
به گزارش اتاق خبر، دنیای کسب و کار با تحولات زیاد و گوناگونی مواجه میشود و بنگاهها و واحدهای صنعتی همواره درگیر این نوسانات هستند. از این رو در فضای اقتصادی امروز، مدیران صنعتی باید توانایی برخورد با هرگونه تحولات بیرونی و درونی و به عبارتی ویژگی خطرپذیری را داشته باشند. در کلام علمی به این ویژگی «مدیریت ریسک» میگویند. این شیوه مدیریتی به معنی کاربرد سیستماتیک سیاستهای مدیریتی، رویهها و فرآیندهای مربوط به فعالیتهای تحلیل، ارزیابی و کنترل ریسک است که از فرآیند مستندسازی تصمیمات نهایی اتخاذ شده شروع و بعد از شناسایی و بکارگیری معیارها از آنها برای رساندن ریسک تا سطح قابل قبولی استفاده میشود. تمامی مدیران صنعتی باید به نوعی مدیر ریسک نیز باشند و بتوانند با شناسایی خطرها و حتی پیشبینی آنها قدرت احاطه بر آنها را پیدا کنند. در گزارش پیشین درباره لزوم قدرت آیندهنگری و آیندهپژوهی برای مدیران صنعتی به صورت مفصل صحبت کردیم. به نظر میرسد که پیشنیاز مدیریت ریسک در واحدهای صنعتی نیز داشتن دید آیندهنگرانه نسبت به شرایط است. به عنوان نمونه شرایط کنونی کسب و کار در کشور ما بسیار تحت شرایط خطرپذیری قرار دارد. از آتشسوزی و نقص فنی در کارخانه و کارگاه گرفته تا تغییرات و نوسانات نرخ ارز و نرخ بهره بانکی که همه اینها، واحدها و بنگاههای اقتصادی را با مخاطره روبهرو میکند. در این میان شاید پیشبینی نقص یک دستگاه در کارخانه راحتتر باشد اما پیشبینی آتشسوزی ناگهانی اندکی دور از تصور است. ممکن است شما به عنوان یک مدیر صنعتی صبح از خواب بیدار شوید و ببینید قسمتی از فضای کارخانه دچار حریق یا تعدادی از دستگاهها خراب شده و هزینه بسیاری متحمل شدهاید. باید قبل از به وجود آمدن این رویدادها آنها را پیشبینی و مستندسازی کنید تا از اندوخته هزینهای که برای این رویدادها در نظر گرفتهاید استفاده کنید و به نوعی غافلگیر نشوید.
فرآیند مدیریت ریسک
مدیریت ریسک باید با یک تحلیل دقیق از ریسک که از جامعترین نقطهنظرهای ممکن تعریف شده شروع شود. مدیریت ریسک واحد صنعتی، یک فعالیت مستمر و پویاست. تا زمانی که این نوع مدیریت به عنوان بهترین مدل کاربرد برای اندازهگیری و مدیریت انواع ریسکهایی که یک سازمان با آنها روبهرو است مطرح است، کارهای زیادی برای انجام دادن وجود دارد. در گام نخست باید ریسک یا بحرانها شناسایی و تعریف شود؛ به عبارتی باید خطرها قبل از مشکلسازی شناسایی شود. در گام دوم باید ریسکها مورد تجزیه و تحلیل و آنالیز قرار گیرد. در گام بعد باید براساس تجزیه و تحلیلها برای ریسکهای احتمالی در واحد صنعتی تصمیمگیری و اولویتبندی شود. مرحله بعد برنامهریزی براساس تصمیمهاست. سپس کنترل و ارزیابی و بررسی ریسکهای به وجود آمده انجام میشود. لازم نیست هر واحد صنعتی واحد مدیریت بحران داشته باشد بلکه باید هر مدیر صنعتی خود یک مدیر ریسک باشد؛ نکتهای که شاید بسیاری از مدیران بنگاههای صنعتی از آن غافل هستند یا آنقدر مسائل مدیریتی را واگذار میکنند یا درگیر مسائل بیرونی میشوند که از وضع موجود کارگاه و کارخانه خود غافل میشوند و درنهایت تمامی مشکلات و معضلات را به مسائل اقتصادی ربط میدهند. به عنوان نمونه تعطیلی واحدهای تولیدی لوازم خانگی در شرایطی که همه کارشناسان از مشکلات کسبوکار میگویند و مدام از بروزرسانی دستگاهها و ماشینآلات، تغییر شیوه تولید و بالا بردن کیفیت حرف میزنند، جای تعجب ندارد. آن هم زمانی که واردات لوازم خانگی بر انبار تولیدات داخلی سایه افکنده است. یک مدیر صنعتی در این شرایط با ریسکهای ملموسی در ارتباط است که باید راهحلها و تصمیمهای نهایی را اتخاذ کند. زمانی که چندین کارخانه لوازم خانگی تعطیل میشود یعنی بحران در این صنف بالا گرفته است. این زنگ خطری برای دیگر واحدهایی است که تولید تکراری دارند، سطح کیفی مناسبی ندارند، بدهیها و مشکلات مالی بالایی دارند و درنهایت باید بحران را از سر بگذرانند.
