اتاق نیوز- با وجود نیاز چندین ساله اقتصاد ایران به اجرای طرحی در قالب هدفمندسازی یارانهها اما پیش از اجرای آن در سال 88 بسیاری از کارشناسان شرایط را برای اجرای آن مهیا نمیدانستند. حال پس از گذشت 3 سال از اجرای این طرح تبعات آن به قدری بوده که نمایندگان مجلس به دنبال طرحی برای توقف فاز دوم آن هستند. هرچند که در عمل نیز دولتمردان بارها اعلام کردهاند که فعلا برای فاز دوم هدفمندسازی یارانهها برنامهای ندارند. شاید در این شرایط فرصت مناسب باشد که با آسیبشناسی این طرح نقاط ضعف آن بررسی شود. از نگاه دکتر جواد صالحی اصفهانی، استاد تمام دانشگاه ویرجینیای آمریکا، یکی از مسائلی که باید هنگام اجرای این طرح مدنظر قرار میگرفت بحثی است که او از آن با تعبیر "تور ایمنی" یاد میکند.
وی در این مورد با اشاره به شاغلانی که به تبع از اجرای هدفمندسازی یارانهها شغل خود را در شرکتهای یارانه بگیر از دست دادهاند، میگوید: باید برای این بازندههای تعدیل اقتصادی حتما فکری کرد. شما اگر در بانک جهانی هم صحبت از تعدیل کنید میگویند که باید تور ایمنی در کنار آن باشد. اما به آن صورت که باید تور ایمنی نداریم که البته این کمبود دلیل این نمیشود که طرح هدفمندسازی را همین طور نگه داریم تا تور ایمنی بیاید. وی پس از بیان رابطه اجرای طرح هدفمندسازی یارانهها با پدیده فقر ابراز میکند که در سه ماهه آخر سال 89 حدود دو میلیون افراد فقیر روستایی زیر فقر درآمدند اما در مورد سال ۱۳۹۰ و بعد از آن اطلاع درستی در دست نیست. باوجود اینکه هدفمندی از نظر عدالت اجتماعی پیشرو بوده است، نمیتوان انتظار داشت که بعد از بروز عوارض تحریمها باز هم فقر پایین برود. گفت وگوی روزنامه آرمان با وی را میخوانید:
آقای دکتر، یکی از نقدهای مربوط به هدفمندسازی یارانهها این بود که برخی کارشناسان معتقد بودند بهجای پرداخت مستقیم پول، این پولها برای ایجاد شغل صرف شود. شما در این مورد چه اعتقادی دارید؟ ضمن اینکه طبق سخنان پیشین شما، شما ایجاد شغل توسط دولت را قبول ندارید.
بستگی دارد که چگونه اینکار انجام بگیرد. من با ایجاد مستقیم شغل توسط دولت مخالف هستم، اما با اینکه دولت فضای مناسب برای تولید شغل در بخش خصوصی ایجاد کند مخالف نیستم. ایجاد شغل توسط دولت مشکلات زیادی در پی دارد. بهره وری نیروی کار را پائین میآورد و انگیزه در آموزش را از فناوری به مدرکگرایی سوق میدهد. اما سوال اصلی شما این است که آیا بهتر نبود که یارانههای نقدی صرف ایجاد شغل بشود. پاسخ من در این مورد منفی است. دلیل اصلی پرداخت یارانه این بوده که مردم راضی شوند که از بنزین ارزان و نان و گاز یارانهای بگذرند که هم باعث هدر رفتن منابع بود و هم در جهت مخالف عدالت اجتماعی بود و میخواستند با این اقدام مردم خودشان تصمیم بگیرند که منابع یارانه را چطور مصرف کنند. لازم بود که مبادله شفافی بین مردم و دولت انجام بگیرد. برای این کار قول ایجاد شغل از هر طریق کافی نبود. یعنی نباید این دو را با هم مقایسه کنید. ایران بیش از 5/2 برابر ترکیه در تولید، انرژی مصرف میکند. یارانه انرژی هم اقتصاد ما را دچار مشکل کرده و محیطزیست را از بین برده است. به نظر من حالا مردم قبول کردهاند که قیمتها بالا برود و این قدم بسیار مثبتی بوده است. البته من اعتقاد دارم که دولت از بابت حذف یارانهها پول زیادی داده و مشکل ایجاد کرده است. شاید مقداری از تورم و رشد نقدینگی فعلی به این موضوع مربوط باشد.
فکر میکنید تنها آن بخش مازاد پرداخت یارانه منجر به تورم شد یا اینکه در مجموع این چنین اقدامی یعنی توزیع پول خودش تورم به وجود میآورد؟
شما نمیتوانید سوبسید را بردارید و تورم به وجود نیاید. این اجتناب ناپذیر است. اینها اصلا یک کلمه هستند. از نظر من گفتن این که برداشتن سوبسید تورمزاست حرف واضحی است. وقتی قیمت انرژی بالا میرود طبیعی است که تورم به وجود آید. این به آن دلیل است که ما در دنیایی زندگی میکنیم که هیچ قیمتی پایین نمیآید. بعضی قیمتها که بالا میرود روی قیمتهای دیگر اثر میگذارد و این منجر به تورم میشود اما این یک شوک یک باره است که در یکی دو سال از بین میرود. البته اگر درست عمل شود و کسری بودجه افزایش نیابد.
