راهنمای سفر نوروزی به استان سیستان و بلوچستان | اتاق خبر
کد خبر: 325825
تاریخ انتشار: 24 اسفند 1394 - 16:59
استان سیستان و بلوچستان از آن دسته از استان‌های کشور است که مورد کم‌لطفی گردشگران و مسئولین گردشگری کشور قرار گرفته است.

به گزارش اتاق خبر و به نقل از کجارو، استان سیستان و بلوچستان از آن دسته از استان‌های کشور است که مورد کم‌لطفی گردشگران و مسئولین گردشگری کشور قرار گرفته است. اما این منطقه از کشورمان دارای اماکن متعدد تاریخی و جاذبه‌های طبیعی فراوانی است که می‌تواند یکی از بهترین تجارب توریستی برای گردشگران را رقم بزند. در راستای معرفی این استان، ابتدا در بخش اول مقاله اماکن تاریخی و در بخش دوم ادامه‌ی اماکن تاریخی، روستاها، جاذبه‌های طبیعی شگفت‌انگیز و تعدادی از تورهای مسافرتی در راستای سفر به سیستان و بلوچستان را بررسی می‌کنیم.

 شهر سوخته

این شهر بزرگ، شناسنامه پرافتخار سیستان است. شهر سوخته بقایای شهری باستانی در ایران است که در ۵۶ کیلومتری زابل و در حاشیه جاده زابل-زاهدان واقع شده‌ است. اولین و بزرگترین استقرار شهرنشینی در شرق فلات ایران که با توجه به بررسی‌های به عمل آمده، کمتر ابزار جنگ در آن کشف شده است و در صلح و آرامش زندگی می کردند. گورستان شهر سوخته با بیست و پنج هکتار وسعت و چهل هزار گور به عنوان یکی از وسیع‌ترین گورستان‌های قبل از تاریخ کمک زیادی به پژوهش در روند شکل‌گیری تمدن حاشیه هیرمند و نوع اعتقادات ساکنان آن می‌کند. 

بر مبنای یافته‌های باستانشناسان، شهر سوخته ۱۵۱ هکتار وسعت دارد و بقایای آن نشان می‌دهد که این شهر دارای سه بخش اصلی و سه بخش فرعی است که عبارتند از: الف: منطقه بزرگ مرکزی شامل بخش‌های مسکونی شرقی، مرکزی و بناهای یادمانی، ب: منطقه صنعتی  شمال غربی  ج: بخش جنوبی یا منطقه گورستان.

اشیاء سفالی اصلی‌ترین موادی هستند که تقریباً در همه گورها وجود دارند در کنار این دسته از اشیاء، هدایای دیگری ساخته شده از سنگ، چوب، پارچه، انواع مهر (تعداد هجده عدد مهر استامپی و استوانه‌ای) در قبور دیده می‌شوند. در یک تقسیم‌بندی کلی، اشیاء پیدا شده در قبرهای شهر سوخته را می‌توان به گروهای زیر تقسیم کرد: 

·  اشیاء زینتی

·  اشیاء آیینی

·  اشیاء مربوط به پیشه‌ها

·  اشیاء مورد استفاده در زندگانی روزمره

·  مواد غذایی

یک نمونه شاخص و بی‌نظیر  که از قبر شماره ۶۷۰۵ بدست آمده، چشمی مصنوعی است. مطالعات اولیه نشان داده‌اند که این چشم، چشم چپ زن تنومند مدفون در قبر بوده است. همین مطالعات نشان می‌دهند که زیر طاق ابروی زن مذکور آثار آبسه دیده می‌شود. به علت طول زمان زیادی که بخش زیرین این چشم مصنوعی با پلک چشم در تماس بوده است، آثار ارگانیکی پلک چشم نیز روی آن مشهود است. جنس ماده‌ای که چشم مذکور با آن ساخته شده هنوز به دقت روشن نشده و تشخیص آن به آزمایش‌های بعدی موکول شده است، اما به نظر می‌رسد که چشم مزبور از قیر طبیعی که با نوعی چربی جانوری مخلوط شده، ساخته شده است. روی این چشم مصنوعی ریزترین مویرگ‌های داخل کره چشم توسط مفتول‌های طلایی به قطر کمتر از نیم میلیمتر طراحی شده‌اند؛ مردمک چشم در وسط طراحی شده و تعدادی خطوط موازی که تقریبا یک لوزی را تشکیل می‌دهند پیرامون مردمک دیده می‌شوند. از دو سوراخ جانبی واقع در دو سوی این چشم مصنوعی برای نگهداری و اتصال آن به حدقه چشم استفاده می‌شده است. بررسی‌های انسان‌شناسانه نشان داده که به احتمال بسیار زیاد زن مزبور دارای سنی بین ۲۸ تا ۳۳ سال بوده است.

