
به گزارش اتاق خبر، یکی از شاخصهای رشد و پیشرفت در صنایع، افزایش دامنه رقابتپذیری است به این معنی که امروزه واحدهای صنعتی میتوانند در میدان تولید با رقبای خود حرفی برای گفتن داشته باشند که این مولفه محوری را پیش روی خود بگذارند. این افزایش رقابتپذیری در سطوح داخلی و خارجی قابل بررسی است؛ آنجایی که رقابتپذیری صنعتی از توان واحد صنعتی برای افزایش حضور در بازارهای داخلی و بینالمللی ضمن توسعه بخشهای صنعتی و فعالیت با ارزش افزوده بالاتر و حجم فناوری بیشتر حکایت میکند. هرقدر میزان تولیدات واحدهای صنعتی دارای کیفیت، سرعت و دقت بالاتر باشد و مدیران از لایههای نوآوری در تولید محصولات استفاده کنند در میان رقبای صنعتی گوی میدان را بهتر میتوانند بربایند.
به علاوه اینکه تولیدکنندگان و مدیران واحدهای صنعتی برای افزایش گستره رقابتپذیری نیازمند بسترهای امن اقتصادی نیز هستند؛ بسترهایی که یک مدیر صنعتی را قادر به ابراز وجود کند. در این میان حق با مدیرانی است که بهطور مداوم از واردات کالاهای خارجی گلایه میکنند و این عامل را مانعی بر سر عرضه محصولات خود میدانند. حق با مدیرانی است که موانع قانونی در عرصههای بانکی و مالیاتی را مثال میزنند و نیازمند یاری دولت هستند. به طور قطع هیچیک از واحدهای صنعتی در هر عرصه تولیدی از فضای رقابت متنفر نیست اما فضای رقابتی نیازمند بهبود متغیرهای کلان اقتصادی است. با این حال در این مطلب روی سخن ما با واحدهای صنعتی خواهد بود که از دو مولفه تغییر در شیوه تولید و تغییرات سازمانی برای ایجاد پیشنیازهای رقابتپذیری استفاده میکنند.
یک گوی و چند میدان
شاخص نخست یعنی تغییر در شیوه تولید در افزایش دامنه رقابتپذیری بهویژه در سطح داخلی و کشوری نقش دارد. زیرمجموعههای این تغییر نحوه تولید نیز به ایدههای یک مدیریت صنعتی برمیگردد که چه میزان حاضر است در میزان کیفیت، کمیت، نوع بستهبندی و بالا رفتن بازدهی تولید خود تجدید نظر کند؛ بهعنوان نمونه اگر قرار است چند واحد صنعتی در تولید کنسرو و مواد غذایی فعالیت کنند آن واحد صنعتی میتواند در بازار مصرف پرچمدار باشد که کیفیت محصولات خود را بالا ببرد و نیز بتواند در نحوه تولید سرعت، دقت و افزایش به خرج دهد. پیشنیازهای آن نیز به تعویض ماشینآلات تولیدی، بکارگیری نیرویانسانی متخصص و ترکیب کارکنان برمیگردد یعنی همان مولفه دوم که تغییرات سازمانی است. به عبارتی این دو مولفه چنان لازم و ملزوم همدیگر هستند که یک مدیریت صنعتی باید همزمان به آنها توجه کند. اگر مدیریت صنعتی بتواند مدیریت تغییر نحوه تولید و مدیریت ترکیب فضای سازمانی را سرلوحه خود قرار دهد در مراحل بعد حتی میتواند آنچنان گوی پیشرفت را از رقبا برباید که خود مدیریت رقابتپذیری صنعتی در دست داشته باشد. رسیدن به مدیریت رقابتپذیری نیازمند پیشنیازهایی همچون کارآییمحوری و خلاقیتمحوری است؛ دو مولفهای که مدیران کارآفرین و نوآور دارند.
