زندگی سخت با اختلال روان، علت كجاست؟ | اتاق خبر
کد خبر: 338576
تاریخ انتشار: 31 اردیبهشت 1395 - 09:02
در خانه، سر كار یا حتی داخل ماشین یا مترو، آنقدر احساس بدبختی، پوچی و بی هدفی می كند كه تمام امور روزمره زندگی برایش سخت و طاقت فرسا شده، خودش خبر ندارد اما تهدید خاموشی به نام «افسردگی» بر زندگی اش سایه انداخته است.

به گزارش اتاق خبر،اكرم يكي از ميليون ها آدمي در كشور است كه به يك اختلال روان مبتلا شده، اختلالي كه تقريبا از هر چهار نفر در كشور، يك نفر مبتلا به آن است.
روند ابتلا به اختلالات روان در كشور، قابل ملاحظه است، براساس آخرين پيمايش ملي كشور(89 تا 90)، آمارها در گروه سني 14 تا 65 سال نشان مي دهد كه 23.6 درصد مردم از يك اختلال روان رنج مي برند، رقمي كه به گفته صاحبنظران رشته روانشناسي، بسيار بالا و قابل ملاحظه است.روند ابتلا به اختلالات روان در كشور، قابل ملاحظه است، براساس آخرين پيمايش ملي كشور(89 تا 90)، آمارها در گروه سني 14 تا 65 سال نشان مي دهد كه 23.6 درصد مردم از يك اختلال روان رنج مي برند
هر از چند گاهي آمار جسته و گريخته اي نيز در رابطه با اختلالات روان در رسانه هاي مختلف منتشر مي شود، از آن جمله كه اخيرا اعلام شد بيش از 30 درصد مردم تهران مبتلا به اختلالات روان هستند، يا اينكه ميزان شيوع اختلالات روان در افراد از كارافتاده 43.18 است.
اما آنچه موجب نگراني دست اندركاران حوزه سلامت روان شده آن است كه به نظر مي رسد روند ابتلا به اختلالات روان در كشور روند صعودي دارد، بطور مثال بر اساس آمار سال 78 - سال اول مطالعه سلامت روان -، 21 درصد افراد 15 سال به بالا داراي علائم اختلالات روان بودند كه اين رقم در سال 93 به 23.44 درصد رسيد.
اين آمار و ارقام بهانه اي شد تا خبرنگار گروه اجتماعي ايرنا در گفت وگويي با دكتر عباسعلي الهياري رئيس سازمان نظام روانشناسي، ريشه افزايش بيماري هاي روان در جامعه و راه هاي مقابله با آن را جويا شود.

** آيا آمار اختلالات روان در كشور افزايش يافته است؟
الهياري: درمورد ميزان شيوع اختلالات روان در كشور، تحقيق جامعي كه كاملا از لحاظ روش شناسي علمي قابل دفاع بوده و ميزان دقيق را برآورد كند، در كشور وجود ندارد، البته تحقيقات جسته و گريخته اي مانند پايان نامه هاي دانشجويي يا از سوي برخي مسئولان و دستگاه ها، صورت گرفته كه آمارها به همين علت متغير و از 22 تا 33 درصد در كشور اعلام شده است.
بنابراين اگر مي خواهيم ميزان شيوع اختلالات روان در كشور را بصورت دقيق به دست آوريم، بايد يك تحقيق و طرح جامعي در سراسر كشور انجام شود. اما در تصديق اين موضوع كه در دهه اخير، اختلالات روحي و رواني و ناهنجاري هاي روحي و اجتماعي افزايش يافته، ترديدي نيست.
بنابراين اگر بپذيريم در اين دهه آمار مختلف ميزان شيوع اختلالات روان در كشور از 13 تا 33 درصد بوده همه اين ارقام، آمار قابل توجهي است و بايد به اين نياز پاسخ دهيم.

** دلايل افزايش اختلالات روان در برهه كنوني چيست؟
الهياري: دلايل افزايش اختلالات روان در شرايط كنوني متعدد است كه يكي از دلايل آن مي تواند اثرات ناشي از جنگ، تحريم ها، شبكه هاي خارجي، بيكاري، معضلات اجتماعي و گذار جامعه از توسعه نيافتگي به سوي توسعه باشد كه تمام اين پديده ها روي وضعيت روحي و رواني جامعه اثر دارد.

