مهدي فتح اله
اتاق نیوز- نرخ مبادله پول رايج يك كشور با پول ساير كشورها را به اصطلاح «نرخ ارز» گويند كه اين نرخ در كشورهاي مختلف بر اساس يكي از نظامهاي ثابت، متغير، چندگانه يا شناور مديريت شده، تعيين ميشود. بر اين اساس سياست تعيين نرخ ارز، تنظيمكننده جريان ورود و خروج ارز در اقتصاد ملي است كه از طريق آن ميتوان ميزان ورود و خروج كالا، خدمات و سرمايه بين كشوري با ساير كشورها را مشخص كرد.
بازار ارز تنها بازار در سطح جهان است كه به دليل جهاني بودن نرخ آن و وجود نوسانات ارزشي، در هر لحظه خريد و فروش ميشود. از آنجايي كه بانكها از بزرگترين موسسات شركتكننده در بازار ارز محسوب ميشوند، فراگيري و مقررات حاكم بر اين بازار ضروري به نظر ميرسد. در واقع نرخ ارز بايد از طريق عرضه و تقاضا تعيين شود.عرضه و تقاضا نيز به كسري يا مازاد تراز پرداختهاي هر كشور براي پرداخت تعهدات و نيز انتظارات مربوط به تغييرات آتي نرخ ارز بستگي دارد.
نرخ ارز، از شاخصهاي كلان اقتصادي است و از آنجا كه يكي از ابزارهاي فعاليت اقتصادي در فضاي جهاني است، ميتوان گفت كه روند تغييرات آن از اهميت بسيار زيادي در سياستگذاريهاي اقتصادي كشورها برخوردار است.
نرخ ارز در اقتصاد ايران نيز به صورت قيمتي راهبر درآمده است كه تغييرات آن نه تنها بر قيمت داراييهاي نقدپذير مانند طلا و كالاهاي وارداتي مانند لوازم الكترونيكي تاثير مستقيم ميگذارد بلكه بر قيمت ساير كالاها ولو با ارزبري پايين نيز تاثير سريع ميگذارد، اين تاثير ارتباط چنداني با سهم هزينهاي افزايش يافته از محل گران شدن نرخ ارز ندارد، بلكه بيشتر تحت تاثير شاخصبندي قيمتها، نرخ ارز و دستمزد است. پول، سپرده بانكي، اوراق مشاركت، طلا، سهام و مستغلات را ميتوان عمدهترين تبلور داراييهاي مردم در اقتصاد دانست. حسب درجه نقد شوندگي، ريسكپذيري و هزينه تبديل، اين داراييها به يكديگر نيز قابل تبديل هستند. در اين شرايط نرخ بازده انتظاري آنها با در نظر گرفتن عوامل ياد شده نميتواند تفاوت اساسي با يكديگر داشته باشد. به عبارت ديگر عدم تعادل در بازار يكي از آنها منجر به بر هم خوردن تعادل در بازارهاي ديگر خواهد شد. به عنوان مثال، مازاد عرضه در بازار پول سبب ايجاد تقاضاي اضافي در بازار كالا و ساير داراييها خواهد شد. بر اين اساس افزايش سود مورد انتظار در يك بازار (مثلا بازار ارز يا طلا) به افزايش تقاضا براي آن و كاهش تقاضا براي ديگر داراييها منتهي خواهد شد.
رييس موسسه مطالعات و پژوهشهاي بازرگاني
کد خبر:
21899
تاریخ انتشار: 16 اسفند 1390 - 10:12
مهدي فتح اله
اتاق نیوز- نرخ مبادله پول رايج يك كشور با پول ساير كشورها را به اصطلاح «نرخ ارز» گويند كه اين نرخ در كشورهاي مختلف بر اساس يكي از نظامهاي ثابت، متغير، چندگانه يا شناور مديريت شده، تعيين ميشود. بر اين اساس سياست تعيين نرخ ارز، تنظيمكننده جريان ورود و خروج ارز در اقتصاد ملي است كه از طريق آن ميتوان ميزان ورود و خروج كالا، خدمات و سرمايه بين كشوري با ساير كشورها را مشخص كرد.
بازار ارز تنها بازار در سطح جهان است كه به دليل جهاني بودن نرخ آن و وجود نوسانات ارزشي، در هر لحظه خريد و فروش ميشود. از آنجايي كه بانكها از بزرگترين موسسات شركتكننده در بازار ارز محسوب ميشوند، فراگيري و مقررات حاكم بر اين بازار ضروري به نظر ميرسد. در واقع نرخ ارز بايد از طريق عرضه و تقاضا تعيين شود.عرضه و تقاضا نيز به كسري يا مازاد تراز پرداختهاي هر كشور براي پرداخت تعهدات و نيز انتظارات مربوط به تغييرات آتي نرخ ارز بستگي دارد.
نرخ ارز، از شاخصهاي كلان اقتصادي است و از آنجا كه يكي از ابزارهاي فعاليت اقتصادي در فضاي جهاني است، ميتوان گفت كه روند تغييرات آن از اهميت بسيار زيادي در سياستگذاريهاي اقتصادي كشورها برخوردار است.
نرخ ارز در اقتصاد ايران نيز به صورت قيمتي راهبر درآمده است كه تغييرات آن نه تنها بر قيمت داراييهاي نقدپذير مانند طلا و كالاهاي وارداتي مانند لوازم الكترونيكي تاثير مستقيم ميگذارد بلكه بر قيمت ساير كالاها ولو با ارزبري پايين نيز تاثير سريع ميگذارد، اين تاثير ارتباط چنداني با سهم هزينهاي افزايش يافته از محل گران شدن نرخ ارز ندارد، بلكه بيشتر تحت تاثير شاخصبندي قيمتها، نرخ ارز و دستمزد است. پول، سپرده بانكي، اوراق مشاركت، طلا، سهام و مستغلات را ميتوان عمدهترين تبلور داراييهاي مردم در اقتصاد دانست. حسب درجه نقد شوندگي، ريسكپذيري و هزينه تبديل، اين داراييها به يكديگر نيز قابل تبديل هستند. در اين شرايط نرخ بازده انتظاري آنها با در نظر گرفتن عوامل ياد شده نميتواند تفاوت اساسي با يكديگر داشته باشد. به عبارت ديگر عدم تعادل در بازار يكي از آنها منجر به بر هم خوردن تعادل در بازارهاي ديگر خواهد شد. به عنوان مثال، مازاد عرضه در بازار پول سبب ايجاد تقاضاي اضافي در بازار كالا و ساير داراييها خواهد شد. بر اين اساس افزايش سود مورد انتظار در يك بازار (مثلا بازار ارز يا طلا) به افزايش تقاضا براي آن و كاهش تقاضا براي ديگر داراييها منتهي خواهد شد.
رييس موسسه مطالعات و پژوهشهاي بازرگاني
کلید واژه ها :
