علل و انگیزه های توافق تاریخی میان ترکیه و رژیم صهیونیستی | اتاق خبر
کد خبر: 355626
تاریخ انتشار: 9 تیر 1395 - 12:46
نشریه پانوراما ایتالیا گزارش داد:
پس از شش سال تیرگی روابط دیپلماتیک، توافقی میان این دو کشور حاصل گردید. این هم علل آن و نیز نقشی که آمریکا و عربستان سعودی می توانند ایفاء نمایند

اتاق خبر- پس از شش سال تیرگی روابط دیپلماتیک، توافقی میان این دو کشور حاصل گردید. این هم علل آن و نیز نقشی که آمریکا و عربستان سعودی می توانند ایفاء نمایند.
بیست روز پس از دیدار میان ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه و بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل که در تاریخ ٧ ژوئن در مسکو صورت گرفت، روز ٢٦ ژوئن نشستی میان ترکیه و اسرائیل در شهر رم برگزار شد که در آن هیأت های دیپلماتیک این دو کشور به توافق صلحی دست یافتند. روابط میان اسرائیل و ترکیه به شدت آسیب دیده بودند تا حدی که بعد از ماجرای ماوی مرمره در سال ٢٠١٠ سفرای آنها به کشورهای خود بازگشته بودند. زمانی که در کشتی اصلی ناوگان آزادی که قصد شکستن محاصرۀ غزه را که در سال ٢٠٠٦ توسط اسرائیل مقرر گردیده بود، داشت، ده فعال ترک در
درگیری های مسلحانه با نیروهای ارتش اسرائیل کشته شدند.
این توافق روز سه شنبه مورخ ٢٨ ژوئن رسمیت خواهد یافت. اسرائیل یک تعهد مکتوب از اردوغان، رئیس جمهور ترکیه دریافت کرد که بر اساس آن آنکارا نهایت تلاش خود را به کار می برد تا حماس پیکر دو سرباز اسرائیلی را که در خلال جنگ سال ٢٠١٤ کشته شدند و نیز دو غیر نظامی در نوار غزه بازگرداند. مبلغ غرامتی که قرار است اسرائیل برای بستگان اتباع ترکیه که در خلال حادثۀ کشتی ماوی مرمره جان خود را از دست دادند، واریز نماید ٢٠ میلیون دلار است.
ترکیه در قبال حماس چه رفتاری را در پیش خواهد گرفت؟
در گام های اولیه ای که به سمت عادی سازی روابط برداشته شده است، ترکیه قادر نخواهد بود رفع محاصرۀ غزه را بدون مابه ازایی در خصوص امنیت اسرائیل کسب نماید. حماس به عنوان تجلی اخوان المسلمین در فلسطین به وجود آمد و از سوی ترکیه و پادشاهی های حاشیۀ خلیج [فارس] حمایت گردید. کشورهایی که همزمان با بهارهای عربی به منظور افزایش اهمیت خود در منطقه و براندازی تونس، مصر و سوریه روی اخوان المسلمین انگشت نهادند.
بنابراین احتمال دارد که همزمان با درخواست ترکیه مبنی بر توقف محاصرۀ غزه تلاشی مبنی بر تعدیل در فعالیت های ضد اسرائیلی حماس صورت بگیرد. تلاشی که باید همزمان با رها شدن ترکیه از اخوان المسلمین و به موازات آن رهایی از سوی حماس صورت گیرد. این احتمال با آنچه در ماه مارس اتفاق افتاد (بعد از آنکه دولت مصر حماس را به آموزش گروه اخوان المسلمین مصر متهم کرده بود که در ماه ژوئن سال ٢٠١٥ با یک خودروی بمب گذاری شده اقدام به ترور هشام برکات، دادستان کل مصر کرده بودند)، همخوانی دارد.