البته گویا وضعیت ما این طور نیست.
ما مشکلات عدیدهای داریم. آن افزایش قیمتی که از هدفمندسازی یارانهها بوده، شوکی به قیمتها بوده که بعد از مدتی اثر آن باید از بین میرفت. اگر عوامل دیگر نبودند شاید الان تورم به حال قبل از هدفمندی برگشته بود. ما یک کشوری هستیم که بهطور متوسط در 20 سال گذشته سالانه نزدیک به 20 درصد تورم داشتهایم و این که اکنون تورم داریم جای تعجب نیست. به عقیده من تشدید تورم 5/1 سال بعد از شوک برداشتن یارانهها را نباید به حساب طرح هدفمندی گذاشت. البته جدا کردن علتهایی که باعث ایجاد تورم شدهاند یک موضوع پیچیده است. کار سختی است که سهم هر کدام از عوامل را در افزایش بهای تمام شده اقلام مشخص کنیم تا ببینیم کسری طرح هدفمندی یارانهها و عوامل دیگر هرکدام در تورم چه میزان سهم داشتهاند. همچنین مشکلات ناشی از تحریمها را هم نباید نادیده گرفت.
این عوامل مورد اشاره شما را که کنار هم قرار میدهیم به نظر میرسد باید منتظر تورمی بالاتر از 23درصد اعلام شده توسط بانک مرکزی باشیم. میخواهم بدانم از نظر شما تورم اعلامی از سوی بانک مرکزی که آخرین بار حدود 23 درصد بوده نشاندهندهرقم غیرواقعی است یا انباشت تورم که در آینده خودش را میخواهد نشان دهد؟
تورم در ماههای تابستان امسال حدود 30 درصد بوده است. این تورمی بود که مردم احساس میکردند و با نرخ تورم 12 ماهه یک ماه با ماه مشابه یکسال قبل که بانک مرکزی اعلام میکند فرق دارد. مردم تورم اول تا آخر ماه را بیشتر احساس میکنند تا تورم ماه مشابه یک سال پیش. اگر میخواهیم اطلاعات مفید به مردم بدهیم و نسبت به آمار دولتی ایجاد اطمینان کنیم باید بگوییم که مثلا با ادامه روند فعلی تا پایان سال تورم ما ۳۰ درصد میشود. البته ممکن است در آمار تورم مشکلهای دیگر هم داشته باشند، مثلا به دلیل اینکه ضریب بعضی از کالاها واقعی نیستند و تورم کمتر از آن که هست اندازهگیری میشود. اما در کل من فکر میکنم آمار تورم صحیح است.
با توجه به روند فعلی خیلی از کارشناسان اعتقاد به تورم انباشت شده دارند. از نگاه شما چه زمانی این تورم انباشت شده خودش را نشان میدهد؟
تورم انباشت شده وقتی ایجاد میشود که قیمتها برای مدتی بهطور مصنوعی ثابت نگه داشته شوند. مثلا اگر نرخ دلار و ریال را ثابت نگه داشتید ولی تورم بالا است یا با آوردن دلارهای نفتی به بازار و باز کردن درها روی واردات قیمتهای داخلی را کنترل میکنید یک نوع تورم انباشته ایجاد میشود. به محض اینکه درآمدهای نفتی کم شود تورم انباشتشده بروز میکند، قیمت دلار بالا میرود و به دنبال آن قیمت سایر کالاها نیز متاثر خواهند شد.
از نگاه شما یارانههای نقدی بر فقر چه تاثیری میتواند داشته باشد؟
من دیدهام که برخی میگویند یارانههای نقدی ممکن است میزان فقر را اضافه کند و افزایش دهد که من در آمارهای ایران این چنین چیزی را ندیدهام. ببینید، وقتی دولت در این مبادله ضرر کرده باشد و یارانههای انرژی هم بیشتر به نفع درآمدهای بالا باشد چطور امکان دارد که حذف یارانهها به ضرر فقرا باشد؟ در سه ماهه آخر سال 89 که پرداخت یارانه شروع شد آمار نمونهگیری خانوار نشان میدهد که درصد افراد فقیر حدود 5 درصد کم شده و بهخصوص در روستاها تاثیر زیادی داشته است. حدود 2 میلیون افراد فقیر روستایی در سه ماهه آخر سال ۱۳۸۹ از زیر فقر در آمدند.
