برترین های سینما در دهه گذشته | اتاق خبر
کد خبر: 301812
تاریخ انتشار: 22 آذر 1394 - 09:41
(قسمت ششم)
هر سال بنابر سنتی دیرینه منتقدان ، مجلات و وب سایتهای سینمایی و مرتبط با هنر لیستی از برترینهای سال را ارائه می کنند. لیست بهترینهای سال ، پرفروش ترینها و حتی بدترینهای سال !

اتاق خبر - محمد حسن گودرزی: هر سال بنابر سنتی دیرینه منتقدان ، مجلات و وب سایتهای سینمایی و مرتبط با هنر لیستی از برترینهای سال را ارائه می کنند. لیست بهترینهای سال ، پرفروش ترینها و حتی بدترینهای سال ! هرکدام از این لیستها خوانندگان خاص خود را به خود جذب می کند. مجلات و وب سایتهای تخصصی هم به کار لیست کردن برترینهای تاریخ سینما مشغولند. این لیستها در حقیقت یکی از بهترین روشهایی است که می توان خوانندگان را به سرعت با بهترینها آشنا کرد. در این سلسله مطالب قصد داریم که خوانندگان را با برترین فیلمهای سینما در دهه گذشته آشنا کنیم.

معیارهایی که برای انتخاب این فیلمها جوایز مختلف ، فروش تجاری یا به عبارت دیگر اقبال مردم به آنها و مهمتر از همه نظر مثبت منتقدین سینما نسبت به این فیلمها است. به همبن دلیل تنها به معرفی فیلمهای هالیوودی و انگلیسی زبان در این لیست نشده و فیلمهای دیگری از کشور مختلف از فرانسه و ایتالیا گرفته تا فلسطین در این لیست پنجاه تایی قرار دارند. ضمن اینکه فیلمها طیف متنوعی از ژانر های مختلف را شامل می شوند.

24- یادگاری Memento    

یادگاری به کارگردانی کریستوفر نولان، فیلمی است آمریکایی و محصول 2001.نویسنده فیلمنامه این فیلم 113 دقیقه ای کریستوفر نولان است که آن را از داستان کوتاه یادگاری موری نوشته جاناتان نولان برادر خود اقتباس کرده است. بازیگران اصلی این فیلم عبارتند از گای پیِرس، کَری آن موس و جو پانتولیانو.

داستان این فیلم از این قرار است: لئونارد شلبی (گای پیرس) کارشناس بیمه ای است که در جریان تجاوز و کشته شدن زنش بر اثر ضربه ای که به سرش می خورد حافظه کوتاه مدت خود را از دست می‌دهد. وی با کمک یادداشت‌ها، خالکوبی‌ها و عکس‌هایش سعی می‌کند کسی که همسرش را کشته است پیدا کند و انتقام بگیرد...

یادگاری از جمله فیلمهای خاصی است که به دلیل سبک روایت خاص خود ممکن است برای تماشاگر، حتی تماشاگر حرفه ای نیز تا حدودی سردرگم کننده باشد تعریف داستان فیلم از انتها به ابتدا کاری است که کریستوفر نولان در اولین فیلم بلند خود انجام داده و نتیجه داده است. فیلم که به دو صورت رنگی و سیاه وسفید فیلمبرداری شده است که سکانس های سیاه سفید به صورت عادی و سکانس های رنگی به طور عقبگرد پخش می شوند و در نقطه ی اوج فیلم (آخر فیلم) به هم می رسند در حالی که از لحاظ زمانی صحنه ی اول فیلم آخر آن است.نکته جالب فیلم طول سکانس های فیلم است. هر سکانس بیش تر از پنج دقیقه به طول نمی انجامد و این دقیقا به اندازه زمانی است که شخصیت لئونارد با بازی خوب گای پیرس می تواند در حافظه خود خاطرات را نگه دارد.

فیلم از لحاظ تجاری با هزینه 9 میلیون دلاری خود یک فیلم ارزان به شمار می رود که توانست در اکران خود در حدود 39 میلیون فروش داشته باشد و از لحاظ تجاری موفق باشد. این فیلم در جشنواره هایی مانند جشنواره فیلم ونیز در سال 2000 به نمایش درآمد و تحسین منتقدان را برانگیخت. جیمز برادینلی به فیلم چهارستاره کامل داد و آن را جز ده فیلم برتر سال و سی وششمین فیلم تاریخ سینما قرار داد.

