انجمن های علمی و ظهور اقتصادهای دانش بنیان | اتاق خبر
کد خبر: 301147
تاریخ انتشار: 18 آذر 1394 - 11:26
شهرام شریعتی*

تشکیل انجمن های علمی در ایران به سال 1310 باز میگردد زمانیکه ً جمعیت فیزیک و شیمی ایرانً متولد شد. در طول تاریخ 85 ساله انجمن های علمی تغییرات بی شمار زیادی در روند مدیریت نحوه سیاستگذاری، اهداف، کارکردها و... در این تشکل های علمی واقع شده است که جای بحث درباره آن در این مقال نمی گنجد.

آن چیز که در حال حاضر حائز اهمیت است کارکرد امروز انجمن های علمی و برنامه های آنها در سالیان آتی است .

متاسفانه فضای حاکم بر کشور از یک دوگانگی شدید در خصوص علم رنج می برد. دو دیدگاه متفاوت در باره عملکرد دانش بر فضای ایران حاکم است که متاسفانه اختلاف آرا آنها، لطمات بی شماری را به این مقوله حیاتی وارد نموده است.

طرفداران دیدگاه اول علم را به عنوان یک امر ذاتی تلقی می کنند و معتقدند علم براساس ماهیت خود باید به عنوان یک شاخص ارزشمند و به عنوان یک اصل لایتغیر باقی بماند و اگر وارد مسائلی نظیر اقتصاد شود پیشرفت‏های آتی آن از مسیر اصلی منحرف، و به سوی افول پیش می رود.

پیروان دیدگاه دوم معتقدند هر شاخصی و هر اصلی باید دارای توجیه اقتصادی باشد و اگر به هر فعالیتی بدون این مولفه نگریسته شود خواه و ناخواه فاقد ارزش بوده بنابراین لزومی به توسعه آن وجود ندارد.

بحث درباره اینکه کدام یک از دیدگاه های فوق صحیح و کدام یک ناصواب است موضوعی کهنه و قدیمی به نام ارزش دهی به علم یا ثروت است. بسیاری عالمان بی عمل را مقصر می دانند و عده ای دلالان اقتصادی فاقد دانش کافی را عامل این مشکل می پندارند.

پیشنهاد تشکیل انجمن های دارای مجوز از وزارت علوم و ایجاد آئین‏نامه‏های مدون برای ارتباط بین صنعت و دانشگاه راهکار مناسبی برای تحلیل عقاید و عقده های پیش آمده به شمار می آید ولی متاسفانه عدم وجود مجریان مناسب و توانمند، معضلات جدیدی را نیز به حجمه تضارب افکار قبل اضافه نمود‏ه است.

این در حالی است که واکاوی انجمن های علمی با هدف آسیب شناسی رفتار سازمانی نشان می دهد که کارائی این تشکل ها در طول زمان محدود شده و افراد حاضر در هیأت مدیره‏ها هدف اصلی از ایجاد انجمن های علمی را به طور کامل فراموش نموده اند.

در ذیل به دلایل و علل بروز این مشکلات خواهیم پرداخت ولی آن چیز که در حال حاضر بسیار مهم می نماید این است که علم در ایران با این روند نا امید کننده دانشگاه‏ها و دانش آموخته ها، همچنین پائین آمدن تراز مراکز آموزشی و تحصیلی، همچنین عدم استقبال صاحبان صنایع از پژوهشهای دانشگاهی و قطع ارتباط بین صنایع بزرگ و SME ها با دانشگاه ها، به سمت توقف پیش می رود و این اتفاق در آینده بسیار نزدیک میتواند مشکلات عدیه ای را به بار آورد. در آن زمان قطعاً نه کسی توان پاسخگوئی به این واقعه را دارد و نه می توان بازگشتی برای آن متصور شد.

انجمن‏های علمی در زمان تشکیل به عنوان محور توسعه شاخه علمی طراحی و برنامه ریزی شدند و حتی در ماده 1 اساسنامه پیشنهادی انجمن‏ها که توسط وزارت علوم تحقیقات و فناوری تهیه شد آمده است که به منظور گسترش و پیشبرد ارتقای علمی و توسعه کیفی نیروهای متخصص و بهبود بخشیدن به امور آموزشی و پژوهشی در زمینه های تخصصی انجمن تشکیل میگردد. همچنین راهکارهائی برای نیل به اهداف تشکیل آنها پیشنهاد گردیده، که عموما مفید و موثرند هر چند که نیاز به بازنگری های جدی نیز دارند.

آن چیز که در اینجا مهم و ضروری به نظر می رسد و مدیران ارشد وزارت محترم علوم باید به آن عنایت ویژه ای داشته باشند این است که بدانیم انجمن ها در تحقق اهداف عالیه برنامه‏های توسعه کشور و سند چشم انداز چه جایگاهی را دارند همچنین امتیاز دهی و رویکرد پذیری آنها بر چه اساس و اصولی صورت می پذیرد.