یعنی ممکن است این قدر زود تاثیر گذاشته باشد؟
معلوم است. برای اینکه خط فقر محاسبه شده برای سال ۱۳۸۹ ما حدود روزی 1500 تومان برای هر نفر در روستاست. وقتی شما روزی 1500 تومان بدهید کل افراد روستایی که زیر خط فقر قرار دارند دیگر حداقل را در اختیار دارند.
الان اگر باز بخواهید خط فقر را محاسبه کنید فکر میکنید این میزان فقیر روند نزولی داشته است؟
نخیر. برای اینکه اقتصاد ایران به دلایل مختلف به رکود افتاده و با اینکه بخش ساختمان خوب پیشرفت کرده و دستمزد کارگرهای ساده هم تا حدی بالا رفته اما با وجود شرایط رکود در نهایت برای آنها وضعیت همان وضعیت قبل مانده است. چون درآمد آنها حداکثر با تورم بالا رفته اما برای همه این اتفاق رخ نداده است. کسانی مانند کارمندان دولت درآمد واقعیشان افتاده است و کارگران صنایعی که شغل خود را از دست دادهاند از کارمندان هم بیشتر متضرر شدهاند. اگر شما منتقد هدفمندسازی باشید میتوانید همه این مسائل را که اشاره کردم ناشی از اجرای طرح هدفمندسازی یارانهها بدانید، اما من این طور فکر نمیکنم. من معتقد هستم مسائل ناشی از محدودیتهای بینالمللی برای اقتصاد ایران و سیاستهای دولت اثراتی منفی بیشتری روی اقتصاد ایران داشتهاند.
در مورد تعداد فقرا فکر میکنید این میزان چه تغییری کرده است؟
در مورد سال ۱۳۹۰ و بعد از آن اطلاع درستی در دست نیست. من فقط راجع به سه ماه سال ۱۳۸۹ میدانم که آن هم همانطور که عرض کردم فقر پایین آمده بود. با وجود اینکه هدفمندی از نظر عدالت اجتماعی پیشرو بوده است، نمیتوان انتظار داشت که بعد از بروز عوارض تحریمها باز هم فقر پایین برود. ما الان دچار رکود تورمی هستیم. این رکود است که فقر را افزایش میدهد، نه تورم. تا آنجایی که من میدانم اثر تورم بر توزیع درآمد مشخص نیست.
منتها حجم اقشار متوسط جامعه خیلی بیشتر از این اقشار است که شما فکر میکنید متضرر نشدهاند.
در مورد بخش متوسط جامعه من اعتقاد دارم بخشی از این طبقه متضرر شدهاند.
فکر نمیکنید اجرای این طرح باعث شده برخی از اقشاری که تاکنون در طبقه متوسط قرار داشتند به طبقه پایینتر رفته باشند؟
بستگی به دهک درآمدی آنها دارد. اگر منظور از طبقه متوسط دهکهای 3 تا 6 باشد، من فکر میکنم که این نوع اقشار هم مصرف بنزین و گازوئیل شان کم است. بنابراین در مبادله هدفمندی با دولت جلو هستند. دهکهای 7 و 8 را هم میشود گفت که به طبقه متوسط تعلق دارند اما آنها در خطر خروج از طبقه متوسط نیستند. همانطور که عرض کردم، رکود اقتصادی بدون شک زندگی را برای خیلیها سخت کرده است، اما نباید آن را به حساب طرح هدفمندی گذاشت. اگر کارگرهای یک کارخانه ورشکسته هستند بله متضرر میشوند. اما بحث بر سر این است که چرا این فرد شغل خود را از دست داده است؟ ممکن است به دلیل دیگری کارخانه ورشکست شده باشد. مثلا به دلیل سیاست اشتباه کنترل قیمتهای فروش یا به دلیل مسائل ناشی از محدودیتهای بینالمللی برای اقتصاد باشد. البته بعضی شرکتها هم که فقط به دلیل یارانه انرژی سود ده بودهاند، بعد از بالا رفتن قیمتهای انرژی دیگر نمیتوانند و نباید به تولید ادامه دهند. مگر اینکه بخواهیم همچنان با یارانه انرژی ایجاد شغل کنیم، که سیاست بسیار عجیبی است. بالاخره ما باید شرکتهایی داشته باشیم که دنبال یارانه انرژی نیستند و بدون آن میتوانند کار کنند.
ما برای اینکه به آن سمت برویم هدفمندسازی یارانهها را اجرا کردیم که این باعث میشود کارگران شرکتهای یارانه جمعکن شغلهای خود را از دست بدهند و احیانا زیر خط فقر بروند، که ما باید برای حمایت از اینها سیاستی داشته باشیم. باید برای این بازندههای تعدیل اقتصادی حتما فکری کرد، چون آنها بیگناه هستند و بدون آگاهی وارد شرکتهای یارانهای شدهاند و حالا که ما میخواهیم یارانهها را برداریم باید برایشان فکری بکنیم. این مشکل هم به بیمه بیکاری مربوط میشود و هم به سیاستهای فقرزدایی بر میگردد. ایران کشوری ثروتمند است و همیشه باید افرادی که به دلیل کمبود درآمد در مضیقه جدی هستند حمایت شوند.
