ماجرای اختلاف کیمیایی و رضا یزدانی چیست؟ | اتاق خبر
کد خبر: 304440
تاریخ انتشار: 12 دی 1394 - 02:16
پولاد کیمیایی تقریبا سه سال پیش عنوان کرد که قرار است اولین تجربه کارگردانی خود را با «احتمال معکوس» رقم بزند؛ فیلمی که هر بار به دلایلی به تولید نرسید اما در نهایت تابستان امسال توانست بعد از ناکامی های فراوان برای این فیلم، کار را کلید بزند.

به گزارش اتاق خبر، پولاد کیمیایی تقریبا سه سال پیش عنوان کرد که قرار است اولین تجربه کارگردانی خود را با «احتمال معکوس» رقم بزند؛ فیلمی که هر بار به دلایلی به تولید نرسید اما در نهایت تابستان امسال توانست بعد از ناکامی های فراوان برای این فیلم، کار را کلید بزند.

او نقش اصلی این فیلم را به رضا یزدانی سپرد و همین، تیتر خیلی از خبرگزاری ها شد. تهیه کنندگی این کار را مسعود کیمیایی بر عهده گرفت و قرار شد پسرش را در کارگردانی هم حمایت کند. همه منتظر اتفاقی خوب بودند که ناگهان خبر توقف این پروژه به گوش رسید تا پولاد برای بار چندم نتواند «احتمال معکوس» را به سرانجام برساند.

شنیده می شد اختلاف بین عوامل و حاشیه هایی که سرمایه گذار ایجاد کرده دلیل اصلی این اتفاق است اما به شنیده ها نمی شد بسنده کرد. برای همین سراغ پولاد کیمیایی رفتیم و او هم خیلی شفاف و برای اولین بار تمام اتفاقت پشت صحنه این کار را رسانه ای کرد. لازم به تاکید است که «تماشاگران امروز» این حق را برای رضا یزدانی و همچنین سرمایه گذار این فیلم نیمه کاره قائل می داند تا در مقابل ادعاهای پولاد کیمیایی واکنش یا احیانا جوابیه ای داشته باشند.

پولاد کیمیایی: رضا یزدانی فقط آواز می خواند!


آقای کیمیایی خبری از فیلم «احتمال معکوس» نیست؟ چرا متوقف شد؟

- متاسفانه ما در انتخاب سرمایه گذار برای این کار اشتباه کردیم. آقای محمد امین محمودیار را به عنوان سرمایه گذار این فیلم پذیرفتیم چون در ابتدا ایشان عنوان کردند که سرمایه زیادی را برای این کار می آورند؛ چیزی که معمولا پولدارهای سرمایه گذار ابتدای هر کاری ادعا می کنند.

همان اوایل هم به نظر می رسید سرمایه کافی دارند. مثلا اینکه هر روز با یک ماشین گرانقیمت سر کار می آمدند. جلسه های اولی که بین ما و ایشان برگزار شد بنا شد که ام برآوردی از کل کار داشته باشیم و مبلغی را به عنوان پیشنهاد به ایشان بگوییم. مبلغی که ما در آن جلسات پیشنهاد کردیم یک و نیم میلیارد تومان بود. جالب است بدانید ایشان گفتند این مبلغ کم است و بهتر است با دو، دو و نیم میلیارد کار را شروع کنیم. من هم گفتم خدا به شما عمر بدهد چرا که نه؟! (می خندد) اما خلاف ادعایشان عمل کردند.

با این حال ما در نهایت با ایشان قرارداد را بستیم. بعد از آن جلسه و شروع کار، ایشان به صورت سیستم قطره چکانی به ما پول می دادند. بچه ها کار را کلید زدند بدون آنکه هیچ کدام مان پیش قسطی از ایشان دریافت کنیم. بعد از آن هم کار خیلی سخت جلو می رفت چرا که ایشان تلفن شان مدام خاموش بود و با پیغام های متعدد چند روز طول می کشید که ایشان را پیدا می کردیم. بدتر از همه این بود که وقتی گله می کردیم، چون ایشان ادبیات سینما را نمی دانستند و تعهدی نسبت به قراردادشان نداشتند، با هم دچار اختلاف می شدیم. همین شد که کار متوقف شد.