متغیرهای کلیدی
ابوالفضل روغنیگلپایگانی، نایبرییس کمیسیون صنایع اتاق بازرگانی ایران در این باره گفت: «متغیرها و شاخصهایی که امروزه در دنیا وجود دارد براساس مطالعات میدانی و دانشگاهی به وجود آمدهاند. با این حال مشکل در صنعت کشور عمیقتر از آن است که بتوان این شاخصها را در این عرصه به راحتی تحلیل کرد؛ چراکه بعد از انقلاب ما با مشکلات اقتصادی زیادی برخورد کردیم. از این رو نتوانستیم فناوری روز دنیا را در تمامی شاخههای صنعتی وارد کنیم و در برخی از بخشهای صنعتی از شاخصهای فناوری دور ماندهایم. از این رو این تغییر باید در ساختارها به وجود بیاید؛ چراکه تولیدات امروز باید در قالب یک نظام بهرهور همراه با بازدهی بالا، سرعت و دقت خوب، بالا رفتن کیفیت و کاهش هزینههای تولید بررسی شود که لازمه رقابتپذیری یک محصول تولیدی است. برای رسیدن به این هدف باید ماشینآلات تولید نیز با دانش فنی و فناوری هماهنگ باشد؛ چراکه تغییر در شیوه تولید بدون بروزرسانی تجهیزات صنعتی امکانپذیر نیست. بهعنوان نمونه ماشینآلات صنایع نساجی متعلق به ۳۰ سال گذشته است. در صورتی که ماشینآلات امروز دنیا از سرعت، دقت و قدرت برخوردارند و میتوانند کاهش هزینهها و اثربخشی زیادی در تولید یک محصول رقابتپذیر ایجاد کنند. » روغنیگلپایگانی بر نقش مدیریت تغییر سازمانی نیز تاکید کرد و افزود: «در کنار مولفه تغییر نحوه تولید باید ساختارهای شرکتی و سازمانی را مطابق با استانداردهای نظام جهانی تغییر دهیم. این موضوع مستلزم تغییرات است. یعنی متغیرهای گوناگونی همچون اصلاح ساختار قوانین جاری کشور، قانون کار و قوانین بانکی باید بهعنوان بسترساز رقابتپذیری به وجود بیاید تا دست مدیران صنعتی باز باشد. با این حال باید به یاد داشته باشیم از اصول مهم و اساسی در مدیریت تغییر سازمانی، مدیریت منابع انسانی است که باید به درستی انجام شود. مدیریت این شاخص مهم با ارتقای دانش فنی کارکنان به وسیله آموزش انجام میشود. این رکن اساسی در مدیریت منابع انسانی با هدف بروزرسانی آنهاست. با این حال طبیعی است که آموزش نیروی کار در سازمان نیازمند هزینههایی است که بهطور معمول مدیران صنعتی را با مشکلاتی مواجه میکند. دانشگاههای صنعتی کشور میتوانند کمک و بازوی محکمی برای واحدهای صنعتی باشند؛ چراکه هنوز دانشآموختههای دانشگاهی هماهنگ با دانش روز دنیا نبوده و بر محور مهارتپذیری قرار ندارند. از این رو لازم است فناوری مدیریت منابع انسانی با هدف تغییر در سازمانها و واحدهای صنعتی با کشورهایی که در این زمینه سرآمد هستند پیوند بخورد. اگر این دو شاخص یعنی مدیریت در شیوه تولید و تغییر در سازمان اتفاق بیفتد، میتوانیم بگوییم که پیشنیازهای رقابتپذیری را فراهم کردهایم. هرچند دولت نیز باید در متغیرهای کلان اقتصادی همچون اصلاح قوانین بانکی و مالیاتی جهشهایی داشته باشد؛ زیرا واحدهای صنعتی کشور به تنهایی نمیتوانند مدیریت تغییر در شیوه تولید و مدیریت سازمان را انجام دهند و در بخشهایی نیازمند کمک دولت هستند بهویژه واحدهای صنعتی کوچک و متوسط که آنچنان از قدرت تغییر درحالحاضر برخوردار نیستند. دولت باید بتواند کمکهایی همچون معافیت مالیاتی در هزینههای آموزشی و اعطای وامهای ارزانقیمت برای آموزش و وارد کردن فناوری روز را مدنظر داشته باشد که به طور قطع در این صورت کمک موثری به واحدهای صنعتی خواهد کرد. »
معادله سخت مجهولی!