فیلم توانست نامزد جوایز اسکار بهترین تدوین و بهترین فیلمنامه ارژینال شود. ضمن اینکه جوایز معتبری مانند انجمن منتقدان فیلم لندن برای بهترین کارگردانی و جایزه بهترین فیلمنامه در جشنواره ساندنس را به دست آورد.

 

23- گم شده در ترجمه   Lost in Translation

گم شده در ترجمه فیلمی به نویسندگی و کارگردانی سوفیا کاپولا دختر فرانسیس فورد کاپولا کارگردان مشهور و سازنده سری فیلمهای پدرخوانده است. این فیلم 101 دقیقه ای محصول 2003 است و بازیگران آن عبارتند از بیل مورای، اسکارلت جوهانسون، جیووانی ریبسی و آنا فاریس.

داستان این فیلم که در توکیو ژاپن می گذرد به این شرح است: باب هریس(بیل مورای)، بازیگر معروف سابق و میانسال آمریکایی برای بازی در چند کار تبلیغاتی به توکیو می آید. او که از زندگی نه چندان دلچسبش خسته است، با آشنایی با دختر جوان آمریکایی ای به نام شارلوت (اسکارلت جوهانسون) که در هتل محل اقامت او اتاق دارد، وارد مرحله ی دیگری از زندگی اش می شود …

گم شده در ترجمه که می توان آن را سرگشته در ترجمه هم ترجمه کرد، حکایت زندگی دو نفر است که در دنیایی متفاوت با هم آشنا می شود. باب هریس بازیگری است که دوران درخشانش سپری شده و از لحاظ روانی و عاطفی تنها است. شارلوت نیز علیرغم اینکه با نامزد خود به توکیو آمده از لحاظ عاطفی با او احساس نزدیکی نمی کند و تنهایی وی را در این کشور غریب عذاب می دهد. فیلم در حقیقت روایتگر آشنایی دو انسان در محیطی متفاوت است. کاپولا در این فیلم سعی می کند با کمترین دیالوگ و گزیده ترین سکانس ها به منظور نهایی اش برسد و با ترکیب این دو موفق به خلق جزئیاتی می شود که در ساختن فضای داستان و کنش این دو نفر نسبت به همدیگر، کاملاً تاثیرگذار باشد. در این میان بازی فوق العاده بیل مورای به تنهایی تماشاگر را مجذوب می کند. مورای به خوبی توانسته شخصیت خسته و افسرده باب هریس را به تصویر بکشد دراین بین همبازی وی، جوهانسون نیز توانسته بخوبی در نقش خود به چشم آید.

فیلم با هزینه ای در حدود 4 میلیون، فیلمی بسیار کم هزینه و ارزان بود که توانست با فروش 119 میلیونی خود موفقیت تجاری خوبی را به دست آورد. فیلم از سوی منتقدین با تحسین بسیاری روبه رو شد. منتقدین بیشتر از همه کارگردانی کاپولا و بازی مورای را تحسین کردند. راجر ایبرت به فیلم 4 ستاره کامل داد و آن را به عنوان یکی از برترین های سال معرفی کرد.

فیلم برای اولین بار در جشنواره تلورآید به نمایش درآمد و توانست نامزد جوایز اسکار در رشته های بهترین فیلم، کارگردانی، و بهترین بازیگر مرد شود و جایزه اسکار بهترین فیلمنامه ارژینال را برای سوفیا کاپولا به ارمغان بیاورد. مورای و جوهانسون جوایز بفتا را در بخش های بهترین بازیگر مرد و بهترین بازیگر زن تصاحب کردند و تدوین فیلم نیز جایزه بفتای بهترین تدوین را دریافت کرد. جایزه گلدن گلوب بهترین فیلم کمدی یا موزیکال نیز به این فیلم رسید و مورای و کاپولا نیز جایزه بهترین بازیگر مرد و فیلمنامه را دریافت کردند.

