اتاق نیوز- یحیی آلاسحاق دو وجهه اقتصادی و سیاسی دارد. از نظر سیاسی هرچند از شخصیتهای اصلی هیأت مؤتلفه بوده اما از سال ۱۳۸۰ ارتباطش با هیات موتلفه به کمترین حد ممکن رسیده است. در واقع طی این سالها بیشتر از سیاست در اقتصاد حضور داشته است. مدافع اقتصاد آزاد است و به واسطه همین بینش از سال 85 در پارلمان بخش خصوصی کشور حضور دارد. رئیس اتاق بازرگانی تهران طی این سالها در عین رعایت برخی ملاحظات اما گاهی شدیدترین انتقادها را از سیاستهای اجرایی کشور داشته است. آخرین موضعش مخالفت با راه اندازی بورس ارز بوده است. تحریم را جنگ اقتصادی میداند که بخش خصوصی افسران این جنگ هستند. با وجود این برخی واقعیات را انکار نکرده و مثلا اذعان به این کرده که ایرانیها به واسطه تحریم کالاهای خود را 20 درصد گرانتر میخرند.
آلاسحاق هرچند روحیه آرامی دارد اما طی مدت ریاستش در اتاق تهران یک بار در پاسخ به اعتراض عضوی که احساس میکرد رئیس اتاق تهران به او توهین کرده گفت اشکالی ندارد، اما چند دقیقه بعد با آرامش خود جلسه را با عذرخواهی به اتمام رساند. به جز این مورد فعالان بخش خصوصی کمتر شده که خاطره خاکستری از آلاسحاق در ذهن خود داشته باشند. حتی ذکر خاطرههایی چون گریستن او و آیت الله هاشمی رفسنجانی در زمان تصدی او بر وزارت بازرگانی نیز باعث شده که برای خیلیها او چهرهای عاطفی نیز داشته باشد. همین احساسی بودنش نیز گاهی باعث میشود که با شور سخن بگوید اما طی دهه اخیر مواضعش هیچ وقت سیاسی نبوده است. به همین دلیل اکنون نیز که میخواهد اعلام آمادگی برای حضور در ریاستجمهوری آینده کند بر مواضع اقتصادی بیشتر از سیاست تاکید میکند.
شعار دولت کار
از نگاه او پرچمداری انتخابات ریاستجمهوری آینده با مسائل اقتصادی است و دولتی باید سر کار بیاید که دولت کار باشد نه دولت سیاست. اما از سوی دیگر از پیشنهاد جدیدی سخن میگوید که در پس آن اعلام کاندیداتوری اش نهفته است. آلاسحاق میگوید: « در شرایط فعلی مهم یک تیم است نه یک فرد. اگر این تیم مشخص شد، خود این تیم یک نفر را از خودش انتخاب میکند که بتواند با آن بهعنوان رئیسجمهور کار کنند. مهمتر از آن فرد، آن تیم باید معرفی شود.»
وی بیان میکند: « البته قوانین ما این گونه است که یک نفر بهعنوان رئیسجمهور انتخاب شود ولیکن برنامهها و تنظیم آن یک تیم مشخص شود و بعد آن تیم یک نفر را انتخاب کنند بهتر است.» آلاسحاق صراحتا میگوید:« من بهعنوان عضوی از این تیم هستم. این را وظیفه خودم میدانم. نظام طی این سالها برای هر یک از ما هزینه کرده تا یک سری تجربه حاصل شده است.» با وجود این وی متذکر میشود: «ولی این که من بگویم من آن نفر اولی هستم که از این تیم معرفی شود نخیر این طور نیست و من این چنین ادعایی ندارم و به دنبال آن هم نیستم. من اصلا ادعای آن نفر اول را ندارم اما میتوانم عضو آن تیم باشم. عضو آن تیمی که فرد رئیسجمهور را انتخاب کند.»
آقای آلاسحاق، آن وقت به جز شما چه افراد دیگری در این تیم حضور دارند؟
همه کسانی که چهار خصوصیت اصلی مورد اشاره مقام معظم رهبری شامل اعتقاد به انقلاب اسلامی، اعتقاد عملی به اسلام و ولایت و رهبری را داشته باشند و با جریانات فتنه و اینها وضعیت آنها مشخص باشد. منتها نفر اول حرفه خودشان باشند. این افراد باید شناخته شده و کسانی باشند که تواناییهای آنها طی این 30 سال شناخته شده باشد.
در واقع قرار است این تیم شکل بگیرد؟
این تیم بالقوه اکنون وجود دارد و خدا را شکر در کشور ما ظرف 30 سال گذشته مدیران بسیار شایستهای طی این سالها در حوزههای مختلف پرورش یافتهاند. آدمهایی که هرکدام میتوانند در سطح ملی مطرح باشند و تعداد آنها به بیش از هزار نفر میرسد.
