چرا بسیاری در آمریکا هیلاری را سیاستمداری ترسو و جاهل می‌دانند؟ | اتاق خبر
کد خبر: 349488
تاریخ انتشار: 19 خرداد 1395 - 17:44
وبسایت پولتیکو در مقاله‌ای به موضوع رابطه هیلاری کلینتون و جناح چپ در آمریکا پرداخته است.

اتاق خبر - ترجمه این مقاله را در ادامه می‌خوانید:

هیلاری کلینتون بیش از نیم قرن برای اثبات حسن نیت خود به جناح چپ تلاش کرده است. در سال 1968 او در ایالت نیوهمپشایر در کمپین انتخاباتی مخالف با مک کارتی فعالیت می کرد و چهار سال بعد او آرای ایالت تگزاس را به نفع کاندیدای لیبرال جورج مک گاورن قبضه کرد. در اولین مبارزه انتخاباتی بیل کلینتون برای سمت فرمانداری در سال 1978، سنتی های آرکانزانس از او آزردند چرا که او هنوز نام خانوادگی همسرش را استفاده نمی کرد. در سال 1992 او به قدری در میان لیبرال ها محبوب شد که آنها بیل کلینتون را با عنوان "همسر منتخب هیلاری" یاد می کردند. در سال 1993 او نقش سنتی بانوی اول ایالت متحده را با تبدیل شدن به یکی از دستیاران اصلی شورای سیاست گذاری در هم شکست. در همان سال نخست ریاست جمهوری بیل کلینتون، هیلاری با ارائه طرح حمایت از سلامت مردم، به محبوبیت بسیاری دست یافت.

اما هیلاری کلینتون دیروز چگونه به هیلاری کلینتون امروز تبدیل شد؟ چگونه یک طرفدار دوآتشه برابری حقوق، می تواند رسوایی های مالی فاحش در کارنامه کاری اش داشته باشد؟

پاسخ این سوال رای مثبت او و بیل کلینتون به حمله نظامی به عراق در سال 2002 است. این مساله اولین شکاف را میان او و دموکرات ها پدید آورد. در انتخابات سال 2008 هم زمانیکه باراک اوباما ادعا کرد قصد دارد با تمامی رهبران سرکش و مشکل ساز دنیا دیدار کند، او این ادعا را شدیدا مورد انتقاد قرار داد. بسیاری هیلاری کلینتون را سیاستمداری ترسو و جاهل می دانند. مواضع محافظه کارانه او زمانی مشخص شد که او موضع غیر روشن و پیچیده ای را در قبال ارائه گواهینامه رانندگی به مهاجرین غیرقانونی به آمریکا اتخاذ کرد. رسوایی و فساد مالی وال استریت هم فعالیت های او را بیش از پیش زیر ذره بین قرار داد. اما عدم استقبال جمعیت جوان ایالات متحده از سیاست های کلینتون به نحوه نگرش هیلاری بازمی گردد. او تمامی طرح های بلندپروازانه سندرز را با این توجیه که آنها "ناکارآمد" هستند، رد می کند. در حال حاضر کلینتون تمام قوای کمپینش را پشت طرح بیمه درمانی همگانی بسیج کرده و این تنها نقطه قوت برنامه های اوست.

هیلاری برای اثبات حسن نیت خود به عنوان یک نامزد دموکرات، در یکسال گذشته، بیش از هر چیز به فعالیت های مدنی خود در دهه 70 میلادی پرداخته است. بیل کلینتون هم در سخنرانی هایش از سیاست های موثر او در دهه 80 به عنوان بانوی اول آرکانزاس داد سخن می دهد. در واقع همه چیز حول محور زندگینامه هیلاری می چرخد. اما او ناکامی های زیادی در کارنامه سیاسی اش دارد و همین کارآمدی او را زیر سوال برده است.

هنگامی که هیلاری کلینتون وارد کاخ سفید شد، مانند همسرش گرایشات معتدل داشت و دیگر از آن لیبرال دو آتشه خبری نبود. به گفته نزدیکانش او برای گارانتی کردن تصاحب فرماندهی آرکانزانس توسط همسرش به طور داوطلبانه نام خانوادگی اش را تغییر داد. او یکی از مخالفین سرسخت افزایش مالیات و به گفته دوستانش فعالیت های او همواره عمل گرایانه بوده است. اما این روند مجددا در سال 1993 و با به قدرت رسیدن بیل کلینتون دستخوش تغییر شد و هیلاری را به عقاید لیبرالیستی نزدیک و نزدیک تر کرد. با وجود پیشرفت های گام به گام هیلاری کلینتون، انتخابات سال 2008 به او نشان داد همواره نمی توان به مطلوب دست پیدا کرد، به خصوص اگر در طرف مقابل سازمان های قدرتمند آمریکایی حضور داشته باشند.

کلینتون برای پیروزی در ماه نوامبر نیازی به موافقت رای دهندگان به برنی سندرز با رویکرد عملگرایانه او به سیاست ندارد. برای او کافیست که آنها به دلیل تاکتیک و جاه طلبی با او مخالفت کنند. برای او همین بس که آنها در نهایت بپذیرند او یک نومحافظه کار و ملعبه وال استریت نیست. رای دهندگان دموکرات جوان تر از 30 سال که 70 درصد آنها طرفدار سناتور برنی سندرز هستند در دوران ریاست جمهوری بیل کلینتون نوجوان بودند. دانشجویان فعلی زمانی که هیلاری فعالیت های حزبی اش را شروع کرد و خبرساز شد، هنوز متولد نشده بودند. بیداری سیاسی این نسل مصادف شد با جنجال جنگ عراق که بیل و هیلاری هر دو از آن حمایت کردند و رکود اقتصادی سال 2008 آمریکا. در حالیکه مسن ترها هیلاری را یک چپ معتدل می دانند که شجاعانه واقعیت های واشنگتن را به چالش می کشد، رای دهندگان جوان او را با تمامی اصول نظام سیاسی کنونی مغایر می دانند.

حتی اگر دموکرات های جوان لابی گری های او را درباره پرونده بیمه درمانی نادیده بگیرند باز هم برنی سندرز را ترجیح خواهند داد، چرا که هنوز پرونده فسادهای مالی کلان و جنگ عراق برای آنها آزاردهنده است. آنها معتقدند تنها یک انقلاب می تواند واشنگتن را تغییر دهد. شاید اگر شناخت جوانان از هیلاری کاملتر بود به نوعی او را دنباله روی باراک اوباما میدیدند، به عنوان فردی که می تواند راه را برای پیشرفت و تغییر هرچه بیشتر واشنگتن هموار کند. این تنها راهی است که می تواند جوانان را هوادار هیلاری کند.

خبرآنلاین

94110

نظرات
ADS
ADS
پربازدید