حقیقت این است که قرن بیست و یکم قرن تغییرات سریع علم است و یقینا عدم برنامه ریزی و سرمایه گذاری مستقیم در کنار رویکرد غیر جهادی به هر بهانه ای می تواند لطمات غیر قابل جبرانی را به شاکله علوم وارد آورد.

این درحالی است که منابع درآمدی انجمن ها بسیار محدود است و در برخی موارد اعضاء هیات مدیره توانائی لازم را برای کسب درآمدهای لازم نداشته و حتی گاهی توانائی اداره عادی تشکل را نیز ندارند.

گاهی به نظر می رسد با تمامی توجهی که قانون گذار و مدیران وزارت علوم در تحقق اهداف انجمن های علمی داشته اند و دارند انجمن‏ها نتوانسته اند توان تاثیر گذاری خود را به اثبات برسانند. بخشی از این عدم کارکرد مربوط به مدیریت کلان است که باید در اسناد بالادستی و سیاست گذاری های نظام به جد مورد پردازش قرار گیرد. ولی برخی دیگر مربوط به مدیریت بخشی است که حاصل آن عدم توانایی اداره در بخش زیادی از انجمن هاست که در این مرقومه بدان پرداخته شده است.

 

از مهمترین این مشکلات میتوان به مسائل ذیل اشاره نمود:

  • اعضاء هیات مدیره انجمن ها عموماً اعضاء هیأت عملی دانشگاه ها هستند و جای افراد تحصیل کرده بخش خصوصی موثر و مدیران کارآمد به عنوان یک عضو تصمیم گیر، مغفول مانده است.
  • انجمن ها فاقد کارکرد و برنامه اجرائی مشخصی هستند و به جز تعدادی معدود، هیچ برنامه خاص تدوین شده ای برای مدیریت بر آنها وجود ندارد.
  • منابع مالی انجمن ها بسیار محدود است و بسیاری از آنها توان تولید درآمد و یا جذب اسپانسر و ... را ندارند.
  • این ذهنیت در بسیاری از انجمن ها وجود دارد که اجازه درآمد زائی راندارد این در حالی است که قانون گذار مصرحاً تصریح نموده است که انجمن ها می توانند با ارائه خدمات آموزشی و پژوهشی و فنی، انتشار کتب و همکاری با نهادهای اجرائی علمی و پژوهشی در زمینه ارزیابی و بازنگری و اجرای طرح ها و... در جامعه حضور و ظهور بارزی داشته باشند.
  • برخی از اعضاء هیات مدیره، انجمن را یک اعتبار اجتماعی می‏دانند ولی حاضر به صرف زمان و بهره‏دهی به ماهیت این اعتبار نیستند مورد اخیر مخصوصاً در مورد روسأی انجمن‏ها، گاهی پررنگ تر می‏نماید.
  • انگیزه لازم برای اعضاء وجود ندارد.
  • بسیاری از انجمن ها فاقد محل استقرار افراد و برگزاری جلسات به صورت ثابت هستند.
  • صنعت هیچ اعتقادی به توانائی انجمن ها به عنوان یک مرکز علمی و پژوهشی ندارد.
  • انجمن ها وظایف خود را حداکثر صرفاً در برگزاری یک جلسه یا همایش سالیانه می دانند و کارکرد ویژه خاصی را در این زمینه از خود نشان نمی دهند.

جمیع موارد فوق باعث شده که در تصمیم گیری های کلان به انجمن ها نگاهی که شایسته و بایسته آنها است، نشود و جای آنها در کرسی های مشورتی و هم اندیشی عموما خالی باشد.

بحث درباره این مسائل در زمان بلوغ شاخصهای نه چندان جدید با نام اقتصاد دانش بنیان بسیار عجیب و حتی غیر منطقی است ادبیات اولیه این واژه، راه و رسم اقتدار علم را در همه عرصه‏ها حتی در اقتصاد مشخص نموده است. به ناچار تکرار این موضوع الزامی است که انجمن ها باید از مدیران شایسته برای راهبری و تبدیل علم به مولفه های اقتصادی بهره بیشتری ببرند.

این اصل نافی توانائیهای اساتید دانشگاه نیست بلکه به نظر باید شیوه مدیریت تشکلی به آنها آموخته و روش بنگاه داری بر پایه اصول علمی در کنایه سایر مبانی به برخی بزرگواران خاطر نشان شود.

در اصول علم اقتصاد و مبانی دانش بنیان آمده است که این مدخل راهی برای ایجاد ارزش افزوده محسوس یا غیر محسوس از دانش است. اصلی که یکی از ناشناخته ترین مفاهیم برای جامعه دانشگاهی کشور است.

وزارت علوم بستر لازم را برای تعالی انجمن‏ها ایجاد نموده و امروزه وظیفه انجمن‏هاست که در راستای تحقق اهداف برنامه های توسعه پنج ساله و سند چشم انداز کشور گام بردارند ولی با این وجود سیاستگذاری و نقش راهبری، مجمع تشخیص مصلحت نظام، وزارت امور اقتصادی و دارائی، اتاق‏های بازرگانی، خانه‏های تخصصی و... در کنار وزارت علوم، برای تنویر و تلفیق خروجی علم با ورودی صنعت از معبر انجمن‏های علمی بسیار حائز اهمیت است.