هفتۀ بعد حماس هیأتی را به مصر اعزام داشت که با خالد فوزی، رئیس دستگاه اطلاعاتی مصر دیدار کرد. سپس دیدار دیگری انجام گرفت که در آن مصری ها بر لزوم فراوان این امر که حماس هر گونه رابطۀ خود را با جهادگران و اخوان المسلمین قطع نماید، تأکید نمودند. به عبارت دیگر اینکه دیگر تبادل حمایت و کمک های مالی از ترکیه و پادشاهی های حاشیۀ خلیج [فارس] و آموزش جهادگران و تروریست ها را با هزینۀ آنان نپذیرد. مسأله ای که باعث می شد در راهبردها و امور داخلی سایر کشورهای مسلمان در هم آمیزد.
سامی ابوزهری، سخنگوی حماس به منظور بهبود روابط با همسایۀ قدرتمندش (در ضمن بیشتر مایحتاج غزه از تونل های صحرای سینای مصر دریافت می گردند) و احتمالاً به منظور بیرون ماندن از شکست طرح های مربوط به سرنگونی حامیانش، روز ٢٢ ماه مارس مصاحبه ای با العربیه، مهم ترین شبکۀ تلویزیونی در خاورمیانه انجام داد که در آن علناً اعلام نمود: «حماس به نفع وطنش فلسطین فعالیت می کند و هر نوع تصمیمی که اتخاذ کند به شدت فلسطینی بوده و با قضیۀ فلسطین همسو می باشد. حماس به نفع هیچ جنبش عربی بین المللی، سازمان یا گروهی کار نمی کند. حماس منحصراً در عرصۀ عقیدنی به اخوان المسلمین وابسته است. این در حالی است که در عرصۀ سیاسی و سازمانی منحصراً فلسطینی بوده و به نفع ملت فلسطین و وطن تحت اشغالش فعالیت می کند و نه به نفع دیگران».
رهایی علنی و رسمی مورد درخواست است. مابقی علناً قابل ذکر نیست زیرا حماس نمی تواند و نمی خواهد هدف ایجاد یک کشور فلسطینی را انکار کند. اما چگونگی آن منوط به پیچیدگی ساماندهی مجدد سرتاسر منطقۀ خاورمیانه از نظر جغرافیای سیاسی خواهد بود. ساماندهی که ممکن است منجر به دستیابی تمامی بازیگران به اهداف ممکن خود گردد. برای حماس این ممکن است به معنای این باشد که اکنون باید تمامی فعالیت های نظامی و شورشی علیه اسرائیل را به حالت استندبای قرار دهد. کشوری که تحت پوشش تضمین ترکیه است که با حمایت خود ممکن است در نهایت به خاتمه حصر اسرائیل یا به یک کنترل متفاوت آن دست یابد. این در حالی است که در آینده امکان دستیابی به یک کشور فلسطینی و نیز بهره جویی از معادن گاز مشرف به نوار غزه وجود دارد. بدیهی است که اسرائیل هیچ چیز نخواهد داد. در مورد کشور فلسطین نیز تنها در صورتی به آن دست خواهد یافت که هیچ جایگزینی نداشته باشد این در حالی است که باید تمامی ضمانت های ممکن و بیش تر از آن نیز در مورد امنیت داشته باشد.
راهبرد اردوغان
این امر نمی تواند از نظر دور بماند که اقدام ترکیه در پی برکناری احمد داوداوغلو، نخست وزیر صورت می گیرد. وی در مقاله ای در روزنامۀ اسرائیلی آروتز شوا که چند روز پیش با استناد به روزنامۀ حریت، چاپ ترکیه جزو اولین نشریاتی بود که دربارۀ نشست روز ٢٦ ژوئن در رم خبر می داد، «بیش از حل مداخله گرا» خوانده شد و عامل عربستان سعودی است. وی حامی عربستان سعودی آنگونه که هست نیست بلکه به عنوان اینکه همراه با قطر و در رقابت با آن و با پشتیبانی آمریکا و انگلیس، حامی یک طرح بی ثباتی وهابیگرانه در منطقۀ مدیترانه و شمال آفریقا است که در آن ترکیه و در وهلۀ اول طبعاً رجب طیب اردوغان که بعدها مسئولیت همه چیز را به دوش نخست وزیرش انداخته بود، نفوذ گستردۀ منطقه ای را مطرح کرده بود.