اما برای شما مگر داشتن بینش اقتصادی مهم نیست؟
عرض میکنم که باید حالا این افراد انتخاب شوند. از این مجموعه تعداد افرادی که میتوانند با هم کار کنند باید شکل بگیرند. اگر اصل این فکر جا بیفتد که مهمتر از فرد، تیم است، آن وقت افراد این تیم میتوانند جمع شوند و بعد از بین خود یک نفر را انتخاب کنند.
در تیم شما از اقتصاددانانی که با شما کار کردهاند، حضور خواهند داشت؟
بله. منتها حالا من که نباید حتما اسم ببرم. بحث من این است که این تیم مجموعه آدمهای حرفهای مورد اعتماد نظام، نخبگان و مردم هستند و از این افراد به اندازه کافی در کشور وجود دارند منتها باید یک ظرفی درست شود که اینها مطمئن باشند در این ظرف میتوانند کار کنند.
الان در واقع میتوان گفت که شما کاندیداهای مشروط هستید؟
اصلا اسم کاندیداها نگذارید. همان طور که گفتم مهمتر از فرد تیم است. در واقع پیشنهاد من این است که به جای فرد تاکید بر تیمی با آن ویژگیهای ذکر شده باشد که من میتوانم عضوی از آن تیم باشم؛ تیم کاندیدای ریاست جمهوی که این تیم میتواند از میان خود یک نفر را بهعنوان کاندیدای ریاستجمهوری معرفی کند.
تیم احتمالی آلاسحاق
آلاسحاق آخرین باری که در یک انتخابات حاضر شد بدون هیچ رقیبی توانست کرسی ریاست اتاق تهران را به دست آورد. در واقع او قبل از برگزاری انتخابات ریاست اتاق تهران شرایط را به گونهای کرد که 78 درصد آرا ریاست مجدد او را تایید کردند و نکته قابل تامل این است که فعالان بخش خصوصی پذیرفتند تنها یک کاندیدا معرفی شود. حال آلاسحاق شاید میخواهد نسخهای مشابه آن را در ریاستجمهوری پیاده کند. او طی مدت حضورش در اتاق تهران باعث حضور اقتصاددانهای برجستهای از جمله دکتر
مسعود نیلی، دکتر موسی غنینژاد، دکتر احمد میدری، دکتر محسن رنانی، دکتر فرشاد مومنی، دکتر داود دانش جعفری و دکتر حسن درگاهی در نشستها و همایشهای اقتصادی شده است. اقتصاددانانی که نگران مسائل اقتصادی کشور هستند. هرچند شاید نتوان اینها را جزیی از تیم مدنظر آلاسحاق نام برد اما به هر ترتیب این اقتصاددانها کسانی هستند که طی چند سال اخیر حداقل یک بار سخنران نشستی بودند که میزبان آن اتاق بازرگانی تهران بوده است. وی به دلیل مدیر روابط عمومی فعالی که دارد با رسانهها نیز ارتباط خوبی داشته و از جمله مهمترین برنامه هایش که از طریق رسانهها بازخورد داشته نشستهای صبحانه اتاق بازرگانی تهران بوده است. در آن نشستها از رئیس کل بانک مرکزی تا وزرای کار و صنعت و نفت حداقل یک بار حضور داشتهاند. با وجود این، این روزها دیگر اتاق بازرگانی کمتر نشستی با حضور دولتمردان برگزار میکند و حتی اقتصاددانهای حامی دولت احمدی نژاد از جمله دکتر عبدالرضا داوری نسبت به اتاق بازرگانی نگاهی کاملا منتقدانه دارند.
مواضع آلاسحاق
آلاسحاق دارای مدرک ليسانس بازرگاني، فوق ليسانس مديريت صنعتي و دكتراي مديريت استراتژيك است و سابقه وزیر بازرگانی، معاون وزير صنايع در امور اقتصادي و بينالملل، معاون بازرگاني سازمان صنايع دفاع، قائم مقام بنياد مستضعفان و چندین پست اجرایی دیگر را دارد. پیش از این تنها یک بار در مورد انتخابات ریاستجمهوری در هفتم تیر ماه امسال سخن گفته بود که آن زمان حضورش را نه رد و نه تایید کرد اما این بار در گفت وگو با آرمان نه تنها چگونگی حضورش در ریاستجمهوری را تشریح کرد بلکه از مواضع خود نیز سخن گفت. او هرچند تقسیم بندی جناحی نمیکند اما معیار مدنظرش داشتن بینش اقتصادی است. به گونهای که اعتقاد دارد تمام وزرا از وزیر آموزشوپرورش گرفته تا وزیر بهداشت همه دارای بینش اقتصادی باشند. وی در این مورد میگوید: در این دوره از انتخابات ریاستجمهوری مسئله، چالش و تحلیلهای اساسی مسائل اقتصادی هستند و چشم انداز کشور و مسائلی که ما در پیش رو داریم همه در سطح بالایی به مسائل اقتصادی وصل هستند. بنابراین رئیسجمهور آتی ما در دوره بعد حتما باید با یک بینش، نگرش و توان اقتصادی لازم باشد.