طبق آمارهای یک نماینده مجلس ما در حال حاضر بیش از 2500 واحد دارای مشکل داریم که طبیعتا ممکن است کارگران این واحدها تعدیل شوند. با توجه به چنین آمارهایی نمیتوان گفت تعداد فقرای ما افزایش پیدا کرده است؟
اگر بگوییم این افراد فقط به دلیل استخدام در شرکتهایی که در شرایط غیریارانهای نمیتوانند ادامه کار دهند مشغول به کار بودند بله این حرف درست است اما این را باید از قبل میدانستیم. یعنی این جزء مشکلات طرح نیست بلکه این خود طرح است. عین تورم که خود طرح بوده است. این که یک سری از شرکتها با اجرای این طرح تعطیل میشوند در خود طرح هدفمندسازی بوده است. نباید برخی موضوعات را جزء پیامدهای این طرح گذاشت. یکی از مشکلات ما این است که مردم ما ماشینی را سوار میشوند که نباید سوار آن شوند. ما این طرح را اجرا میکنیم که این اتفاقات دیگر رخ ندهد. ما میخواهیم قیمت انرژی بالا رود که مردم درست مصرف کنند و شغلهایی که فقط یارانه موجب ایجاد شدن آنها شده بود را برداریم و سالم کردن اقتصاد یعنی همین. یعنی تولیدهایی که به صرفه نیست را جمع کنیم. اما در مورد افزایش فقر موضوع تور ایمنی مطرح است. من فکر نمیکنم اقتصاددانی در دنیا باشد که طرح تعدیل را مطرح کند و بعد بگوید هرچه به حال خود باشد. شما اگر در بانک جهانی هم صحبت از تعدیل کنید میگویند که باید تور ایمنی در کنار آن باشد. اگر اینها نباشد بخشهایی از جامعه آن را قبول نمیکنند و مانع از انجام اصلاحات میشوند. تعدیل این است که ما ریسکها را بین همه پخش کنیم تا سیستمی بهتر به بار آوریم.
در مورد بیمه بیکاری یا همان تور ایمنی فکر نکنم زیاد به آن توجه شده باشد. طبق آمارهای رسمی تنها حدود 200 هزار نفر از بیکاران کشور تحت پوشش صندوق بیمه بیکاری هستند. این یعنی چیزی کمتر از 6 درصد بیکاران(که جمعیت آنها طبق اعلام مرکز آمار به 3 میلیون نفر میرسد) از حمایتهای صندوق بیمه بیکاری بهرهمند هستند.
بله. ما به آن صورت که باید تور ایمنی نداریم، اما این کمبود دلیل این نمیشود که طرح هدفمندسازی را همین طور نگه داریم تا تور ایمنی بیاید. اعتقاد من بر این است که یک اصلاح را انجام دهیم و بعد که مشکل را دیدیم آن را حل کنیم. به جای اینکه همه طرحها را نگه داریم تا زمانی که یک اقتصاد خوب داشته باشیم درست نیست. بعضی اصلاحات احتیاج به اصلاحات دیگری را افزایش میدهند و شناخت تقدم و تاخر اینها مهم است. اگر ما به سطحی از ساختارسازی اقتصادی رسیده بودیم که تور ایمنی داشتیم دیگر بعید بود که بزرگترین یارانه دهنده انرژی در دنیا باشیم و به اجرای هدفمندسازی یارانهها نیازی نبود. ما مشکلات زیادی داریم و راه حل اینها این است که یک طوری کار کنیم که از منطق ترتیب طرحها بهرهمند شویم.
آقای دکتر یکی دیگر از گلایهها نسبت به اجرای هدفمندسازی یارانهها این است که با اجرای این طرح اندازه دولت بزرگتر شده است.ارزیابی شما از این موضوع چیست؟
نقش دولت با اجرای هدفمندسازی در اقتصاد کمتر شده است و این مردم هستند که تصمیم گیر نهایی شدهاند که یارانه را چگونه خرج کنند. وقتی یارانهها برداشته میشود نقش دولت کمتر میشود.
اما همین که پولی در اختیار دولت قرار داده میشود تا بازتوزیع کند باعث افزایش نقش دولت در اقتصاد نمیشود؟
نخیر. برای اینکه قبل از آن هم این پولها دست دولت بود و آن را به شکل دیگری خرج میکرد که تاثیر بیشتر و مخربی در اقتصاد داشت. مثلا اکنون دولت مصر 20 میلیارد دلار یارانه میدهد اما کسی نمیگوید که اگر یارانه را بردارد نقش اش بیشتر میشود. بلکه معتقد هستند که با این کار هدفمندسازی، اختیار بخش خصوصی بیشتر میشود.