 

دهانه غلامان

دهانه غلامان در واقع بقایای شهری عظیم از روزگار هخامنشیان است. این شهر در حدود ۲ کیلومتری روستای قلعه نو و حدود ۴۴ کیلومتری شهر زابل قرار گرفته و از جهات گوناگون دارای اهمیت است. از یک سو تنها شهر خشت و گلی روزگار هخامنشیان است که بر خلاف سایر شهرهای این دوره نشانگر زندگی پادشاهان و کاخ‌های مربوط به آنهاست؛ دیگر اینکه بدون برنامه‌ریزی رشد نکرده، بلکه احداث شهر با نقشه و برنامه‌ریزی مدون صورت پذیرفته است. این مکان در دو کیلومتری روستای قلعه نو از توابع شهرستان زهک واقع شده است.

 آئین مردم دهانه غلامان یکی از آئین‌های مشترک ایرانی-هندی منطقه بوده است که به خاطر تسامح مذهبی هخامنشیان توانسته به موجودیت خود در سیستان ادامه دهد. این شهر احتمالاً همان زرنکای یاد شده در کتیبه‌های هخامنشی و زرین مورخان یونانی است که از نظر محل با زرنج دوران اسلامی تفاوت دارد. شهر دهانه غلامان با همان سرعتی که به وجود آمده از بین رفته است. عدم وجود هر گونه شئ و خالی بودن محوطه‌های حفاری شده از بقایای سکونت، نشان‌دهنده تخلیه شهر با نظم و ترتیب بوده است و در نتیجه نمی‌توان عاملی خارجی چون جنگ و یا آتش‌سوزی را در تخلیه و ترک آن دخیل دانست.

 

زاهدان کهنه

زاهدان کهنه، این آثار در ۲۷ کیلومتری شرق زابل، ۷ کیلومتری شمال شهرستان زهک، در بخش مرکزی زهک و حدود ۹ کیلومتری شمال تپه شهرستان، بر روی بلندی واقع شده‌اند. جی.پی.تیت انگلیسی بر این باوراست که این خرابه‌ها مربوط به شهر زرنج (زرنک یا زرنگ) می‌باشد که ۴۲۰ سال پیش توسط تیمور لنگ و با توجه به ویرانی بندهای سیستان به این صورت در آمده‌اند.

هنری ساوج لندور، جهانگرد باستان شناس و جغرافی دان انگلیسی که در سال ۱۹۰۱ به سیستان و بلوچستان سفر کرده است، شهر زاهدان کهنه را به لندن شرق تشبیه کرده است. در محل زاهدان کهنه و اطراف آن، مجموعه‌ای ازبناهای دوران اسلامی وجود دارد که یکی از این مجموعه‌ها در فاصله ۲۵۰ متری شمال شرقی ارگ زاهدان کهنه قرار دارد. از شهر زاهدان، امروزه فقط برج و باروی آن و قلعه تیمور باقی مانده است. این شهر دارای سه قطعه آبادی بوده که شامل ارگ کهندز، شارستان و ربض است و گرداگرد هرکدام را حصاری به همراه برج‌های تدافعی، به شکل مستطیل، در بر گرفته است.

 

کوه خواجه

کوه خواجه یا (کوه رستم)، تنها عارضه طبیعی در دشت سیستان است که در ۳۰ کیلومتری جنوب غربی شهر زابل قرار دارد. اوشیدا در زبان پارسی میانه به معنی ابدی است. این کوه ذوزنقه‌ای شکل که نزد سه دین اسلام، مسیحیت و زرتشت مقدس است، از سنگ‌های بازالت سیاه رنگ تشکیل شده و با ارتفاع ۶۰۹ متر از سطح دریا، مانند جزیره‌ای در میان دریاچه هامون قرار دارد.