وی ادامه داد: در این دوره هرکس که میخواهد رئیسجمهور باشد باید بداند که جزء الزامات است که نیروی پیش برنده در حوزههای سیاسی، فرهنگی و بینالمللی مسائل اقتصادی است.البته به این معنا نیست که مسائل اقتصادی و اجتماعی مهم نیست اما نیروی پیش برنده باید اقتصاد باشد که به صورت خودکار بقیه حوزهها هم با هماهنگی حوزه اقتصاد پیش میروند. آلاسحاق با تاکید بر اینکه این دوره از ریاستجمهوری باید با پرچمداری اقتصادی باشد، افزود: اگر این مقدمه درست باشد الزاماتی دارد و الزامات آن این است که تیمی که میخواهد کشور را اداره کند گرایش آنها باید اقتصادی باشد. از جمله الزامات دیگر این دوره ریاستجمهوری این است که آدمهایی که میخواهند کشور را اداره کنند باید یک تیم منسجم باشند و روی یک فرد نمیتوان حساب کرد.
رئیس فعلی اتاق تهران در این مورد توضیح میدهد: زمانی است که احزاب کشور قوی هستند و احزاب همه امور را پیش بینی میکنند و در آن صورت برنده ریاستجمهوری از حزبی خواهد بود که اعضای آن حزب همه امور را مطالعه کرده باشند. یعنی تمام برنامهها را مطالعه و تیم را مشخص کرده و هرچند که یک نفر در انتخابات شرکت میکند اما آن یک نفر با برنامهها و اعضای کاملا مشخص شده است. اما در کشور ما اکنون این طور نیست و آن فردی که میآید باید فرد جامع و ظرفیتی در خور ظرفیت جمهوری اسلامی ایران داشته باشد. در واقع یک سینه گشاده و با یک سابقه در حد کار ملی داشته باشد. چرا که یک آدم تازه وارد قطعا نمیتواند این چنین شرایطی را در جمهوری اسلامی ایران اداره کند. حداقل 50 درصد از نخبگان و تاثیرگذاران کشور باید این شخص را به خوبی بشناسند.
انتقادات غیرمستقیم
آلاسحاق در ادامه صحبت هایش در مورد مواضع خود غیرمستقیم انتقاداتی را مطرح میکند. او در مورد ویژگیهای رئیسجمهوری آینده میگوید: این آدم باید یک روحیهای داشته باشد که با خرد جمعی بتواند کار کند و کسی باشد که بتواند کار تیمی کند. چون مسائل کشور اکنون از عهده یک نفر بر نمیآید و باید کسی بیاید که روحیه جمع گرایی داشته باشد. وی یکی دیگر از ویژگیهای رئیسجمهوری آینده را داشتن سابقه اقتصادی ذکر میکند و میگوید: این دوره، دوره با بینش اقتصادی است و باید یک مدیر اقتصادی با شم جامعی رئیسجمهور شود. یعنی خود آن فرد یک درک، نگرش و فهم و مشرب اقتصادی داشته باشد. علاوه بر این، یک ذهن متلاطم نمیتواند این دوره اقتصادی کشور را مدیریت کند. تازه باز این هم کافی نیست و باید حتما یک تیم منسجم و حرفهای را داشته باشد. هرکسی که میخواهد بیاید باید تیم خود را به ویژه در حوزه اقتصادی آماده کرده باشد و این طور نباشد که اول بیاید کاندیدا شود و سپس بگوید که بعد از انتخاب شدن تیم خود را معرفی میکنم.
رئیس اتاق تهران در ادامه اظهار میکند: واقعا رئیس کل بانک مرکزی کسی باشد که بانک مرکزی را با همه مشکلات و مسائل پیش رویش بشناسد. این تیم باید حرفهای و کلان نگر و دارای ذهنیت جامع باشند و در عین حال با تیم اقتصادی خود در یک باشگاه توپ بزنند. یکی از مشکلات دورههای گذشته ما این بوده که وزرای اقتصادی ما با هم در یک مشرب اقتصادی نبودند. آلاسحاق میافزاید: مثلا وزیر اقتصاد ما در یک بخش و وزیر صنعت ما در یک راستا و سیستمی دیگر و رئیس بانک مرکزی و وزیر امور خارجه هرکدام در باشگاهی دیگر توپ میزدند. این مثل ماشینی میتواند باشد که هرکدام از چرخها به یک سمت حرکت میکند که آن وقت هرچه بیشتر گاز بدهند و انرژی بیشتری مصرف کنند به جای 24 ساعت کار کردن 48 ساعت کار کنند زودتر خرابتر میکنند. یعنی اداره این امور بدون انضباط و قاطعیت امکان پذیر نیست.