منبع:آرمان
کد خبر:
31743
تاریخ انتشار: 19 مهر 1391 - 12:12
اتاق نیوز- با وجود نیاز چندین ساله اقتصاد ایران به اجرای طرحی در قالب هدفمندسازی یارانهها اما پیش از اجرای آن در سال 88 بسیاری از کارشناسان شرایط را برای اجرای آن مهیا نمیدانستند. حال پس از گذشت 3 سال از اجرای این طرح تبعات آن به قدری بوده که نمایندگان مجلس به دنبال طرحی برای توقف فاز دوم آن هستند. هرچند که در عمل نیز دولتمردان بارها اعلام کردهاند که فعلا برای فاز دوم هدفمندسازی یارانهها برنامهای ندارند. شاید در این شرایط فرصت مناسب باشد که با آسیبشناسی این طرح نقاط ضعف آن بررسی شود. از نگاه دکتر جواد صالحی اصفهانی، استاد تمام دانشگاه ویرجینیای آمریکا، یکی از مسائلی که باید هنگام اجرای این طرح مدنظر قرار میگرفت بحثی است که او از آن با تعبیر "تور ایمنی" یاد میکند.
وی در این مورد با اشاره به شاغلانی که به تبع از اجرای هدفمندسازی یارانهها شغل خود را در شرکتهای یارانه بگیر از دست دادهاند، میگوید: باید برای این بازندههای تعدیل اقتصادی حتما فکری کرد. شما اگر در بانک جهانی هم صحبت از تعدیل کنید میگویند که باید تور ایمنی در کنار آن باشد. اما به آن صورت که باید تور ایمنی نداریم که البته این کمبود دلیل این نمیشود که طرح هدفمندسازی را همین طور نگه داریم تا تور ایمنی بیاید. وی پس از بیان رابطه اجرای طرح هدفمندسازی یارانهها با پدیده فقر ابراز میکند که در سه ماهه آخر سال 89 حدود دو میلیون افراد فقیر روستایی زیر فقر درآمدند اما در مورد سال ۱۳۹۰ و بعد از آن اطلاع درستی در دست نیست. باوجود اینکه هدفمندی از نظر عدالت اجتماعی پیشرو بوده است، نمیتوان انتظار داشت که بعد از بروز عوارض تحریمها باز هم فقر پایین برود. گفت وگوی روزنامه آرمان با وی را میخوانید:
آقای دکتر، یکی از نقدهای مربوط به هدفمندسازی یارانهها این بود که برخی کارشناسان معتقد بودند بهجای پرداخت مستقیم پول، این پولها برای ایجاد شغل صرف شود. شما در این مورد چه اعتقادی دارید؟ ضمن اینکه طبق سخنان پیشین شما، شما ایجاد شغل توسط دولت را قبول ندارید.
بستگی دارد که چگونه اینکار انجام بگیرد. من با ایجاد مستقیم شغل توسط دولت مخالف هستم، اما با اینکه دولت فضای مناسب برای تولید شغل در بخش خصوصی ایجاد کند مخالف نیستم. ایجاد شغل توسط دولت مشکلات زیادی در پی دارد. بهره وری نیروی کار را پائین میآورد و انگیزه در آموزش را از فناوری به مدرکگرایی سوق میدهد. اما سوال اصلی شما این است که آیا بهتر نبود که یارانههای نقدی صرف ایجاد شغل بشود. پاسخ من در این مورد منفی است. دلیل اصلی پرداخت یارانه این بوده که مردم راضی شوند که از بنزین ارزان و نان و گاز یارانهای بگذرند که هم باعث هدر رفتن منابع بود و هم در جهت مخالف عدالت اجتماعی بود و میخواستند با این اقدام مردم خودشان تصمیم بگیرند که منابع یارانه را چطور مصرف کنند. لازم بود که مبادله شفافی بین مردم و دولت انجام بگیرد. برای این کار قول ایجاد شغل از هر طریق کافی نبود. یعنی نباید این دو را با هم مقایسه کنید. ایران بیش از 5/2 برابر ترکیه در تولید، انرژی مصرف میکند. یارانه انرژی هم اقتصاد ما را دچار مشکل کرده و محیطزیست را از بین برده است. به نظر من حالا مردم قبول کردهاند که قیمتها بالا برود و این قدم بسیار مثبتی بوده است. البته من اعتقاد دارم که دولت از بابت حذف یارانهها پول زیادی داده و مشکل ایجاد کرده است. شاید مقداری از تورم و رشد نقدینگی فعلی به این موضوع مربوط باشد.