 

22- با او حرف بزن  Talk to Her  

پدرو آلمودوار نویسنده و کارگردان فیلم با او حرف بزن است. این فیلم اسپانیایی محصول 2002 است و بازیگران آن عبارتند از خاویر کامارا، داریو گراندینتی، لئونور واتلینگ و روزاریو فلورس. ضمن اینکه جرالدین چاپلین نیز در نقش کاترینا بیلوآ هنرنمایی می کند.داستان این فیلم 112 دقیقه ای به این شرح است:

بنينو (خاویر کامارا)در یک کلینیک خصوصی پرستار دختری به نام آليشيا(لئونور واتلينگ) است که چهار سال است در کما به سر می برد. بنينو عاشق آليشيا است و رفتارش با او به نحوی است که اين رابطه دو طرفه به نظر می رسد. او معتقد است آلیشیا حرفهای او را می شنود و به همین سبب تمام فیلم ها و نمایش هایی را که می بیند برای آليشيا تعريف می کند. ليديا(روزاریو فلورس)گاوباز حرفه ای است که در جريان يک مسابقه گاوبازی دچار حادثه می شود و به کما می رود. مارکو(داریو گراندینتی)نامزد ليديا که از بهبود لیدیا ناامید شده با بنينو  آشنا میشود.مارکو در کلینیک شاهد عشق غیر معمول و عجیب بنينو به آليشيا است...

 

آلمودوار کارگردان مطرح سینمای اسپانیا است که پیش از این فیلم با فیلم هایی مانند همه چیز درباره مادرم به مرزهای درخشانی از هنر پا گذاشته بود. در این فیلم آلمودوار نوعی رومئو و جولیت مدرن را برای تماشاگران به تصویر می کشد. فیلم روایتی غیر خطی دارد و در این روایت ، با دو مرد و دو زن آشنا می شویم. دو مرد عاشق دو زنی هستند که هر یک به دلیلی به کما رفته اند و از لحاظ مغزی مرده محسوب می شوند. اتفاق در حالی می افتد که این دو عاشق به اوج این رابطه عاشقانه رسیده اند. اما نحوه برخورد این دو مرد متفاوت است. یکی چهار سال از عمرش را به پای عشقش می سوزد و دیگری به حکم عقل از معشوق خود دل می کند. در این فیلم فیلمنامه قوی و کارگردانی آلمودوار نیز به کمک بیان داستان فوق العاده فیلم می آید تا تماشاگر از دیدن پایان فوق العاده فیلم لذت ببرد.

فیلم از لحاظ تجاری فروش خوبی داشت و 51 میلیون دلار در سراسر جهان فروش کرد. منتقدین نیز استقبال خوبی از فیلم کردند و آن را یکی از بهترین های سال نامیدند. نکته جالب توجه در این جا بود علیرغم اینکه فیلم نماینده اسپانیا برای بخش بهترین فیلم خارجی زبان نبود فیلم نامزد جایزه اسکار برای بهترین کارگردانی و فیلمنامه ارژینال بود که توانست جایزه اسکار بهترین فیلمنامه را با خود به خانه ببرد. فیلم همچنین جوایز بفتا در بخش های بهترین فیلمنامه و فیلم خارجی زبان و در مراسم گلدن گلوب جایزه بهترین فیلم خارجی زبان را به دست بیاورد.

 

21- ارباب حلقه ها : بازگشت پادشاه Lord of the Rings : The return of the King  

قسمت سوم سری فیلمهای ارباب حلقه ها با نام ارباب حلقه ها : بازگشت پادشاه در سال 2003 به روی پرده سینماها آمد. پیتر جکسون کارگردان نیوزیلندی همانند دو قسمت قبل کارگردانی این فیلم را برعهده داشت. فِران والش، فیلیپا بوینس و پیترجکسون نوشتن فیلمنامه این فیلم 201 دقیقه ای را برعهده داشتند. بازیگران اصلی این فیلم عبارتند از الیجاه وود، یان مک کِلِن،شان آستین، ویگو مورتنسن، لیو تِیلور، کیت بلانشت. اندی سرکیس نیز در نقش گالوم بازی می کند.

داستان این فیلم که از رُمان ارباب حلقه نوشته جِی.آر.آر تالکین اقتباس شده است به این شرح است:

قسمت سوم درست از جایی شروع می‌شود که قسمت دوم (ارباب حلقه‌ها: دو برج) تمام شده بود.