وی صحبتهای خود را این گونه ادامه میدهد: رئیسجمهور آینده باید در ارکان جهت ساز این نظام حرکت کند و باید بداند که در چارچوب برنامه پنجم برنامهریزی کند و نمیتواند مع الفارق آن باشد. در این دوره کسی موفق خواهد بود که مردم به خودش و تیمش و برنامهاش اعتماد کنند. وی متذکر میشود: کسی که میخواهد بیاید باید دو وظیفه داشته باشد؛ یکی اینکه بهینه مسائل را اداره کند و دیگر این که مسائل را جلو ببرد. ما یک چشم اندازی داریم که در منطقه میخواهیم اول شویم و در همه این مشکلات علاوه بر اداره بهینه باید چند قدم جلو برویم. آدمی که میخواهد بیاید باید بداند در کشوری رئیسجمهور است که این کشور ظرفیتهای بالقوه بسیاری دارد و این طور نیست که کشور ما منابع و نیروی انسانسی نداشته باشد بلکه همه اینها را داریم و مشکل این است که از این منابع چگونه استفاده کنیم که این نیاز به تدبیر دارد. وی همچنین میگوید: اگر تیمی باشد که منسجم با بینش اقتصادی و سابقه شناخته شده حرفهای داشته باشد میتواند موفق باشد. آدمهایی که با این تیم میآیند باید بدانند که اگر مثلا وزیر صنعت میشوند نباید دنبال مسائل حاشیهای باشند بلکه باید بدانند وظیفه فقط مربوط به امور صنعت و تجارت است.
دولت سیاسی نباشد
یحیی آلاسحاق در این گفت وگو هرچند در مورد مسائل سیاسی کمتر سخن میگوید و بیشتر از هر موضوعی بر مسائل اقتصادی تکیه دارد اما در بخشی دیگر در مورد پرهیز از سیاسی شدن دولت سخن میگوید. وی اظهار میکند: دولت باید دولت کار باشد؛ نه دولت سیاسی. امور سیاسی را خود آقای رئیسجمهور هماهنگ میکند و هرکدام از این وزرا جدا از مسائل گروهی و باندی باید در حوزه خود متخصص باشند. وی در مورد این موضوع توضیح میدهد: یعنی اگر یک نفر وزیر بهداشت هست نباید بگوید من تابع یک حزب یا گروهی هستم بلکه باید بگوید من مسئول امور بهداشت و درمان و آموزش و پزشکی هستم و اگر کسی وزیر کشاورزی است نباید فکر کند که آنجا یک باشگاهی برای جریانهای سیاسی است بلکه باید فکر کند مسئول تولید و تامین هستند. به همین دلیل آلاسحاق مجددا تاکید میکند که وزرا، باید وزرای کار باشند نه سیاسی.
وی میافزاید: رئیسجمهوری هم باید هماهنگ و یک روحیه جامعی داشته باشد و تمام ارکانی که نظام قبولشان دارد و رابطه آنها با رهبری، نظام، انقلاب و اسلام مورد قبول است ملاکهای اولیه هستند که بعد از آن بقیه امور به حرفهای بودن افراد برمیگردد و این طور نیست که بگوییم یک آدمی جزو باند و گروه من است. وی بار دیگر یادآور میشود: یک نظام ارکانی دارد و مقام معظم رهبری هم در یکی از سخنرانیهای خود اینها را اعلام کردند. اول اینکه به انقلاب اسلامی و اسلام عملا معتقد باشد و علاوه بر این، به ولایت و رهبری معتقد باشد و با جریانات فتنه و اینها وضعیت آنها مشخص باشد. در واقع یعنی افراد باید در چارچوب نظام باشند و جهتگیریهای آنها کاملا در چارچوب نظام باشد. اگر این ملاکها را فردی داشته باشد دیگر انتخاب آنها براساس حرفه آنهاست و اینکه چه میزان مورد اعتماد و چه میزان هماهنگ باشد نیز ملاکهای دیگر خواهد بود.
جمله پایانی وی این است که اینچنین مجموعهای جزو الزامات این دوره ریاستجمهوری است. در واقع رئیس فعلی اتاق تهران با این سخنانش نشان میدهد که اعتقاد به کار تیمی دارد و جدا از مسائل سیاسی تنها از خط کش بینش اقتصادی داشتن میخواهد بهره ببرد. چرا که از نگاه او اکنون مهمترین مسئله کشور، مسائل اقتصادی است.