در اطراف این کوه تعداد زیادی آثارباستانی از دوران ساسانیان، اشکانیان و بقایای اماکن اسلامی و معبد بودایی باقی ‌مانده‌اند که شامل قلعه سرسنگ، آرامگاه خواجه غلطان، ساختمان پیر گندم بریان، خانه شیطان، بناهای منفرد آرامگاهی و قبور اسلامی هستند. آثار تاریخی پیش از اسلام محوطه ی تاریخی کوه خواجه شامل مجموعه ی کاخها، قلعه کهک کهزاد و قلعه چهل دختر هستند. ارنست هرتسفلد در سالهای ۱۹۲۵ و ۱۹۲۹ میلادی با بررسی این مجموعه عنوان تخت جمشید خشتی را برای مجموعه ی کاخهای آن برگزید.

 

تپه طالبخان 

تپه طالبخان با ارتفاع هشت متر و گستره نيم هكتار در هفتاد كيلومتری زابل در حاشيه جاده زابل ـ‌زاهدان واقع شده است. تاكنون در دو فصل كاوش در اين تپه تاريخی به عنوان يكي از تپه های اقماری شهر سوخته آثار مختلف معماری، سفال، فلاخن و پيكرك مربوط به دوره هاي تاريخی شهر سوخته كشف شده است. در تپه‏ ی طالب خان، آثار معماری، تنور‎ها و اجاق‎هایی که در داخل اتاق‎ها قرار داشتند نیز کشف شده اند.

كودك چهار هزار وپانصد ساله ای كه بقايای اسكلت او اكنون در تپه طالب خان كشف شده است، در اثر بيماري وخيم كم خونی جان خود را از دست داده است. باستان شناسان اعتقاد دارند اين موضوع مي تواند سرآغاز فصل جديدي از شناسايی مرگ كودكان در تاريخ ايران باستان باشد. در سومین فصل کاوش، کشف یک نمونه اسکلت دختر بچه در زیر دیوار در حالی که پارچه ای به دور بدن او پیچیده بودند، شگفتی باستان‎شناسان را برانگیخت. اسکلت دیگر آن قدر کوچک است که هیات باستان‎شناسی احتمال می‎دهد متعلق به یک جنین ‎باشد. شواهد مربوطه نشان مي دهند که سکونت در اين تپه مربوط به دوره های پس از متروک شدن شهر سوخته است. تپه طالبخان که در 15 کيلومتري شهرسوخته قرار دارد.

 

تپه های ژاله ای

به فاصله پنج و نیم کیلومتری جنوب شرق زابل، در سه راه جاده زابل به زهک، می‌توانید این تپه‌ها را بیابید.

تپه های ژاله ای شامل تپه های مشخص با ارتفاع بیش از ۲ متر از سطح زمینهای اطراف هستند. تپه‌های شماره‌ی ۱و ۲ و ۳ در شمال محوطه ژاله ای قرار دارند. بر روی تپه‌ شماره‌ی ۱ سفالهای با لعاب سبز و سفید و نیز یک قطعه سفال کتیبه دار مشاهده شده است که به خط کوفی تزیین شده است. شیوه تزیین آن شیوه زیر رنگ یا زیر لعاب است. تپه‌ی ژاله ای ۲ هم در قسمت شرق تپه‌ی ۱ واقع شده است و روی آن آثار و بقایای معماری دیده می شود که از خشت است و احتمالا مربوط به دوره های جدید تر است. روی این تپه نیز آجرهای مستطیلی شکل به ضخامت حدود ۵ الی ۶ سانتیمتر قرار دارد و وسعت آن در حدود ۱۵ در ۲۰ متر است. این تپه در فاصله ۳۵۰ متری تپه شماره‌ی ۱ قرار دارد.