فکر میکنید تنها آن بخش مازاد پرداخت یارانه منجر به تورم شد یا اینکه در مجموع این چنین اقدامی یعنی توزیع پول خودش تورم به وجود میآورد؟
شما نمیتوانید سوبسید را بردارید و تورم به وجود نیاید. این اجتناب ناپذیر است. اینها اصلا یک کلمه هستند. از نظر من گفتن این که برداشتن سوبسید تورمزاست حرف واضحی است. وقتی قیمت انرژی بالا میرود طبیعی است که تورم به وجود آید. این به آن دلیل است که ما در دنیایی زندگی میکنیم که هیچ قیمتی پایین نمیآید. بعضی قیمتها که بالا میرود روی قیمتهای دیگر اثر میگذارد و این منجر به تورم میشود اما این یک شوک یک باره است که در یکی دو سال از بین میرود. البته اگر درست عمل شود و کسری بودجه افزایش نیابد.
البته گویا وضعیت ما این طور نیست.
ما مشکلات عدیدهای داریم. آن افزایش قیمتی که از هدفمندسازی یارانهها بوده، شوکی به قیمتها بوده که بعد از مدتی اثر آن باید از بین میرفت. اگر عوامل دیگر نبودند شاید الان تورم به حال قبل از هدفمندی برگشته بود. ما یک کشوری هستیم که بهطور متوسط در 20 سال گذشته سالانه نزدیک به 20 درصد تورم داشتهایم و این که اکنون تورم داریم جای تعجب نیست. به عقیده من تشدید تورم 5/1 سال بعد از شوک برداشتن یارانهها را نباید به حساب طرح هدفمندی گذاشت. البته جدا کردن علتهایی که باعث ایجاد تورم شدهاند یک موضوع پیچیده است. کار سختی است که سهم هر کدام از عوامل را در افزایش بهای تمام شده اقلام مشخص کنیم تا ببینیم کسری طرح هدفمندی یارانهها و عوامل دیگر هرکدام در تورم چه میزان سهم داشتهاند. همچنین مشکلات ناشی از تحریمها را هم نباید نادیده گرفت.
این عوامل مورد اشاره شما را که کنار هم قرار میدهیم به نظر میرسد باید منتظر تورمی بالاتر از 23درصد اعلام شده توسط بانک مرکزی باشیم. میخواهم بدانم از نظر شما تورم اعلامی از سوی بانک مرکزی که آخرین بار حدود 23 درصد بوده نشاندهندهرقم غیرواقعی است یا انباشت تورم که در آینده خودش را میخواهد نشان دهد؟
تورم در ماههای تابستان امسال حدود 30 درصد بوده است. این تورمی بود که مردم احساس میکردند و با نرخ تورم 12 ماهه یک ماه با ماه مشابه یکسال قبل که بانک مرکزی اعلام میکند فرق دارد. مردم تورم اول تا آخر ماه را بیشتر احساس میکنند تا تورم ماه مشابه یک سال پیش. اگر میخواهیم اطلاعات مفید به مردم بدهیم و نسبت به آمار دولتی ایجاد اطمینان کنیم باید بگوییم که مثلا با ادامه روند فعلی تا پایان سال تورم ما ۳۰ درصد میشود. البته ممکن است در آمار تورم مشکلهای دیگر هم داشته باشند، مثلا به دلیل اینکه ضریب بعضی از کالاها واقعی نیستند و تورم کمتر از آن که هست اندازهگیری میشود. اما در کل من فکر میکنم آمار تورم صحیح است.
با توجه به روند فعلی خیلی از کارشناسان اعتقاد به تورم انباشت شده دارند. از نگاه شما چه زمانی این تورم انباشت شده خودش را نشان میدهد؟
تورم انباشت شده وقتی ایجاد میشود که قیمتها برای مدتی بهطور مصنوعی ثابت نگه داشته شوند. مثلا اگر نرخ دلار و ریال را ثابت نگه داشتید ولی تورم بالا است یا با آوردن دلارهای نفتی به بازار و باز کردن درها روی واردات قیمتهای داخلی را کنترل میکنید یک نوع تورم انباشته ایجاد میشود. به محض اینکه درآمدهای نفتی کم شود تورم انباشتشده بروز میکند، قیمت دلار بالا میرود و به دنبال آن قیمت سایر کالاها نیز متاثر خواهند شد.
از نگاه شما یارانههای نقدی بر فقر چه تاثیری میتواند داشته باشد؟
من دیدهام که برخی میگویند یارانههای نقدی ممکن است میزان فقر را اضافه کند و افزایش دهد که من در آمارهای ایران این چنین چیزی را ندیدهام. ببینید، وقتی دولت در این مبادله ضرر کرده باشد و یارانههای انرژی هم بیشتر به نفع درآمدهای بالا باشد چطور امکان دارد که حذف یارانهها به ضرر فقرا باشد؟ در سه ماهه آخر سال 89 که پرداخت یارانه شروع شد آمار نمونهگیری خانوار نشان میدهد که درصد افراد فقیر حدود 5 درصد کم شده و بهخصوص در روستاها تاثیر زیادی داشته است. حدود 2 میلیون افراد فقیر روستایی در سه ماهه آخر سال ۱۳۸۹ از زیر فقر در آمدند.