روشهای مدیریت ریسک
وقتی ریسکها شناسایی و ارزیابی شد، میتوانیم با ۴ روش انتقال ریسک، اجتناب از ریسک، کاهش ریسک و پذیرش ریسک به دنبال راهکار باشیم.
ـ انتقال ریسک یا استراتژی انتقال به معنی این است که بخش دیگری، ریسک یا تبعات ریسک را قبول کند. به طور معمول این روش از طریق بستن قرارداد یا اقدامات احتیاطی قابل اجراست. به عنوان نمونه یک مدیر صنعتی یا پیمانکار پروژه بعد از انجام فرآیندهای مدیریت ریسک و تصمیمگیری نهایی به این نتیجه میرسد که قسمتی از پروژه با ریسک احتمالی همراه است. مدیریت صنعتی میتواند پروژه را واگذار کند یا از طریق قرارداد با شرکای دیگر تبعات ریسک را برای خود به حداقل رساند. به عنوان نمونه یک واحد تولید لوازم خانگی میتواند بعد از بررسی شرایط بحرانی کسب و کار، شرکای خاص خارجی برای خود انتخاب کند یا در مسیر تولید مشترک قرار گیرد تا ضمن بالا رفتن کیفیت محصولاتاش کارخانه را نیز حفظ کند. ـ اجتناب از ریسک یا استراتژی اجتناب یعنی انجام ندادن فعالیتی که باعث ریسک میشود. به عنوان نمونه، ممکن است که یک دارایی خریداری یا از ورود به یک کسبوکار چشمپوشی شود تا از مشکلات و دردسرهای آنها بتوان اجتناب کرد. همان واحد تولیدی لوازم خانگی را در نظر بگیرید؛ مدیر کارخانه میتواند میزان تولید اسمی خود را کاهش دهد یا تعداد اقلام تولیدیاش را به چند قلم برساند. به جای آن سطح کیفی محصولات خود را ارتقا بخشد یا اینکه کارخانه را به سرمایهگذاران بخش خصوصی بسپارد. ـ کاهش ریسک یا استراتژی کاهش یعنی بکارگیری شیوههایی که باعث کاهش شدت زیان میشود. به عنوان نمونه مدیر همان واحد تولیدی لوازم خانگی میتواند محصولات خود را با یک نشان(برند) خارجی تولید و عرضه کند یا واحد تحقیق و توسعه خود را گسترش دهد. به موازات آن به دنبال جذب سرمایه و نقدینگی باشد. گرفتن شرکای خارجی میتواند کمک موثری برای خروج از بحران ورشکستگی باشد که به طور حتم دامن دیگر تولیدکنندگان لوازم خانگی را خواهد گرفت. ـ پذیرش ریسک یا استراتژی پذیرش یعنی قبول زیان وقتی رخ میدهد. ممکن است کارخانه تولید لوازم خانگی با بحران مواجه شود. انکار ریسک مشکل است. در اینجا باید راهحلهای احتمالی را پیشبینی کرد. برای نمونه اگر آن مدیر کارخانه بدهکار ارزی شده باید راهحل احتمالی رفع این بدهکاری را نیز پیشبینی کند.