البته ما شنیده بودیم که رضا یزدانی و حضورش در این فیلم هم یکی از دلایل توقف کار بود؛ درست است؟

- رضا یزدانی از نظر بازی، عملکرد خوبی نداشت و متاسفانه نتوانست نقش را آنطور که ما می خواهیم دربیاورد. من از او راضی نبودم. روز اول که ما با آقای یزدانی صحبت کردیم به ایشان گفتم که اگر می خواهی این نقش را بازی کنی باید از قالب خودت یعنی رضا یزدانی بیرون بیایی و کامل تبدیل به این کاراکتر شوی. با این موها و این تیپ نمی شود این نقش را بازی کرد! باید تبدیل به یک بازیگر شوی! ایشان چند فیلم سینمایی دیگر هم کار کرده بود و همین باعث شد که من به ایشان اعتماد کنم و تصور می کردم چون قبلا جلوی دوربین رفته، قواعد بازیگری را بلد است و می تواند این نقش را دربیاورد. فکر می کردم چون در موسیقی کارش درست است و اصول حرفه ای بودن را می داند این کار هم برایش جدی می شود و حرفه ای پیش می رود.

او همان ابتدا گفت این کار آبروی هر دوی ما است و من تمام تلاشم را خواهم کرد اما به محض اینکه ایشان را انتخاب کردم، موج های منفی شروع شد. یکسری حواشی به وجود آمد که به من می گفتند تو که خودت بازیگری چرا یک نابازیگر را به عنوان نقش اول فیلمت انتخاب کرده ای؟ ولی من این حرف ها را به جان خریدم و پای انتخابم ایستادم.

وقتی فیلمبرداری شروع شد در سکانس های اول دیدم یزدانی اصلا آمادگی جلوی دوربین بودن را ندارد و ما مجبور می شدیم برداشت های متعدد بگیریم. دیالوگ ها را حفظ نمی کرد، مدام سر صحنه آواز می خواند و بیشتر دغدغه و حواسش پی این بود که در فیلم آواز بخواند. 

من مدام با ایشان صحبت می کردم، پدرم با ایشان صحبت می کردند که کاری را بکن که از تو می خواهیم اما ایشان گوش شان بدهکار این قضیه نبود و کار به جایی رسید که به بازی دیگر بازیگران هم لطمه زد. خانم بیتا فرهی هم نمی توانست هیچ حسی بگیرد و ارتباط برقرار کند.

پولاد کیمیایی: رضا یزدانی فقط آواز می خواند!


گویا خانم تینا آخوندتبار هم قرار بود در این فیلم بازی کند؟

- بله، منتها در همان تست اولیه مورد قبول ما واقع نشدند و با ایشان به توافق نرسیدیم. این را هم اضافه کنم که ما بعد از آنکه رضا یزدانی را انتخاب کردیم کلا cast فیلم تغییر پیدا کرد.

من این حرف ها را اولین بار است که دارم رسانه ای می کنم. آقای یزدانی ادعا کردند به خاطر برنامه های موسیقی و کنسرت هایشان نتوانسته اند در این فیلم به بازی شان ادامه دهند در صورتی که اصلا بحث تداخل کنسرت ها مطرح نبود. رضا یزدانی دوست من بود و به همین خاطر من از ایشان استفاده کردم ولی وقتی دیدم که ایشان اصلا با من و قراردادی که با هم بسته ایم صادق نیست، تصمیم گرفتم فکر دیگری بکنم.