منبع:آرمان
کد خبر:
30513
تاریخ انتشار: 18 شهریور 1391 - 12:56
اتاق نیوز- یحیی آلاسحاق دو وجهه اقتصادی و سیاسی دارد. از نظر سیاسی هرچند از شخصیتهای اصلی هیأت مؤتلفه بوده اما از سال ۱۳۸۰ ارتباطش با هیات موتلفه به کمترین حد ممکن رسیده است. در واقع طی این سالها بیشتر از سیاست در اقتصاد حضور داشته است. مدافع اقتصاد آزاد است و به واسطه همین بینش از سال 85 در پارلمان بخش خصوصی کشور حضور دارد. رئیس اتاق بازرگانی تهران طی این سالها در عین رعایت برخی ملاحظات اما گاهی شدیدترین انتقادها را از سیاستهای اجرایی کشور داشته است. آخرین موضعش مخالفت با راه اندازی بورس ارز بوده است. تحریم را جنگ اقتصادی میداند که بخش خصوصی افسران این جنگ هستند. با وجود این برخی واقعیات را انکار نکرده و مثلا اذعان به این کرده که ایرانیها به واسطه تحریم کالاهای خود را 20 درصد گرانتر میخرند.
آلاسحاق هرچند روحیه آرامی دارد اما طی مدت ریاستش در اتاق تهران یک بار در پاسخ به اعتراض عضوی که احساس میکرد رئیس اتاق تهران به او توهین کرده گفت اشکالی ندارد، اما چند دقیقه بعد با آرامش خود جلسه را با عذرخواهی به اتمام رساند. به جز این مورد فعالان بخش خصوصی کمتر شده که خاطره خاکستری از آلاسحاق در ذهن خود داشته باشند. حتی ذکر خاطرههایی چون گریستن او و آیت الله هاشمی رفسنجانی در زمان تصدی او بر وزارت بازرگانی نیز باعث شده که برای خیلیها او چهرهای عاطفی نیز داشته باشد. همین احساسی بودنش نیز گاهی باعث میشود که با شور سخن بگوید اما طی دهه اخیر مواضعش هیچ وقت سیاسی نبوده است. به همین دلیل اکنون نیز که میخواهد اعلام آمادگی برای حضور در ریاستجمهوری آینده کند بر مواضع اقتصادی بیشتر از سیاست تاکید میکند.
شعار دولت کار
از نگاه او پرچمداری انتخابات ریاستجمهوری آینده با مسائل اقتصادی است و دولتی باید سر کار بیاید که دولت کار باشد نه دولت سیاست. اما از سوی دیگر از پیشنهاد جدیدی سخن میگوید که در پس آن اعلام کاندیداتوری اش نهفته است. آلاسحاق میگوید: « در شرایط فعلی مهم یک تیم است نه یک فرد. اگر این تیم مشخص شد، خود این تیم یک نفر را از خودش انتخاب میکند که بتواند با آن بهعنوان رئیسجمهور کار کنند. مهمتر از آن فرد، آن تیم باید معرفی شود.»
وی بیان میکند: « البته قوانین ما این گونه است که یک نفر بهعنوان رئیسجمهور انتخاب شود ولیکن برنامهها و تنظیم آن یک تیم مشخص شود و بعد آن تیم یک نفر را انتخاب کنند بهتر است.» آلاسحاق صراحتا میگوید:« من بهعنوان عضوی از این تیم هستم. این را وظیفه خودم میدانم. نظام طی این سالها برای هر یک از ما هزینه کرده تا یک سری تجربه حاصل شده است.» با وجود این وی متذکر میشود: «ولی این که من بگویم من آن نفر اولی هستم که از این تیم معرفی شود نخیر این طور نیست و من این چنین ادعایی ندارم و به دنبال آن هم نیستم. من اصلا ادعای آن نفر اول را ندارم اما میتوانم عضو آن تیم باشم. عضو آن تیمی که فرد رئیسجمهور را انتخاب کند.»
آقای آلاسحاق، آن وقت به جز شما چه افراد دیگری در این تیم حضور دارند؟
همه کسانی که چهار خصوصیت اصلی مورد اشاره مقام معظم رهبری شامل اعتقاد به انقلاب اسلامی، اعتقاد عملی به اسلام و ولایت و رهبری را داشته باشند و با جریانات فتنه و اینها وضعیت آنها مشخص باشد. منتها نفر اول حرفه خودشان باشند. این افراد باید شناخته شده و کسانی باشند که تواناییهای آنها طی این 30 سال شناخته شده باشد.
در واقع قرار است این تیم شکل بگیرد؟
این تیم بالقوه اکنون وجود دارد و خدا را شکر در کشور ما ظرف 30 سال گذشته مدیران بسیار شایستهای طی این سالها در حوزههای مختلف پرورش یافتهاند. آدمهایی که هرکدام میتوانند در سطح ملی مطرح باشند و تعداد آنها به بیش از هزار نفر میرسد.