گفتههای روغنیگلپایگانی در حالی است که نگاه رقابتپذیری بر این اصل تکیه دارد؛ تا زمانی که محصولات تولیدی از گستره ویژه کیفیت و نوآوری برخوردار نباشند بهطور قطع نمیتوانند درمیان تولیدات مشابه سری در سرها بلند کنند. این قاعده کلی است و بهویژه در تولیداتی صدق میکند که نیازمند فناوری هستند. به نظر میرسد میدان رقابتپذیری از زمانی پرچالش میشود که مدیران واحدهای صنعتی در کنار افزایش کیفیت باید کاهش قیمت محصولات و همچنین کاهش هزینههای تولید را نیز در نظر بگیرند. معادله سختی که اگر در این زمان از مدیران صنعتی بخواهیم شاید اندکی بیرحمی باشد اما اگر در این معادله زمان و کمک دولت را لحاظ کنیم شاید در میانمدت این مهم برآورده شود.
اتوبوس را روشن کنید
جدا از تلاشهای مدیران سازمانهای صنعتی برای تغییر در نحوه تولید نکته مهمتری که به ذهن میرسد احاطه مولفه دوم یعنی تغییر در چینش سازمان صنعتی بر مولفه نخست یعنی مدیریت تغییر شیوه تولید است. به این معنی که اگر مدیریت صنعتی در هر فضای اقتصادی و کسبوکار بتواند مدیریت سازمانی قوی داشته باشد به طور قطع میتواند راه را برای بهبود پایههای تولید در واحد صنعتی خود هموار کند. این ادعایی است که بسیاری از مدیران توانمند و کارآفرین دارند. آنها خلاقیت و نوآوری و ذکاوت را پیششرط موفقیت میدانند. فرهاد رهنما، تولیدکننده و مدیر واحد صنعتی تولید یخچال در این زمینه به صمت گفت: «اگر مدیریت واحد صنعتی بتواند چیدمان سازمانی را به درستی لحاظ کند میتواند پیشرفت در تولید را از صفر به ۱۰۰ برساند. کافی است که کارکنان آن واحد صنعتی اندکی باهوش و نوآور باشند. آن زمان خواهیم دید که نهتنها هزینههای تولید در سازمان کاهش مییابد، که میتوانند دامنه رقابتپذیری وسیعی را نیز احاطه کنند. » رهنما کتاب « good to great » نوشته «جیم کالرز» را مثالی بر ادعای خود دانست. در این کتاب نویسنده از تشبیه اتوبوس بهعنوان سازمان سخن گفته است. در بخشهایی از این کتاب خطاب به مدیران صنعتی نوشته شده که: شما( مدیر) افراد مناسب را سوار اتوبوس و افراد نامناسب را از اتوبوس پیاده کنید. افراد مناسب را نیز در صندلیهای مناسب خود بنشانید. آنوقت میبینید که اتوبوس خودش شروع به حرکت میکند. رهنما معتقد است در شرایط کسبوکار مساوی همه مدیران با اندکی تغییرات سازمانی و نحوه تولید میتوانند پویایی خود را حفظ و تولیداتشان را به بازار معرفی کنند. باید به یاد داشته باشیم که هوش و استعداد نیروی کار بزرگترین عامل موفقیت سازمان است. در نهایت باید این نکته را در نظر داشته باشیم که هرکدام از مولفههایی که گفتیم در برگیرنده زیرمجموعههای دیگری است که نیاز به بررسی محتوایی دارند. با این حال مفروض ما در این مطلب این بود که مدیریت سبک تولید و مدیریت تغییر سازمان توانایی است که هر مدیری باید در خود ایجاد کند؛ توانایی که به کاهش هزینههای تولید، بالا رفتن بازدهی و افزایش رقابتپذیری برای محصولات تولیدی منجر میشود.
منبع: صمت