فرودو(الیجاه وود) و سم (شان آستین) که توسط گالوم (اندی سرکیس) هدایت می‌شوند در بیابان داگورلد (میدان نبرد) هستند، و این در حالی است که حلقه از گردن فرودو آویزان است. او با سم راه کوه هلاکت را در پیش گرفته و سنگینی حاصل از مسئولیتی را که حلقه روی دوشش گذاشته‌است را احساس می‌کند. آنها باید به کوه هلاکت بروند چرا که حلقه در آنجا به وجود آمده ودر آنجا هم باید از بین برود؛ که ناگهان با تاریکی هوا مواجه می‌شوند و باید از گالوم که یکی ار حمل کننده‌های سابق حلقه بوده‌است و اکنون چهره‌اش تغییر یافته کمک بگیرند...

سری کتاب های ارباب حلقه در جایگاه رفیعی در ادبیات داستانی و خیالی قرار دارند این در حالی است که بحث اقتباس سینمایی از آثار ادبی و موضوع وفاداری به متن همواره یکی از مشکلاتی بوده است که کارگردانان سینما و فیلمنامه نویسان با آن روبه رو بوده اند. پیتر جکسون در ادامه کار خود قسمت آخر ارباب حلقه ها : بازگشت سلطان توانسته ماموریت عظیم خود را به خوبی به پایان برساند. جکسون برای تبدیل کتاب به فیلم مجبور شد کتاب را فشرده‏ترین حالت ممکن‏ تبدیل کند. علاوه بر شخصیت پردازی خوب شخصیت های فیلم، او به عنوان کارگردان و یکی از فیلمنامه‏نویسان «ارباب حلقه‏ها»به‏ خوبی فهمید که آنچه مردم در داستان می‏پسندند، صحنه‏های جنگ میان قوای خیر و شر است. به همین دلیل در ساخت صحنه های جنگ سنگ تمام گذاشت که حاصل آن یکی از بهترین فیلم های دهه از نظر جلوه های ویژه است و در حقیقت می توان ارباب حلقه ها را جنگ ستارگان فیلم های فانتزی دانست.

فیلم با هزینه 94 میلیون دلار توانست فروشی معادل 1.120 میلیارد دلار داشته باشد و به عنوان سومین فیلم بعد از تایتانیک و جنگ ستارگان : شبح تهدید به فروش یک میلیارد دلار دست پیدا کند. منتقدین نیز فیلم را از لحاظ فنی و هنری ستودند. ریچارد کورلیس منتقد مجله تایم فیلم ار بهترین فیلم سال دانست و راجر ایبرت فیلم را به دلیل جلوه های ویژه آن ستایش کرد.

فیلم در فصل جوایز توانست در 11 بخش نامزد جایزه اسکار شود و تمام انها از جمله بهترین فیلم، کارگردانی، فیلمنامه اقتباسی را تصاحب کند. این فیلم در کنار بن حور(1959) و تایتانیک (1997) فیلم هایی هستند که بیشترین جایزه اسکار را به دست آورده اند و بازگشت سلطان تنها فیلم تاریخ است که در تمام رشته هایی که نامزد شد توانست برنده اسکار شود. علاوه براین موفقیت بزرگ فیلم برنده جوایز بفتا برای بهترین فیلم و کارگردانی نیزشد .

 

20- آواتار Avatar

آواتار به نویسندگی و کارگردانی جیمز کامرون فیلمی آمریکایی و محصول سال 2009 آمریکا است. بازیگران این فیلم عبارتند از سام وورتینگتون، زوئی سالدانا، استیفن لَنگ، میشله رودریگز. ضمن این که سیگرونی ویوِر در این فیلم در نقش دکتر گِریس آگوستین نقش آفرینی می کند.

داستان این فیلم که زمان آن 161 دقیقه است به این شرح است:

داستان فیلم در سال 2154 در سیاره ای به نام پاندورا می گذرد. انسان‌ها تحت شرکتی به نام آردی‌اِی مشغول خارج کردن سنگی با ارزش و فلز مانند از دل این سیاره هستند. پاندورا حاوی گوناگونی شگفت انگیزی از زندگی فرازمینی است، و جوی غیرقابل استنشاق برای انسان‌ها دارد، همچنین محیطی در تضاد با طبیعتی که مانند آن در روی زمین وجود دارد. از میان جانداران بومی این سیاره موجوداتی شبیه به انسان هستند که «ناوی» نامیده می‌شوند. ناوی‌ها دارای سطح بسیار پایین‌تری از پیشرفت فنی در مقایسه با انسان‌ها هستند و نیمه وحشی و بدوی به نظر می‌آیند، اما دارای فرهنگی بسیار غنی و کل‌نگر هستند که آنها را با مکان زندگی‌شان در حال تعادل قرار می‌دهد. در این بین گروهی از دانشمندان مشغول آزمایش پروژه‌ای هستند بنام «آواتار» که در آن با علم ژنتیک بدن‌های ناوی مصنوعی در آزمایشگاه خلق کرده، و خودآگاهی انسانی را بعنوان رانندهٔ آن بدن بطور موقت درون آن بدن تزریق یا قالب کرده تا بتوانند از این طریق با فرستادن این ناوی‌های مصنوعی، داخل جماعت ناوی‌ها بطور ناشناس تجسس کرده تا بلکه فرهنگ و رسم و رسوم آنان را بشناسند.

جیک سالی (سام ورتینگتن)، سربازی معلول بر روی ویلچر است که هنگام خدمت در تفنگداران دریایی ایالات متحده آمریکا از ناحیه دو پا فلج شده‌است. هنگامی که او را برای پروژه آواتار بعنوان خلبان یکی از بدن‌ها بکار می‌گیرند، او طبق ماموریتش سعی در رخنه کردن در بومیان و کشف رموز و اطلاعات سری آنان می‌پردازد. اما تدریجاً طی ماجراهایی با «نیتیری» (زویی سالدانا)، شاهزاده و دختر بزرگ قبیلهٔ ناوی‌ها تدریجاً پیوند عاطفی برقرار می‌کند و رفته‌رفته پی به عمق زیبائی فرهنگ بومیان برده، و سعی می‌کند به آنها کمک کند...

آواتار ساخته جیمز کامرون بعد از موفقیت خیره کننده تایتانیک در سال 1997 است. کامرون در ابتدا قصد داشت که آواتار را بعد از تایتانیک بسازد اما به دلیل اینکه تولید این فیلم با امکانات تکنولوژیک آن زمان امکان نداشت، کامرون در حدود 12 سال صبر کرد تا بتواند شاهکار خود را به نام آواتار بسازد. علیرغم اینکه منتقدان همواره این ایراد را به کامرون گرفته اند که فیلمنامه های وی ضعیف تر از فیلم هستند اما یک چیز را نمی توان نادیده گرفت که فیلم های جیمز کامرون جذاب و دیدنی هستند و آواتار اوج این جذابیت است. علیرغم اینکه فیلمنامه فیلم در شخصیت پردازی مشکل دارد چیزی در حدود 60 درصد فیلم به صورت دیجیتال ساخته شده است. جلوه های ویژه فیلم و جذابیت های تصویری آن باعث می شود که تماشاگر این ضعف را نادیده بگیرد و جلوه های ویژه ای که خیره کننده فیلم که توانسته یک اکو سیستم کامل را به تصویر بکشد این فیلم را در رده بهترین فیلمهای علمی تخیلی قرارمی دهند.

فیلم اکران کاملا موفقی داشت. هزینه فیلم بالغ بر 237 میلیون دلار بود و در اکران جهانی بیش از 2.788 میلیارد دلار فروش داشت و این فیلم را تبدیل به پرفروش ترین فیلم تاریخ سینما کرد.

منتقدین نیز نظر مثبتی روی فیلم داشتند. اکثر منتقدین تم ضد جنگ فیلم را ستایش کردند و جلوه های ویژه فیلم را کاملا در خدمت پیشبرد داستان دانستند. راجر ایبرت منتقد شیکاگو سان تایمز فیلم را غیر معمول خواند و نمره 4 از 4 را به فیلم داد.

فیلم در فصل جوایز نیز خوب عمل کرد. آواتار نامزد 9 جایزه اسکار از جمله بهترین فیلم و کارگردانی بود و در نهایت توانست جوایز اسکار جلوه های ویژه، فیلمبرداری و طراحی صحنه را تصاحب کند. این فیلم دو جایزه بفتا را برای طراحی صحنه و جلوه های ویژه گرفت و جوایز گلدن گلوب در بخش های بهترین فیلم و کارگردانی به این فیلم رسید.

برای خواندن قسمت پنجم کلیک کنید

 

نظرات
sajad
| |
2015-12-13 12:55:28
بسيار عالي و مفيد ????????????
ADS
ADS
پربازدید