اما برای شما مگر داشتن بینش اقتصادی مهم نیست؟
عرض میکنم که باید حالا این افراد انتخاب شوند. از این مجموعه تعداد افرادی که میتوانند با هم کار کنند باید شکل بگیرند. اگر اصل این فکر جا بیفتد که مهمتر از فرد، تیم است، آن وقت افراد این تیم میتوانند جمع شوند و بعد از بین خود یک نفر را انتخاب کنند.
در تیم شما از اقتصاددانانی که با شما کار کردهاند، حضور خواهند داشت؟
بله. منتها حالا من که نباید حتما اسم ببرم. بحث من این است که این تیم مجموعه آدمهای حرفهای مورد اعتماد نظام، نخبگان و مردم هستند و از این افراد به اندازه کافی در کشور وجود دارند منتها باید یک ظرفی درست شود که اینها مطمئن باشند در این ظرف میتوانند کار کنند.
الان در واقع میتوان گفت که شما کاندیداهای مشروط هستید؟
اصلا اسم کاندیداها نگذارید. همان طور که گفتم مهمتر از فرد تیم است. در واقع پیشنهاد من این است که به جای فرد تاکید بر تیمی با آن ویژگیهای ذکر شده باشد که من میتوانم عضوی از آن تیم باشم؛ تیم کاندیدای ریاست جمهوی که این تیم میتواند از میان خود یک نفر را بهعنوان کاندیدای ریاستجمهوری معرفی کند.
تیم احتمالی آلاسحاق
آلاسحاق آخرین باری که در یک انتخابات حاضر شد بدون هیچ رقیبی توانست کرسی ریاست اتاق تهران را به دست آورد. در واقع او قبل از برگزاری انتخابات ریاست اتاق تهران شرایط را به گونهای کرد که 78 درصد آرا ریاست مجدد او را تایید کردند و نکته قابل تامل این است که فعالان بخش خصوصی پذیرفتند تنها یک کاندیدا معرفی شود. حال آلاسحاق شاید میخواهد نسخهای مشابه آن را در ریاستجمهوری پیاده کند. او طی مدت حضورش در اتاق تهران باعث حضور اقتصاددانهای برجستهای از جمله دکتر
مسعود نیلی، دکتر موسی غنینژاد، دکتر احمد میدری، دکتر محسن رنانی، دکتر فرشاد مومنی، دکتر داود دانش جعفری و دکتر حسن درگاهی در نشستها و همایشهای اقتصادی شده است. اقتصاددانانی که نگران مسائل اقتصادی کشور هستند. هرچند شاید نتوان اینها را جزیی از تیم مدنظر آلاسحاق نام برد اما به هر ترتیب این اقتصاددانها کسانی هستند که طی چند سال اخیر حداقل یک بار سخنران نشستی بودند که میزبان آن اتاق بازرگانی تهران بوده است. وی به دلیل مدیر روابط عمومی فعالی که دارد با رسانهها نیز ارتباط خوبی داشته و از جمله مهمترین برنامه هایش که از طریق رسانهها بازخورد داشته نشستهای صبحانه اتاق بازرگانی تهران بوده است. در آن نشستها از رئیس کل بانک مرکزی تا وزرای کار و صنعت و نفت حداقل یک بار حضور داشتهاند. با وجود این، این روزها دیگر اتاق بازرگانی کمتر نشستی با حضور دولتمردان برگزار میکند و حتی اقتصاددانهای حامی دولت احمدی نژاد از جمله دکتر عبدالرضا داوری نسبت به اتاق بازرگانی نگاهی کاملا منتقدانه دارند.
مواضع آلاسحاق
آلاسحاق دارای مدرک ليسانس بازرگاني، فوق ليسانس مديريت صنعتي و دكتراي مديريت استراتژيك است و سابقه وزیر بازرگانی، معاون وزير صنايع در امور اقتصادي و بينالملل، معاون بازرگاني سازمان صنايع دفاع، قائم مقام بنياد مستضعفان و چندین پست اجرایی دیگر را دارد. پیش از این تنها یک بار در مورد انتخابات ریاستجمهوری در هفتم تیر ماه امسال سخن گفته بود که آن زمان حضورش را نه رد و نه تایید کرد اما این بار در گفت وگو با آرمان نه تنها چگونگی حضورش در ریاستجمهوری را تشریح کرد بلکه از مواضع خود نیز سخن گفت. او هرچند تقسیم بندی جناحی نمیکند اما معیار مدنظرش داشتن بینش اقتصادی است. به گونهای که اعتقاد دارد تمام وزرا از وزیر آموزشوپرورش گرفته تا وزیر بهداشت همه دارای بینش اقتصادی باشند. وی در این مورد میگوید: در این دوره از انتخابات ریاستجمهوری مسئله، چالش و تحلیلهای اساسی مسائل اقتصادی هستند و چشم انداز کشور و مسائلی که ما در پیش رو داریم همه در سطح بالایی به مسائل اقتصادی وصل هستند. بنابراین رئیسجمهور آتی ما در دوره بعد حتما باید با یک بینش، نگرش و توان اقتصادی لازم باشد.