ایجاد زنجیره کسب دانش، انتشار دانش، کاربردی نمودن آن، نگاه اقتصادی به علم و توجیه فنی واقتصادی آن از مهمترین راه های اجرائی رسیدن به یک اقتصاد دانش بنیان در کشور است که پیشنهاد آن بارها و بارها توسط دلسوزان عرصه علم و اقتصاد به دولت مردان انتقال داده شده ولی تا نهائی شدن آن راهی طولانی در پیش است ولی انجمن ها می توانند با ایفای این نقش حساس این مسیر را کوتاه کنند.

هنگامیکه از درآمدهای چند صد میلیون دلاری و گاهی میلیارد دلاری برخی دانشگاه‏های دنیا از محل تحقیق و توسعه و عقد قرارداد با بنگاه‏های اقتصادی بزرگ دنیا مطلع می شویم راهی به جز افسوس و تاسف برای مجموعه‏های دانشگاهی و پژوهشکده‏ها مخصوصا انجمن های علمی باقی نمی ماند.

در پایان خاطرنشان می سازد که جاده اقتصاد دانش بنیان تنها راه رسیدن به قافله علم و تجارت جهانی در وضعیت کنونی کشور است و باید به آن با نگاهی کلان نگریسته شود و کارکرد انجمن های علمی در زمان ظهور اقتصادهای دانش بنیان قطعا نیاز به باز نگری دارد.

* عضو هیات مدیره خانه اقتصاد ایران

نظرات
ایرج ابراهیمی
| |
2015-12-10 18:40:17
با سلام و تشکر از جناب شهرام شریعتی و اتاق خبر . مطلب را خوب و همه جانبه بررسی کردند . در سالهای بعد از انقلاب فعالیتهای علمی و عملی زیادی در کشور انجام شده است ولی اکثر آنها از عمق علمی کمی برخوردارند. و وجود هسته های علمی در علوم مختلف میتواند به این فعالیتها عمق ببخشد و ارزش افزوده بسیار بیشتری به فعالیتهای کنونی بدهد. با یک مثال منظورم را روشنتر کنم. یک شرکت خصوصی کوچک دارم و محصولی که نیاز کشور هست را پس از تحقیق ، طراحی ، تولید میکنم و بدون وام و بدون بدهکاری علاوه بر تولید فعلی ، همواره دستگاهی در بخش تحقیق و توسعه دارم که برای سالهای بعد وارد بازار میشود. و مشتری اروپای غربی هم دارم. در عین حال یک شرکت بزرگ دولتی در همین حوزه فعالیت میکند و با استفاده از مکان و آب و برق رایگان و پرسنل دلسوز و زحمت کش و تحصیل کرده با حقوق تضمین شده سر ماه همواره وابسته به بودجه دولت و پول نفت هستند و هیچ نیازی از کشور راهم برطرف نکرده اند. از ابزار و امکاناتشان استفاده میکنند و مشتریان بالقوه را در یک محل جمع و همایش برگزار میکنند بدون اینکه به بخش خصوصی اطلاع دهند. در نمایشگاه های اختصاصی بازدید کنندگان مهم را دوره میکنند و فرصت بازدید از غرفه های بخش خصوصی را صلب میکنند. همه این کاره ها را میکنند ولی به علم و دانش خودشان عمق نمیدهند لذا محصولشان خریدار ندارد و هیچ نیازی از کشور را برطرف نمیکند. البته چون آنها را بخشی از کشور عزیزم میدانم اشکال کارشان را به مدیر ارشدشان عرض کردم و پیشنهاد همکاری هم دادم ولی فکر میکنم ایشان حتی ده درصد حرفها را متوجه نشده باشد. به عبارت دیگر اگر محصولی تولید کنید و به همه ابعاد علمی آن از تئوری ها و مبانی علمی آن تا مواد اولیه و پروسه های طراحی و ساخت و کنترل مرغوبیت و تحقیق و توسعه آن اشراف نداشته باشیم ، موفقیت بادوام نخواهیم داشت واین اشکال را با پول نفت و فک و فامیل و دوست و آشنا و همشهری های فراوان نمیتوان جبران کرد. این انجمن های علمی ساختار و هدفی متفاوت دارند و در یک رشته چندین تشکل وجو دارد و این نشان از پراکنده کاری و تفرقه است و صنایع نمیدانند مسئله های کاربردی را به کجا ارجاع دهند. بعض حتی نمیدانند ضعف علمی دارند و کارشناسانشان در حدی که در جلسه مدیریتی خودشان را مهم جلوه دهند و دیگران را حذف کنند تکنیک دارند ولی دانش مورد نیاز کارشان را ندارند. اگر عمق علمی فعالیتها را زیاد کنیم وابستگی به ارز خارجی کم میشود. ایمیل خودم را مینویسم تا درصورت تمایل روی این موضوع در فرصتی مناسب تبادل نظر کنیم.
ADS
ADS
پربازدید