ایشان متاسفانه به فیلمی که تمام زندگی ام را پایش گذاشتم و اولین تجربه کارگردانی من بود اهمیت نمی داد و من به خاطر ندانم کاری های او و البته همان مقوله سرمایه گذار مجبور شدم کار را متوقف کنم. الان برای همین دارم این مسائل را عنوان می کنم تا با صداقت کامل به مردم بگویم مسئله و ریشه مشکل از کجا بوده.

اگر رسانه هار ا پیگیری کنید متوجه می شوید من همان ابتدا گفتم به خاطر تداخل کاری نتوانستیم رضا یزدانی را همراه خودمان داشته باشیم اما الان صلاح را در این می بینم که واقعیت را بگویم چون متاسفانه شنیده ام آقای یزدانی همه جا مطالب دیگری عنوان کرده اند که خلاف واقع است.

ما شنیده بودیم که سرمایه گذار فیلم شما یک تاجر بازاری است که الان با کلی بدهی نمی توان پیدایش کرد و خیلی ها دنبالش هستند.

- بله. ما از ایشان 700 میلیون چک داریم و این آقا اصلا پاسخگو نیست. جالب اینجاست که فیلم ما چون با محوریت ماشین بود و صحنه های اکشن زیادی داشت دوتا ماشین خریدیم که قرار بود اینها را بازسازی کنیم و کلی از این بابت خرج کردیم. پدر من وقتی ایشان گم شد بنده خدا مجبور شد که 250 میلیون تومان از جیب خودش هزینه کند. این پول را هم برای این گذاشتند که من بدهکاری عوامل را پرداخت کنم. این در حالی بود که تهیه کننده در این مدت هیچ تماسی نمی گرفتند و آفتابی نمی شدند. 

حالا این وسط یک نفر پیدا شده و ادعا کرد که این ماشین ها مال او است و در حقیقت گویا آقای تهیه کننده ماشین ها را به نام ایشان زده بود. آن شخص وسط آن همه گرفت و گیر به ما زنگ زد و گفت باید ماشین هایش را تحویل بدهیم.

چطور شما به این شخص اعتماد کردید که سابقه تهیه کنندگی هم نداشت؟

- ایشان تیم فوتبال دارند. البته نام تیم شان را نمی دانم؛ ظاهرا تیم فوتبال هنرمندان است. در کل فقط می توانم بگویم که من فریب خوردم و در این پروژه به مشکلات بزرگی برخورد کردم.

شما در نهایت چطور با عوامل دیگر درباره این مشکلات صحبت کردید و آنها را مجاب کردید؟

- من در نهایت با عبدالله اسکندری، تورج منصوری و عوامل اصلی دیگر جلسه ای گذاشتیم و به این نتیجه رسیدیم که هیچ راهی برای ادامه کار با این میزان انرژی و دانش نیست و بهتر است فیلم را متوقف کنیم تا بازیگران جدیدی پیدا کنیم. از طرف دیگر به یکباره خبر رسید که آقای ناصر ملک مطیعی فعلا مجوز بازی ندارند.

پولاد کیمیایی: رضا یزدانی فقط آواز می خواند!


ایشان که در فیلم آقای عطشانی بازی کردند.

- بله و اتفاقا شخصی به من گفت شاید چون تو داری این فیلم را می سازی ایشان اجازه بازی ندارد. گویا حساسیت فقط روی اسم «کیمیایی» بوده.

خب چرا این موضع نسبت به شما وجود دارد؟

- نمی دانم. همه در ایران به من موضع دارند و من نمی دانم چرا؟! باز کردن این موضوع انشعاب های سیاسی به خودش می گیرد و قشنگ نیست. در کل من با بدشانسی های زیادی در این حوزه مواجه شدم. راستی این را هم بگویم که آقای محمودیار را بنده در رستورانی مدتی بعد ملاقات کردم. ایشان یک چک 750 میلیونی به من دادند در حالی که برآورد ما در قرارداد یک میلیارد تومان بود.