وی ادامه داد: در این دوره هرکس که میخواهد رئیسجمهور باشد باید بداند که جزء الزامات است که نیروی پیش برنده در حوزههای سیاسی، فرهنگی و بینالمللی مسائل اقتصادی است.البته به این معنا نیست که مسائل اقتصادی و اجتماعی مهم نیست اما نیروی پیش برنده باید اقتصاد باشد که به صورت خودکار بقیه حوزهها هم با هماهنگی حوزه اقتصاد پیش میروند. آلاسحاق با تاکید بر اینکه این دوره از ریاستجمهوری باید با پرچمداری اقتصادی باشد، افزود: اگر این مقدمه درست باشد الزاماتی دارد و الزامات آن این است که تیمی که میخواهد کشور را اداره کند گرایش آنها باید اقتصادی باشد. از جمله الزامات دیگر این دوره ریاستجمهوری این است که آدمهایی که میخواهند کشور را اداره کنند باید یک تیم منسجم باشند و روی یک فرد نمیتوان حساب کرد.
رئیس فعلی اتاق تهران در این مورد توضیح میدهد: زمانی است که احزاب کشور قوی هستند و احزاب همه امور را پیش بینی میکنند و در آن صورت برنده ریاستجمهوری از حزبی خواهد بود که اعضای آن حزب همه امور را مطالعه کرده باشند. یعنی تمام برنامهها را مطالعه و تیم را مشخص کرده و هرچند که یک نفر در انتخابات شرکت میکند اما آن یک نفر با برنامهها و اعضای کاملا مشخص شده است. اما در کشور ما اکنون این طور نیست و آن فردی که میآید باید فرد جامع و ظرفیتی در خور ظرفیت جمهوری اسلامی ایران داشته باشد. در واقع یک سینه گشاده و با یک سابقه در حد کار ملی داشته باشد. چرا که یک آدم تازه وارد قطعا نمیتواند این چنین شرایطی را در جمهوری اسلامی ایران اداره کند. حداقل 50 درصد از نخبگان و تاثیرگذاران کشور باید این شخص را به خوبی بشناسند.
انتقادات غیرمستقیم
آلاسحاق در ادامه صحبت هایش در مورد مواضع خود غیرمستقیم انتقاداتی را مطرح میکند. او در مورد ویژگیهای رئیسجمهوری آینده میگوید: این آدم باید یک روحیهای داشته باشد که با خرد جمعی بتواند کار کند و کسی باشد که بتواند کار تیمی کند. چون مسائل کشور اکنون از عهده یک نفر بر نمیآید و باید کسی بیاید که روحیه جمع گرایی داشته باشد. وی یکی دیگر از ویژگیهای رئیسجمهوری آینده را داشتن سابقه اقتصادی ذکر میکند و میگوید: این دوره، دوره با بینش اقتصادی است و باید یک مدیر اقتصادی با شم جامعی رئیسجمهور شود. یعنی خود آن فرد یک درک، نگرش و فهم و مشرب اقتصادی داشته باشد. علاوه بر این، یک ذهن متلاطم نمیتواند این دوره اقتصادی کشور را مدیریت کند. تازه باز این هم کافی نیست و باید حتما یک تیم منسجم و حرفهای را داشته باشد. هرکسی که میخواهد بیاید باید تیم خود را به ویژه در حوزه اقتصادی آماده کرده باشد و این طور نباشد که اول بیاید کاندیدا شود و سپس بگوید که بعد از انتخاب شدن تیم خود را معرفی میکنم.
رئیس اتاق تهران در ادامه اظهار میکند: واقعا رئیس کل بانک مرکزی کسی باشد که بانک مرکزی را با همه مشکلات و مسائل پیش رویش بشناسد. این تیم باید حرفهای و کلان نگر و دارای ذهنیت جامع باشند و در عین حال با تیم اقتصادی خود در یک باشگاه توپ بزنند. یکی از مشکلات دورههای گذشته ما این بوده که وزرای اقتصادی ما با هم در یک مشرب اقتصادی نبودند. آلاسحاق میافزاید: مثلا وزیر اقتصاد ما در یک بخش و وزیر صنعت ما در یک راستا و سیستمی دیگر و رئیس بانک مرکزی و وزیر امور خارجه هرکدام در باشگاهی دیگر توپ میزدند. این مثل ماشینی میتواند باشد که هرکدام از چرخها به یک سمت حرکت میکند که آن وقت هرچه بیشتر گاز بدهند و انرژی بیشتری مصرف کنند به جای 24 ساعت کار کردن 48 ساعت کار کنند زودتر خرابتر میکنند. یعنی اداره این امور بدون انضباط و قاطعیت امکان پذیر نیست.