** راهكار كنترل روند صعودي اختلالات روحي و رواني در كشور چيست؟
الهياري: براي كاهش اختلالات روان در كشور بايد به چند نكته توجه كرد، اول آنكه رويكرد مردم و نظام سلامت كشور به اختلالات روان بايد تغيير كند. سلامت از نظر مردم به لحاظ مفهومي بيشتر معطوف به جسم است. متاسفانه نگرش غلطي در وزارت بهداشت وجود دارد كه از گذشته گفته اند متولي سلامت از تولد تا مرگ، وزارت بهداشت است و جامعه بيشتر به سلامت از جنبه پزشكي و جسماني مي نگرند.
نوع نگاه شهروندان براي كودكانشان نيز مراقبت از جسم و فرستادن او به انواع كلاس هاي ورزشي و بدنسازي است اما به اينكه فكر كودك منطقي هست يا نه و همچنين روابط اجتماعي، احساسات، عواطف و تحليل كودك كمتر توجه مي شود.
اكنون در كشورهاي توسعه يافته گفته مي شود از صددرصد مفهوم سلامت فقط 20 درصد آن جسماني است و 80 درصد آن اجتماعي، رواني و معنوي است. سلامت رواني يعني «سلامت عواطف، افكار، احساسات و رفتار انسان» و سلامت اجتماعي نيز به ارتباطات اجتماعي و مشاركت اجتماعي و مسائلي مانند تحمل و بردباري اجتماعي بازمي گردد كه متاسفانه در كشور تحمل و بردباري اجتماعي روز به روز در حال افت است.
سلامت معنوي بيشتر مربوط به خلاءهاي معنوي و ايمان و اعتقادات ماورايي انسان است كه اينها روي سلامت انسان بسيار تاثيرگذار هستند.

** نتيجه رويكرد اشتباه ما در بي توجهي به سلامت روان چيست؟
الهياري: با اين نگاه اشتباهي كه در سلامت داشته و آن را فقط منحصر به سلامت جسماني مي بينيم، كارگزار آن را نيز پزشك مي دانيم و بيشتر به پزشكي توجه مي كنيم و از سلامت روان غافل مي شويم.
متاسفانه بودجه هاي سلامت نيز با اين نگاه توزيع مي شود. بيشترين بودجه سلامت را براي جسم و جراحي و دارو مصرف مي كنيم، درحاليكه در دنيا به همين نسبت كه طبق الگوي سلامت - مبني بر اينكه 20 درصد سلامت مربوط به بعد جسماني و 80 درصد مربوط به ابعاد رواني است -، 80 درصد بودجه سلامت نيز براي سلامت اجتماعي، معنوي و رواني مردم مصرف مي شود.
اين در حاليست كه در كشور، اكنون فقط سه درصد از بودجه سلامت براي 80 درصد سلامت (كه مربوط به سلامت رواني، اجتماعي و معنوي است) به مردم اختصاص مي يابد. در حاليكه طبق تحقيقات بيمه اي و تبليغاتي ما در كشوري مانند فرانسه 78 درصد از بودجه سلامت آن براي سلامت رواني، اجتماعي و معنوي و كمتر از 16 درصد بودجه آنها به سلامت جسماني اختصاص مي يابد.

** بي توجهي به سلامت روان آيا بر جسم هم تاثير دارد؟
الهياري: بسياري از بيماري هاي جسماني، ناشي از سلامت روان ما است. اكنون بسياري از سكته هاي قلبي و عروقي و بيماري هاي زخم معده و دردهاي عضلاني اسكلتي و بيماري هاي پوستي تحت تاثير بيماري هاي عصبي ديگر افزايش پيدا يافته است. بسياري از مبتلايان اين بيماري ها، هنگامي كه به پزشك مراجعه مي كنند، پزشك بيماري آنان را عصبي تشخيص مي دهد كه اصطلاحا به آنها بيماري هاي «روان تني» مي گوييم كه ريشه آن روانشناختي است.
بطور مثال فردي 25 ساله را در نظر بگيريد كه زخم معده دارد و دارو هم مصرف كرده و خوب نشده، چون به او استرس وارد مي شود. دارو مي خورد و زخم قبلي خوب مي شود اما چون استرس دارد زخم جديد ايجاد مي شود.
در دنيا براي درمان يك بيماري بصورت تيمي فعاليت مي كنند، يعني براي درمان يك بيماري، پزشك در كنار روانپزشك و مددكار اجتماعي كار مي كند تا بيمار دارو مصرف كند، زخم خوب شود و چرخه استرس نيز شكسته شود و بيماري بهبود يابد.

** چگونه سلامت روان مردم را ارتقا دهيم؟
الهياري: يكي از راه هاي ارتقاي سلامت روان در جامعه، استفاده از روش علمي تقويت كارگزار سلامت روان يعني روانشناس و مشاور البته با در نظر گرفتن مسائل فرهنگي و اجتماعي هر جامعه اي است.
مردم كشور متاسفانه فكر مي كنند مراجعه به روانشناس يا مشاور به معني بيماري است. يعني اينكه ما بيمار هستيم، پس بهتر است نرويم درحاليكه اكنون در دنيا همانگونه كه مي گويند پزشك خانوادگي ما فلان آقاي دكتر و متخصص هست، همانگونه با افتخار مي گويند روانشناس خانوادگي ما آن پروفسور است.
چون اكنون روانشناسي فقط در خدمت بيماري نيست بلكه براي حفظ و ارتقاي وضعيت سلامت روان به كار گرفته مي شود. اگر فردي كودكش نمرات درس هايش 20 باشد و مي خواهد اين وضعيت حفظ شود اين كودك بايد تحت نظر «روانشناس يادگيري» باشد. اين به معناي بيمار بودن كودك نيست.
پزشك جراحي كه جراحي هاي حساسي انجام مي دهد براي گذراندن دوره آرامش رواني و تنش زدايي به روانشناس مراجعه مي كند تا در آن شرايط حساس جراحي، خود را كنترل كرده و بيشترين اثر را داشته باشد.