یعنی ممکن است این قدر زود تاثیر گذاشته باشد؟
معلوم است. برای اینکه خط فقر محاسبه شده برای سال ۱۳۸۹ ما حدود روزی 1500 تومان برای هر نفر در روستاست. وقتی شما روزی 1500 تومان بدهید کل افراد روستایی که زیر خط فقر قرار دارند دیگر حداقل را در اختیار دارند.
الان اگر باز بخواهید خط فقر را محاسبه کنید فکر میکنید این میزان فقیر روند نزولی داشته است؟
نخیر. برای اینکه اقتصاد ایران به دلایل مختلف به رکود افتاده و با اینکه بخش ساختمان خوب پیشرفت کرده و دستمزد کارگرهای ساده هم تا حدی بالا رفته اما با وجود شرایط رکود در نهایت برای آنها وضعیت همان وضعیت قبل مانده است. چون درآمد آنها حداکثر با تورم بالا رفته اما برای همه این اتفاق رخ نداده است. کسانی مانند کارمندان دولت درآمد واقعیشان افتاده است و کارگران صنایعی که شغل خود را از دست دادهاند از کارمندان هم بیشتر متضرر شدهاند. اگر شما منتقد هدفمندسازی باشید میتوانید همه این مسائل را که اشاره کردم ناشی از اجرای طرح هدفمندسازی یارانهها بدانید، اما من این طور فکر نمیکنم. من معتقد هستم مسائل ناشی از محدودیتهای بینالمللی برای اقتصاد ایران و سیاستهای دولت اثراتی منفی بیشتری روی اقتصاد ایران داشتهاند.
در مورد تعداد فقرا فکر میکنید این میزان چه تغییری کرده است؟
در مورد سال ۱۳۹۰ و بعد از آن اطلاع درستی در دست نیست. من فقط راجع به سه ماه سال ۱۳۸۹ میدانم که آن هم همانطور که عرض کردم فقر پایین آمده بود. با وجود اینکه هدفمندی از نظر عدالت اجتماعی پیشرو بوده است، نمیتوان انتظار داشت که بعد از بروز عوارض تحریمها باز هم فقر پایین برود. ما الان دچار رکود تورمی هستیم. این رکود است که فقر را افزایش میدهد، نه تورم. تا آنجایی که من میدانم اثر تورم بر توزیع درآمد مشخص نیست.
منتها حجم اقشار متوسط جامعه خیلی بیشتر از این اقشار است که شما فکر میکنید متضرر نشدهاند.
در مورد بخش متوسط جامعه من اعتقاد دارم بخشی از این طبقه متضرر شدهاند.
فکر نمیکنید اجرای این طرح باعث شده برخی از اقشاری که تاکنون در طبقه متوسط قرار داشتند به طبقه پایینتر رفته باشند؟
بستگی به دهک درآمدی آنها دارد. اگر منظور از طبقه متوسط دهکهای 3 تا 6 باشد، من فکر میکنم که این نوع اقشار هم مصرف بنزین و گازوئیل شان کم است. بنابراین در مبادله هدفمندی با دولت جلو هستند. دهکهای 7 و 8 را هم میشود گفت که به طبقه متوسط تعلق دارند اما آنها در خطر خروج از طبقه متوسط نیستند. همانطور که عرض کردم، رکود اقتصادی بدون شک زندگی را برای خیلیها سخت کرده است، اما نباید آن را به حساب طرح هدفمندی گذاشت. اگر کارگرهای یک کارخانه ورشکسته هستند بله متضرر میشوند. اما بحث بر سر این است که چرا این فرد شغل خود را از دست داده است؟ ممکن است به دلیل دیگری کارخانه ورشکست شده باشد. مثلا به دلیل سیاست اشتباه کنترل قیمتهای فروش یا به دلیل مسائل ناشی از محدودیتهای بینالمللی برای اقتصاد باشد. البته بعضی شرکتها هم که فقط به دلیل یارانه انرژی سود ده بودهاند، بعد از بالا رفتن قیمتهای انرژی دیگر نمیتوانند و نباید به تولید ادامه دهند. مگر اینکه بخواهیم همچنان با یارانه انرژی ایجاد شغل کنیم، که سیاست بسیار عجیبی است. بالاخره ما باید شرکتهایی داشته باشیم که دنبال یارانه انرژی نیستند و بدون آن میتوانند کار کنند.
ما برای اینکه به آن سمت برویم هدفمندسازی یارانهها را اجرا کردیم که این باعث میشود کارگران شرکتهای یارانه جمعکن شغلهای خود را از دست بدهند و احیانا زیر خط فقر بروند، که ما باید برای حمایت از اینها سیاستی داشته باشیم. باید برای این بازندههای تعدیل اقتصادی حتما فکری کرد، چون آنها بیگناه هستند و بدون آگاهی وارد شرکتهای یارانهای شدهاند و حالا که ما میخواهیم یارانهها را برداریم باید برایشان فکری بکنیم. این مشکل هم به بیمه بیکاری مربوط میشود و هم به سیاستهای فقرزدایی بر میگردد. ایران کشوری ثروتمند است و همیشه باید افرادی که به دلیل کمبود درآمد در مضیقه جدی هستند حمایت شوند.