تپه های بی بی دوست

این تپه ها در ده کیلومتری شمال شرق زابل و در مسیر جاده زابل به شهرهیرمند قرار دارند. در این مکان مجموعه ای از آثار دوران اسلامی وجود دارد كه دامنه و گستره اين آثار تا زيارتگاه بی بی دوست ادامه پيدا مي كنند. اين آثار و باقی مانده های خرابه های موجود بدون شك متعلق به دورن اسلامی منطقه هستند و به شدت آسيب ديده و فرسوده شده اند. برخی از آثار معماری به روشنی نشان دهنده وجود برجهای دفاعی گوناگون هستند كه به عبارت ديگر مي تواند به اين معنا باشد كه در دوران اسلامي شايد؛ از دوره صفاريان به بعد، منطقه مرتب مورد تعدی و تهاجم بوده است و اهالی برای دفاع از خود مجبور به ساختن برج و حصار بوده اند. گفته می‌شود كه در اين منطقه سرعت وزش باد بيشتر از هر جای ديگر ايران است و همين سرعت وزش باد باعث تخريب شديد آثار موجود در اينجا شده است. سفالهاي بی بی دوست از نوع سفال لعابدار دوران اسلامی هستند.

 

گورستان اسپیدژ

قبرستان اسپیدژ مربوط به دوران پیش از تاریخ ایران باستان است و در شهرستان ایرانشهر، بخش بزمان، روستای اسپیدژ واقع شده است. این اثر در تاریخ ۱۰ دی ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۶۷۴۵ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

 

آسیاب بادی مچی

این اثر در فاصله ۶۲ کیلومتری جنوب غربی زابل به فاصله 5 کیلومتری شمال پایگاه باستان شناسی شهر سوخته واقع شده است. این بنا در دو طبقه ساخته شده و در طبقه همکف 3 اتاق وجود دارند. یکی از آنها آسیاخانه است که شامل مخزن آب و محلی برای چرخیدن سنگ آسیاب است و دو اتاق دیگر انبار یا اطاقهای خدماتی هستند. اما در طبقه فوقانی فقط چرخ بادی تعبیه شده است. مصالح بنا نیز بطور کامل از خشت و کاهگل می باشد دیوارهای قطور نیز خود دلیلی برقدمت زیاد بناست.

دیوارهای این بنا طوری ساخته شده‌اندکه به هنگام وزش بادهای صدو بیست روزه سیستان، باد به صورت برج به میان آنها فرو می رود و سه بال از هشت بال کثیر اضلاع شکل آسیاب را به حرکت در می آورد؛ ولی بقیه بالها که در جهت وزش باد نیستند مانع حرکت دایره وار نمی شود. بالها به شکل عمودی کار گذاشته شده اند. آنها سنگ روئین آسیا را روی سنگ زیرین به حرکت در می آورند. به علت شکل قیف مانند دهانه‌ی ورودی باد به داخل هدایت شده و در نتیجه باد با سرعت و شدت به پره ها برخورد می کند.

 

قلعه سام

قلعه سام، این قلعه در ۴ کیلومتری سکوهه قرار دارد. شکل قلعه مستطیلی شکل است. این مکان دارای دیوارهای پهن و بزرگ خشتی و گلی و همچنین دروازه و برج‌های متعدد است.

کلنل تیت انگلیسی و والترسرویس آمریکایی از این قلعه بازدید کرده اند. به گفته کلنل تیت در سده‌ی نوزدهم، نهری از نزدیک این قلعه جاری و به طرف دهکده ورمال ادامه داشته است. بر اثر کاوش باستان شناسان، در طبقه زیرین این بنا نوشته‌ای یونانی متعلق به دوران پارت‌ها کشف شده است. طبقه بالایی این بنا متعلق به دوران ساسانی است.

 

قلعه ایرندگان

این بنا در روستای ایرندگان و در ۶۵ کیلومتری شهر خاش واقع شده است. روستا ی ایرندگان و روستاههای پیرامون آن در امتداد رودخانه شکل گرفته‌اند و طول آنها به ۵ کیلومتر می رسد. زمان ساخت این قلعه به دوره قاجاریه باز می‌گردد. تنها بر بدنه دیوارهای قلعه و دور درها آثاری از تزیین از نوع نقش های گره چینی وجود دارد. 