شما که گفته بودید دو میلیارد؟

- بله، ایشان آن موقع این پیشنهاد را دادند اما از آنجایی که پدر من پدر بود نه تهیه کننده، خیلی کوتاه آمد و ما قرارداد را روی یک میلیارد بستیم و پدر 450 میلیون تومان هم از قرارداد اصلی کوتاه آمدند. پدر حاضر شده بودند به گروه فشار بیاید و کار را خیلی جمع و جور ببندیم اما اختلاف مالی به وجود نیاید ولی این آقا روی همان قول و قرار هم ایستادگی نکردند و چکی که داده بودند هم برگشت خورد.

وقتی دوباره ایشان سر و کله اش پیدا شد، من دوباره اعتماد کردم و پیش تولید را شروع کردیم و این بار بازیگران دیگری را انتخاب و سعی کردیم همه مشکلات را حل کنیم اما باز هم دیرکردهای مالی توسط ایشان برای ما دردسرساز شد و دیدیم که نمی شود اینجوری کار کرد.

ما داشتیم شرمنده دوستان می شدیم و برای همین به پدر گفتم من نمی توانم اینطوری ادامه بدهم و بهتر است در یک زمان دیگر با یک آدم معتبر کار را کلید بزنیم. خدا را شکر به سختی همه بدهی ها را پرداخت کردیم و بدهی دیگری از آن کار باقی نمانده است. البته که این کارها با کلی قرض انجام شد.

بعد از سر و سامان دادن به حاشیه های آن فیلم پدر تصمیم گرفتند کار جدیدشان را شروع کنند؟

- بله و خدا را شکر ایشان سخت مشغول پیش تولید فیلم شان هستند. من هم دوتا پیشنهاد دارم که مشغول بررسی آنها هستم. اگر شرایط و موقعیت مناسب پیش بیاید دوباره سراغ این پروژه می روم.

به نظر می رسد حساسیت های زیادی هم در مقوله فیلمسازی دارید و همین هم کارتان را سخت تر می کند؟

- من روی اهداف و افکارم خیلی متمرکز هستم. سینما برای من مهم است و به سود در تولید فکر نمی کنم. اینکه از موسیقی بزنی، از جلوه های ویژه بزنی، از همه چیز بزنی که در نهایت فیلم را با 400 میلیون تومان ببندی و بعد یک میلیارد بفروشی و بعد بگی «خدا بده برکت، سود کردم!» من اصلا این ذهنیت را درباره فیلمسازی ندارم و دوست نداشتم اولین کارم را اینجوری جلو ببرم. 

در برنامه آقای رشیدپور چند بازیگر را دیدم و مصاحبه شان را شنیدم. شما از صحبت های همین آدم ها می توانید بضاعت سینمای ایران را بفهمید. دیگر واضح تر از این نمی توانم صحبت کنم. وقتی سینما اینقدر بی در و پیکر است که هر کسی قبل از اینکه حتی معنای زندگی را بفهمد و جهان بینی داشته باشد، هنرپیشه می شود، چه می شود کرد؟ چه چیز را می شود تغییر داد؟ بدبختی ما این است که مردم به خاطر این آدم ها بلیت هم می خرند و به سینما می روند.

وقتی به فروش فیلم ها نگاه می کنیم می بینیم فیلم «گینس» از همه بیشتر می فروشد. چرا «قصه ها» اینقدر نفروخت؟ یا چرا «عصر یخبندان»؟ چرا اصلا «گینس» اینقدر می فروشد؟ نگاه عمیقی دارد یا... من نمی خواهم نقد تند کنم چون همه همکارانم از دوستانم هستند ولی تا حالا در کل تاریخ سینما کجا پیش آمده که دور هم جمع بشویم و بگوییم بیاییم یک فیلم هم بسازیم؟ البته که تقاضا عرضه را می سازد و همه چیزمان به همه چیزمان می آید.

منبع:هفته نامه تماشاگران امروز

نظرات
ADS
ADS
پربازدید