در کل سرنوشت دفاع مقدس ما تأثیر بزرگ و اساسی داشت، دیدم». بازگشت فرمانده به خانه فرمانده آن روزهای لشکر ٤١ ثارالله، پس از پایان جنگ با لشکر خود به کرمان بازگشت و مشغول مبارزه با اشرار مسلحی شد که از مرزهای شرقی وارد کشور میشدند. او چندین سال از عمر فرماندهی خود را در راه مبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر در مرزهای شرقی سپری کرد و در فرماندهی جنگهاي نامنظم، تبحر ویژهای پیدا کرد. سلیمانی تا سالهای پایانی دهه ٧٠ خورشیدی به نبرد با اشرار ادامه داد و در آن سال از سوی مقام معظم رهبری به تهران فراخوانده شد تا عهدهدار سمتی حساس شود: «فرماندهی نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی». از آن تاریخ به بعد، فعالیتهای سردار دیگر در دایره مبارزه با قاچاقچیان مسلح نبود. او دیگر فقط در مرزهای شرقی نبود؛ بلکه مأموریت مهمتری داشت. سال ١٣٧٨ پس از وقایع کوی دانشگاه، سردار «سلیمانی» ازجمله ٢٤ سرداری بود که در نامهای به رئیسجمهوری وقت، نکاتی را متذکر شدند. خروج ژنرال از سایه سردار «سلیمانی» دیگر امروز نهفقط برای شهروندان ایرانی، که برای بسیاری از شهروندان خاورمیانه، چهره و نامی آشناست؛ یعنی برخلاف آنچه تا پیش از بحران سوریه و عراق جریان داشت؛ تاجاییکه برخی رسانههای غربی از او به عنوان «فرمانده در سایه» یاد میکردند؛ اما از بهار سال گذشته که همزمان بود با آغاز بحران داعش در عراق و سوریه، رسانهها ژنرال را کمکم از سایه بیرون آوردند. هرچه از بحران میگذشت، عکسها و فیلمهای سردار در جبهههای جنگ با تروریستها، بیشتر منتشر میشد. با ادامه پیشرویهای تروریستها در عراق، هرجاییکه از دست «لباس سیاه»ها آزاد میشد، عکسهای سردار هم منتشر میشد: «آمرلی»، «جرف الصخر» و «طوزخوراتو». خودش هم علاقهای به رسانهایشدن حضورش در جبههها نداشت؛ چراکه وقتی فروردین ١٣٩٤ خبری مبنی بر ساخت فیلم زندگیاش منتشر شد، در نامهای از آن گلایه و به آن اینگونه اعتراض کرد: «حقیر حتی نسبت به نوشتن خاطرات دفاع مقدس تحفظ دارم، چگونه راضی به ساخت فیلمی از شخصیت خودم باشم. ضمن اینکه این نوع اقدامات فرصت خدمت را از حقیر میگیرد». هرچند دیپلماتهای ایران حضور سردار در عراق را تأیید نمیکردند؛ اما برخی فرماندهان نظامی، حضور ژنرال را تأیید میکردند. سردار «یدالله جوانی»، مشاور عالی فرمانده سپاه، در گفتوگویی با «العالم» درباره حضور سردار سلیمانی در عراق اینگونه توضیح داد: «سرلشکر سلیمانی یک چهره شناختهشده جهانی و از یادگاران دوران دفاع است و سبک فرماندهی ایشان همان سبک فرماندهی در دوران دفاع مقدس است؛ و نگاهی به آن دوران نشان میدهد فرماندهانی مانند قاسم سلیمانی و شهدایی مانند خرازی و همت و باکری، حضور میدانی داشتند و در عملیات و مواقع آزادسازی مناطق، در خط مقدم حضور پیدا میکردند». چکیده کلام سردار «جوانی»، همان تیتر «العالم» بود: «سردار سلیمانی در خط مقدم جبهه حضور دارد». سردار «محمدعلی حاجیزاده»، فرمانده نیروی هواوفضای سپاه پاسداران، هم در گفتوگوی ویژه تلویزیونی روایتی از تأثیرات سردار «سلیمانی» در نبرد با تروریستها داشت: «سردار سلیمانی با ۷۰ نفر جلوی داعش را گرفت و نگذاشت وارد اربیل شوند». سوریه هم داستانی مشابه عراق داشت. او همواره نقشی مستشاری در کنار سایر فرماندهان ایرانی برای دفع تروریستها از سوریه داشت و دارد. شهریور ١٣٩١ سرلشکر «محمدعلی جعفری»، فرمانده کل سپاه پاسداران، در نشستی خبری از نقش مشاورهای مستشاران ایرانی صحبت کرد: «اگر مقایسه کنیم میان حضور کشورهای عربی و غیرعربی خواهیم دید که ایران چنین حضوری در سوریه ندارد. ما کمکهای فکری و مشاورهای به سوریه به عنوان حلقه مقاومت که مقام معظم رهبری نیز به آن اشاره داشتند، داریم. ایران نسبت به این مسئله و کمک به آن افتخار میکند. سپاه هرگونه مساعدت فکری و حتی حمایت اقتصادی انجام میدهد، اما حضور نظامی ندارد». او به غیر از سوریه، رابطه خوبی نیز با عضو دیگر محور مقاومت یعنی «حزبالله» لبنان دارد. شاید رابطه او با شهید «عماد مغنیه»، نمادی از این روابط دوستانه باشد؛ روابط دوستانهای که پس از شهادت «عماد مغنیه» با پسرش «جهاد مغنیه» نيز ادامه داشت؛ تاجاییکه «جهاد» در مراسم ترحیم والده سردار سلیمانی حاضر بود. «جهاد مغنیه» زمستان سال گذشته در حمله بالگردهای اسرائیلی به شهرک «مزرعه الامل» در منطقه قنیطره سوریه به همراه چند نفر از فرماندهان حزبالله لبنان به شهادت رسید. من همان قاسم هستم سردار دیگر از سایه بیرون آمده و آشکارا در میدانهای نبرد در حال فرماندهی دیده میشود تا دیگر لقب یکی از رسانههای خارجی مبنی بر «شوالیه تاریکی» محلی از اعراب نداشته باشد. خودش میگوید: «من همان قاسم دیروز هستم. این لباسی که اکنون بر تن من است، همان لباس دیروز تنها بدون محاسن سفید است که در قامت یک جوان ٢١ ساله بودم. آن زمان هیچ نام و نشان و هیچگونه پسوند و پیشوندی نداشتیم و تنها کلمه برادر بود و ما برادر بودیم».
منبع: شرق