 

قلعه سب

قلعه سب سالم‌ترین قلعه‌ای است که از دوران اسلامی سیستان و بلوچستان، مانده‌است. این قلعه در شهرستان سراوان، بخش سِب و سوران و روستای سِب قرار دارد. این قلعه کهآیینه تمام نمای حاکمان صفویه و بعد از آنها است، از جمله ۲۷ بنای تاریخی استان است که هنوز پابرجاست. قلعه سب در اوایل قرن دوازدهم هجری مرکز حکمرانی حاکم محلی به نام «ملک دینارخان» بزرگ و فرزندان او بود که در مناطق اطراف «سیب و سوران» حکمرانی می‌کردند. آخرین حکمران «قلعه سب» غلام رسول خان بود که دو اتاق طبقه دوم قلعه را به ساختمان اضافه کرد. نام قلعه «سب» از نام روستای «سیب» (به معنای جایگاهی که در آن آب روان است) گرفته شده‌است. این واژه به طایفه‌های کهن در سراوان هم اطلاق می‌شود.

قلعه سب روی صفحه‌ای سنگی و صخره طبیعی کم ارتفاع با خشت و گل در قرن دوازدهم هجری قمری ساخته شد و در پایان قرن سیزدهم آخرین تغییرات اساسی در آن صورت گرفت. ساختمان قلعه مجموعه‌ای از حصار و بنای اصلی است که با ۲۳ متر ارتفاع در روستای «سیب» ۲۵ کیلومتری جنوب غرب سراوان قرار دارد. قلعه سب را سیاسی‌ترین بخش از تاریخ شهرستان سراوان میدانند چون بر اساس متون تاریخی، اولین منطقه در شرق بلوچستان بوده که نیروهای ناصرالدین شاه در سال ۱۲۵۷ به آنجا رفتند تا تحرکات منطقه را زیر نظر بگیرند.

بنای اصلی قلعه در قاعده، به صورت مستطیل ۳۶ متر در ۲۵ متر، در دو طبقه ساخته شده‌است. به گونه یی که هرچه بر ارتفاع آن افزوده می‌شود از حجم آن کم می‌شود و در ظاهر به شکل «مصطبه هرم» درمی آید که موجب ایستایی بیشتر بنا و جلوگیری از رانش دیوارهای قطور و مرتفع آن می‌شود. معماران چیره‌دست محلی با بهره‌گیری از تجربه خود، برای احداث قلعه سب تخم گیاهی به نام «توتری» را با گل مخلوط می‌کردند و ملاطی چسبناک می‌ساختند که وقتی خشک شد، شدیدترین رگبارها و بارانهای فصلی بلوچستان نیز توانایی شستن آن را ندارد و به همین دلیل قلعه پایدار ماندهاست.

حصار قلعه سیب با سه متر ارتفاع ۴۸ متر در ۷۴ متر به شکل مستطیل، دورتادور قلعه را فراگرفته‌است، و به وسیله غلام‌گردهای (محلی ویژه نگهبانان و تیراندازی) در داخل دیوار و چهار برج چهارگوش در چهار رأس حصار از قلعه محافظت می‌کنند. سازندگان قلعه همچنین با بهره‌گیری از تنه خرما و شاخ و برگ آن وگاهی حصیرهایی از داز (نخل کوتاه وحشی)، سقفها را می‌پوشاندند و روی آنهارا با کاهگل پوشش می‌دادند. محل ورود به قلعه تنها از طریق پلکان جنوب شرق امکان‌پذیر است و واردشونده‌ها پس از عبور از در اصلی قلعه به وسیله معبری به درگاهی، در سمت میانی دیواره غربی و از آنجا به وسیله یک راهرو تونل به طول ۱۶/۵متر با شیب نسبتاً تند به حیاط مرکزی می‌رسیدند. همچنین برای دسترسی ساکنان قلعه به آب شیرین، چاهی در دل صخره و حیاط مرکزی حفر شده‌است. سیب بنای تاریخی قلعه سب مهرماه ۱۳۷۵ به پیشنهاد این اداره به شماره ۱۷۱۵ در لیست آثار ملی کشور به ثبت رسید.

قلعه سب در مجموع ۱۰ اتاق کوچک و بزرگ دارد که در اطراف حیاط مرکزی جای گرفته‌اند و برای دسترسی به فضاهای حاکم نشین و تابستانی، راه پله یی، مخفی، کم عرض، با شیب زیاد وجود دارد. قلعه سب بعد از زمان صفویه بویژه در عصر افشاریه محل سکونت حاکمین بوده‌است.

94104

نظرات
ADS
ADS
پربازدید