انواع ریسک
در مطالب گفته شده باید به یاد داشته باشیم که دو نوع ریسک برای واحدهای صنعتی قابل تصور است؛ نخست ریسکی که مدیر صنعتی برای رسیدن به موفقیت بیشتر به جان میخرد یعنی ریسک استراتژیک؛ به عنوان نمونه مدیر واحد تولیدی لوازم خانگی تمامی منابع انسانی خود را مورد پالایش قرار میدهد و قدیمیها را اخراج و افراد جدید و جوان جایگزین میکند یا قرارداد کلان با یک شریک خارجی میبندد. دوم ریسک عملیاتی که در مرحله اجرا و کار رخ میدهد و موجب به سرانجام نرسیدن اهداف از پیش تعیینشده میشود. از این لحاظ مدیران در تمامی سازمانها با ریسک سروکار دارند اما متاسفانه ریسک به طور معمول در ابعاد سوداگرانه و استراتژیک معنی میشود.
مدیریت ریسک در شرایط بیثباتی اقتصاد
همیشه سخن گفتن علمی از کارکرد محتواهای مدیریتی جذاب است اما باید بدانیم در مقام عمل شاید مدیران صنعتی یا تمایلی به آشنایی به این مفاهیم نداشته باشند یا نقش تجربه را در هماهنگسازی شرایط بیشتر دخیل بدانند. حتی ممکن است برخی از مدیران صنعتی نقش مدیریت ریسک را کمتر برای خود قائل شوند و بگویند: آنچنان فضای اقتصادی بر عملکرد واحدهای صنعتی چیره شده که کمتر مدیری برای خود و به تمام قد، مدیر ریسک است. محمدرضا مددی، تولیدکننده پیچ و مهره درباره بکارگیری فرآیند مدیریت ریسک در کارخانه خود گفت: «برنامهریزی سود و فایده توسط مدیر باید در اولویت قرار گیرد به عنوان نمونه در کنار پیشبینی هزینههای زمین کارخانه، سرمایه در گردش، هزینه کارگران و تورم اقتصادی، خطرهای احتمالی را هم باید پیشبینی کرد. گرچه زمانی که قیمت دلار از ۹۲۰ تومان به ۴۰۰۰ تومان رسید در عمل پیشبینی بحرانها و خطرهای احتمالی سخت شد. به عبارتی آنچنان نوسانات اقتصادی بر پیکره عملکرد مدیریتی ما غالب شد که به جرات میتوانم بگویم شناسایی خطرات احتمالی به راحتی ممکن نبود. »دیدگاه دیگری نیز ممکن است وجود داشته باشد و مدیریت ریسک را در فضایی قابل پیادهسازی بداند که از نوسانات اقتصادی مصون باشد. به عبارتی سیستم مدیریتی وجود داشته باشد که در مقابل فناوریهای نوین، چالشهای نرخ ارز و نوسانات پیاپی اقتصادی در حاشیه امن قرار گیرد. فرهاد رهنما، تولیدکننده لوازم خانگی گفت: «باید نسبت به مدیریت ریسک برخورد علمی و معقولانهای انجام شود. به عبارتی باید پیشبینی خطرهای احتمالی را مدیران صنعتی داشته باشند اما اینکه بگوییم یک کارخانه باسابقه در اثر نداشتن مدیریت ریسک ورشکسته میشود، اشتباه است. برای نمونه کارخانه «ارج» در اثر نداشتن مدیریت ریسک منحل نشد بلکه مدیران ناکارآمد دولتی عامل این اتفاق شدهاند در حالی که این کارخانه نوآورترین و پیشروترین کارخانه بوده است. »نکته مهم این است که ریسک و بحران در هر سازمانی امکانپذیر است اما مهمتر اینکه برخی مواقع آنچنان اتفاقات غیرقابل پیشبینی میشود که دست تجربه باید به کمک مدیران بیاید. از این رو مدیران باتجربه و آشنا به بازار بهتر میتوانند مدیریت ریسک کنند. نکته مهم دیگر اینکه حتی تجربه مدیریتی نیز گاهی از قوانین جاری و نوسانات اقتصادی جا میماند. آنوقت است که مدیران صنعتی باید بتوانند ریسک خود را تضمین کنند یعنی همیشه راهحلهای احتمالی برای فرار از ریسکهای بعدی و ورشکستگی پیدا کنند. این نکته کار مدیران نوآور و آیندهنگر است.
منبع: صمت