طبق آمارهای یک نماینده مجلس ما در حال حاضر بیش از 2500 واحد دارای مشکل داریم که طبیعتا ممکن است کارگران این واحدها تعدیل شوند. با توجه به چنین آمارهایی نمیتوان گفت تعداد فقرای ما افزایش پیدا کرده است؟
اگر بگوییم این افراد فقط به دلیل استخدام در شرکتهایی که در شرایط غیریارانهای نمیتوانند ادامه کار دهند مشغول به کار بودند بله این حرف درست است اما این را باید از قبل میدانستیم. یعنی این جزء مشکلات طرح نیست بلکه این خود طرح است. عین تورم که خود طرح بوده است. این که یک سری از شرکتها با اجرای این طرح تعطیل میشوند در خود طرح هدفمندسازی بوده است. نباید برخی موضوعات را جزء پیامدهای این طرح گذاشت. یکی از مشکلات ما این است که مردم ما ماشینی را سوار میشوند که نباید سوار آن شوند. ما این طرح را اجرا میکنیم که این اتفاقات دیگر رخ ندهد. ما میخواهیم قیمت انرژی بالا رود که مردم درست مصرف کنند و شغلهایی که فقط یارانه موجب ایجاد شدن آنها شده بود را برداریم و سالم کردن اقتصاد یعنی همین. یعنی تولیدهایی که به صرفه نیست را جمع کنیم. اما در مورد افزایش فقر موضوع تور ایمنی مطرح است. من فکر نمیکنم اقتصاددانی در دنیا باشد که طرح تعدیل را مطرح کند و بعد بگوید هرچه به حال خود باشد. شما اگر در بانک جهانی هم صحبت از تعدیل کنید میگویند که باید تور ایمنی در کنار آن باشد. اگر اینها نباشد بخشهایی از جامعه آن را قبول نمیکنند و مانع از انجام اصلاحات میشوند. تعدیل این است که ما ریسکها را بین همه پخش کنیم تا سیستمی بهتر به بار آوریم.
در مورد بیمه بیکاری یا همان تور ایمنی فکر نکنم زیاد به آن توجه شده باشد. طبق آمارهای رسمی تنها حدود 200 هزار نفر از بیکاران کشور تحت پوشش صندوق بیمه بیکاری هستند. این یعنی چیزی کمتر از 6 درصد بیکاران(که جمعیت آنها طبق اعلام مرکز آمار به 3 میلیون نفر میرسد) از حمایتهای صندوق بیمه بیکاری بهرهمند هستند.
بله. ما به آن صورت که باید تور ایمنی نداریم، اما این کمبود دلیل این نمیشود که طرح هدفمندسازی را همین طور نگه داریم تا تور ایمنی بیاید. اعتقاد من بر این است که یک اصلاح را انجام دهیم و بعد که مشکل را دیدیم آن را حل کنیم. به جای اینکه همه طرحها را نگه داریم تا زمانی که یک اقتصاد خوب داشته باشیم درست نیست. بعضی اصلاحات احتیاج به اصلاحات دیگری را افزایش میدهند و شناخت تقدم و تاخر اینها مهم است. اگر ما به سطحی از ساختارسازی اقتصادی رسیده بودیم که تور ایمنی داشتیم دیگر بعید بود که بزرگترین یارانه دهنده انرژی در دنیا باشیم و به اجرای هدفمندسازی یارانهها نیازی نبود. ما مشکلات زیادی داریم و راه حل اینها این است که یک طوری کار کنیم که از منطق ترتیب طرحها بهرهمند شویم.
آقای دکتر یکی دیگر از گلایهها نسبت به اجرای هدفمندسازی یارانهها این است که با اجرای این طرح اندازه دولت بزرگتر شده است.ارزیابی شما از این موضوع چیست؟
نقش دولت با اجرای هدفمندسازی در اقتصاد کمتر شده است و این مردم هستند که تصمیم گیر نهایی شدهاند که یارانه را چگونه خرج کنند. وقتی یارانهها برداشته میشود نقش دولت کمتر میشود.
اما همین که پولی در اختیار دولت قرار داده میشود تا بازتوزیع کند باعث افزایش نقش دولت در اقتصاد نمیشود؟
نخیر. برای اینکه قبل از آن هم این پولها دست دولت بود و آن را به شکل دیگری خرج میکرد که تاثیر بیشتر و مخربی در اقتصاد داشت. مثلا اکنون دولت مصر 20 میلیارد دلار یارانه میدهد اما کسی نمیگوید که اگر یارانه را بردارد نقش اش بیشتر میشود. بلکه معتقد هستند که با این کار هدفمندسازی، اختیار بخش خصوصی بیشتر میشود.
منبع:آرمان