وی صحبتهای خود را این گونه ادامه میدهد: رئیسجمهور آینده باید در ارکان جهت ساز این نظام حرکت کند و باید بداند که در چارچوب برنامه پنجم برنامهریزی کند و نمیتواند مع الفارق آن باشد. در این دوره کسی موفق خواهد بود که مردم به خودش و تیمش و برنامهاش اعتماد کنند. وی متذکر میشود: کسی که میخواهد بیاید باید دو وظیفه داشته باشد؛ یکی اینکه بهینه مسائل را اداره کند و دیگر این که مسائل را جلو ببرد. ما یک چشم اندازی داریم که در منطقه میخواهیم اول شویم و در همه این مشکلات علاوه بر اداره بهینه باید چند قدم جلو برویم. آدمی که میخواهد بیاید باید بداند در کشوری رئیسجمهور است که این کشور ظرفیتهای بالقوه بسیاری دارد و این طور نیست که کشور ما منابع و نیروی انسانسی نداشته باشد بلکه همه اینها را داریم و مشکل این است که از این منابع چگونه استفاده کنیم که این نیاز به تدبیر دارد. وی همچنین میگوید: اگر تیمی باشد که منسجم با بینش اقتصادی و سابقه شناخته شده حرفهای داشته باشد میتواند موفق باشد. آدمهایی که با این تیم میآیند باید بدانند که اگر مثلا وزیر صنعت میشوند نباید دنبال مسائل حاشیهای باشند بلکه باید بدانند وظیفه فقط مربوط به امور صنعت و تجارت است.
دولت سیاسی نباشد
یحیی آلاسحاق در این گفت وگو هرچند در مورد مسائل سیاسی کمتر سخن میگوید و بیشتر از هر موضوعی بر مسائل اقتصادی تکیه دارد اما در بخشی دیگر در مورد پرهیز از سیاسی شدن دولت سخن میگوید. وی اظهار میکند: دولت باید دولت کار باشد؛ نه دولت سیاسی. امور سیاسی را خود آقای رئیسجمهور هماهنگ میکند و هرکدام از این وزرا جدا از مسائل گروهی و باندی باید در حوزه خود متخصص باشند. وی در مورد این موضوع توضیح میدهد: یعنی اگر یک نفر وزیر بهداشت هست نباید بگوید من تابع یک حزب یا گروهی هستم بلکه باید بگوید من مسئول امور بهداشت و درمان و آموزش و پزشکی هستم و اگر کسی وزیر کشاورزی است نباید فکر کند که آنجا یک باشگاهی برای جریانهای سیاسی است بلکه باید فکر کند مسئول تولید و تامین هستند. به همین دلیل آلاسحاق مجددا تاکید میکند که وزرا، باید وزرای کار باشند نه سیاسی.
وی میافزاید: رئیسجمهوری هم باید هماهنگ و یک روحیه جامعی داشته باشد و تمام ارکانی که نظام قبولشان دارد و رابطه آنها با رهبری، نظام، انقلاب و اسلام مورد قبول است ملاکهای اولیه هستند که بعد از آن بقیه امور به حرفهای بودن افراد برمیگردد و این طور نیست که بگوییم یک آدمی جزو باند و گروه من است. وی بار دیگر یادآور میشود: یک نظام ارکانی دارد و مقام معظم رهبری هم در یکی از سخنرانیهای خود اینها را اعلام کردند. اول اینکه به انقلاب اسلامی و اسلام عملا معتقد باشد و علاوه بر این، به ولایت و رهبری معتقد باشد و با جریانات فتنه و اینها وضعیت آنها مشخص باشد. در واقع یعنی افراد باید در چارچوب نظام باشند و جهتگیریهای آنها کاملا در چارچوب نظام باشد. اگر این ملاکها را فردی داشته باشد دیگر انتخاب آنها براساس حرفه آنهاست و اینکه چه میزان مورد اعتماد و چه میزان هماهنگ باشد نیز ملاکهای دیگر خواهد بود.
جمله پایانی وی این است که اینچنین مجموعهای جزو الزامات این دوره ریاستجمهوری است. در واقع رئیس فعلی اتاق تهران با این سخنانش نشان میدهد که اعتقاد به کار تیمی دارد و جدا از مسائل سیاسی تنها از خط کش بینش اقتصادی داشتن میخواهد بهره ببرد. چرا که از نگاه او اکنون مهمترین مسئله کشور، مسائل اقتصادی است.
منبع:آرمان
کلید واژه ها :