همچنین این موضوع نیز نمی تواند از نظر دور بماند که این فعالیت ترکیه که اکنون در جهت ایجاد ثبات صورت می گیرد، به دنبال این امر صورت می گیرد که هر چند با تأخیر و با مشکلات، متوجه شکست رویاهای توسعه طلبی شده است. رویاهایی که پیش از آن در مصر بعد از بیرون راندن محمد مرسی، رئیس جمهور سابق مصر در ژوئن ٢٠١٣ صورت گرفت و در سوریه بعد از دخالت روسیه و شکست شبه نظامیان جهادی وهابی افول کرده اند. شکستی که به واسطۀ این امکان که داعش بتواند هم از سوریه و هم از عراق بیرون رانده شود، گسترش می یابد.
ترکیه قصد داشت با ترجیح عربستان سعودی مقاصد خود را به سمت طرح خود مبنی بر دستیابی به یک سلطۀ سنی- وهابی بر شیعیان (شیعیان با آنکه در اسلام در اقلیت هستند لیکن در منطقه اکثریت را دارند) و سپس مقابله با ایران، سوریه و عراق سوق دهد. لیکن گسترش وهابی گری در کشورهای سنی مذهب و البته نادین محور مانند لیبی، مصر و تونس را مدنظر داشته باشد.
زمانی که این طرح در مصر و سوریه با شکست مواجه شد، اردوغان سرانجام احتمالاً پی برده است که ترکیه در هر صورت می تواند مزایای خود را حتی در بر هم ریخته شدن اتحادها و جبهه گیری هایی که در خاورمیانه بعد از تأیید ایران ، مداخلۀ تعیین کنندۀ روسیه و قرارگیری مجدد اسرائیل در حال وقوع است، داشته باشد.
نه یک «سلطۀ جدید عثمانی» بلکه به طور قطع برای ترکیه یک نقش اول و امن ژئوپلیتیک با خروجی های غنی تجاری به سبب صنایع و امکانات انرژتیکی برای پیشبرد آنها در میان است.
یادداشت هاروتز شوا در حالی به پایان می رسد که خاطرنشان می سازد که بینالی ییلدیریم، جانشین داوداوغلو هفتۀ گذشته اذعان داشت که بعد از قطع جدی روابط نه تنها با اسرائیل بلکه همچنین با مصر و روسیه و به شکل عجیبی حتی با سوریه، ترکیه خواستار تنش های مداوم با کشورهای همسایه اش در دریای سیاه و مدیترانه نمی باشد. شایان ذکر است که ترکیه دیگر خواستار سقوط اسد نیست.
در اینجا کلید توافق میان ترکیه و اسرائیل
برهم ریخته شدن اتحادها و راهبردها به طور کلی به سمت یک ثبات جدید که به شکل متقابلی تضمین یافته و در خاورمیانه در حال تحقق است. یک برهم ریختگی که به سبب اهداف ناهمگون دقیقاً بر اثر یک سلسله بی ثباتی هایی به وجود آمد که توسط سنی های وهابی و با حضور آمریکا و انگلیس عملی گردیدند.
پورتال خبری Lookout News پیش از این نوشته است که این ثبات جدید احتمالی در خاورمیانه ممکن است به ویژه در صورتی که هیلاری کلینتون انتخاب شود، از سوی آمریکا مورد حمله قرار گیرد. لیکن عربستان سعودی، کشوری که مانند آمریکا نمی تواند بدون جنگ به بقای خود ادامه دهد، معمای دیگری است: آمریکا، به منظور حفظ برتری اش در افول اقتصادی غرب و جابجایی ثروت جهانی به سمت منطقۀ شرق و خاندان آل سعود نیز به این دلیل که باید لزوماً (از افغانستان به بعد) به تمامی جهادگران وهابی افراطی که در غیر این صورت علیه خودش بر می گردند، اعلام جنگ کند.

نظرات
ADS
ADS
پربازدید