** مراجعه نكردن مردم به روانشناس چه عواقبي دارد؟
الهياري: مراجعه نكردن مردم به روانشناس علاوه بر تشديد بيماري روان و بروز بيماري هاي جسمي موجب بروز يك آسيب اجتماعي ديگر مي شود. هنگامي كه به كارگزار روان و متخصص سلامت روان مورد نياز مردم توجهي نمي شود، شهروندان براي حل مشكلش به عرفان هاي كاذب رو مي آورد و نزد دعا نويس و رمال مي رود.
بنابراين اگر شهروندي در بعد اجتماعي، معنوي و رواني مشكل داشته باشد، بايد براي او فرهنگسازي كنيم كه به روانپزشك و مشاور مراجعه كند و نقش رسانه ها در اين بين خيلي اهميت دارد. افراد داراي مشكل روان بايد به روانشناس، روان درمان يا مشاور داراي مجوز از نهادهاي رسمي مانند سازمان نظام روانشناسي مراجعه كنند.
اگر فرهنگ مراجعه به روانشناس و مشاور در جامعه تقويت نشود، شهروند به پديده هايي مانند رمالي، انرژي درماني و عرفان هاي كاذب رو مي آورد كه در آنها هم مردم پول مي دهند، هم خوب نمي شوند و هم مشكلات امنيتي براي كشور ايجاد مي شود مانند اين است كه اگر من تشنه باشم و آب تميز و گوارا در دسترس باشد آن را مصرف مي كنم اما اگر آب تميزي نباشد آب گل آلود مصرف مي كنم.

** روانشناسي ريشه در غرب دارد يا فرهنگ اسلامي؟
الهياري: تنها راه پاسخگويي به نياز روحي و رواني مردم، تقويت روانشناسي، مشاوره و روان درماني علمي با رويكرد اعتقاد به ارزش هاي فرهنگي و اسلامي جامعه است.
متاسفانه اين وضعيت كمرنگ است. نهادها و افرادي داريم كه روانشناسي را مي كوبند و روانشناسي را علم غربي مي دانند، درحاليكه ريشه روانشناسي در منابع اسلامي است. نخستين جرقه هاي علم روانشناسي در آراي دانشمندان و فيلسوفان اسلامي ديده مي شود اما در اين موارد كمتر كار كرده ايم يا كار نكرده ايم.

** براي ارتقاي سلامت روان، مردم مسئولند يا نظام سلامت؟
الهياري: براي اينكه به بهداشت و سلامت روان خود توجه كنيم، غير از اينكه مسئولان بايد برنامه ريزي ها را تغيير دهند، شهروندان نيز بايد در نگرش خود به روانشناسي تجديدنظر كنند. معتقدم شهروندان همانگونه كه براي جسمشان اهميت قائل هستند، بايد به همان اندازه حتي بيشتر براي سلامت روان، عواطف و افكارشان احترام قائل باشند و به محض اينكه احساس مي كنند يك ناراحتي، خلاء و ناهنجاري دارند، به متخصص روانشناسي مراجعه كنند. اكنون روانشناسان در سراسر كشور اين رفتارها را آموزش مي دهند.
متاسفانه در كشوري زندگي مي كنيم كه براي بسياري از چيزها مانند آشپزي يا رايانه آموزش مي بينيم، درحاليكه براي مسائل مهم زندگي مانند مهارت فرزند پروري، كسي به ما آموزش نمي دهد.
بطور مثال در ايران زني بچه دار مي شود بدون آنكه دوره آن را ديده باشد و فكر مي كند بچه داري، فرآينده ساده و معمولي است، درحاليكه يك دوره تخصصي بوده و بايد دوره آن را آموزش ببيند.
همچنين آموزش مهارت هاي مقابله با بحران ضروريست، هر كدام از ما در زندگي بحران هايي داريم اما چگونه بحران ها را حل مي كنيم. آيا دوره آموزشي آن را فراگرفته ايم يا نه. مردم هيچ جا نه در مدرسه و نه در دانشگاه مهارت هاي تفكر منطقي، مهارت هاي ارتباط متقابل و خيلي ديگر از مهارت هايي را كه در زندگي براي امورات روزمره ما واجب و لازم هست، آموزش نمي بينند.

** آيا مي توان مهارت هاي روانشناسي را از روي كتاب يا اينترنت فرا گرفت؟
الهياري: اگر بخواهيم به بهداشت رواني و سلامت روان مطلوب برسيم، حتما بايد به صورت حضوري مهارت هاي روانشناسي را ياد بگيريم تا مشكلات را حل كنيم. همانگونه كه براي رانندگي به آموزش هاي عملي نياز است، براي فراگيري مهارت هاي مقابله با بحران يا تفكر منطقي، كتاب خواندن، اينترنت و حضور در يك سخنراني روانشناسي كارساز نيست، بلكه حتما بايد يك دوره تخصصي با حضور متخصص براي آن برگزار شود.

منبع : ایرنا

 

نظرات
ADS
ADS
پربازدید