اتاق خبر: نرخ ارز، يك متغير كليدي و ابزار سياست پولي است كه مستقيم بر ترازنامه خانوارها و صاحبان كسب و كار تاثيرگذار است. اين متغير نقش كليدي در ثبات بازارهاي پولي، سرمايه، كالا، خدمات و اشتغال دارد.
سياست تكنرخي شدن ارز موجب ثبات اقتصادي و افزايش قيمت محصولات داخلي خواهد شد، اما اگر كارشناسان كميته قيمتگذاري توليدات داخلي با افزايش قيمت متناسب با رشد نرخ ارز موافق نباشند، ممكن است سياست تكنرخي شدن ارز حتي موجب زيان توليدكنندگان داخلي شود. افزايش نرخ مرجع ارز، افزايش هزينه توليد را در پي دارد و اين موضوع بايد به نحوي جبران شود. به نظر ميرسد تكنرخي شدن ارز به كاهش قيمت محصولات توليد داخل منتهي نخواهد شد، زيرا به هر حال نرخ مرجع ارز افزايش يافته و به اعتقاد كارشناسان، اين موضوع افزايش هزينههاي توليد را در پي دارد و قيمتها رشد ميكند. نرخ ارز بايد با توجه به حفظ دامنه رقابتپذيري در تجارت و كسب و كار خارجي و با در نظر داشتن تورم داخلي و جهاني، همچنين شرايط اقتصاد كلان از جمله تعيين حد مطلوبي از ذخاير خارجي تعيين شود. اگر ايران كشوري صادركننده باشد، افزايش نرخ ارز تقويت صادرات را در پي خواهد داشت، اما از آنجايي كه واردات در كشور بيش از صادرات است بهطور طبيعي افزايش نرخ ارز به زيان توليدات داخلي خواهد بود.
موضوع تكنرخي شدن ارز به عنوان يك راهكار اقتصادي از سوي بانك مركزي مطرح شده است، راهكاري كه به اعتقاد برخي كارشناسان آثار تورمي به همراه داشته و موجب افزايش هزينهها خواهد شد. در مقابل اين تحليل، برخي صاحبنظران معتقدند ارز چند نرخي باعث بروز فساد ميشود و با ثبات نرخ ارز علاوه بر ايجاد آرامش، اعتماد و اطمينان در بين فعالان اقتصادي، ثبات اقتصادي نيز به وجود ميآيد. در حال حاضر «تكنرخي شدن ارز» در جامعه به اشتباه مورد استفاده قرار ميگيرد زيرا «تكنرخي» يك اصطلاح علمي است كه در دنياي سياست براي دوران كسري بودجه، دولت از آن استفاده ميكند و معناي واقعي آن معادل افزايش قيمت ارز است، البته ممكن است تكنرخي شدن همراه با كاهش قيمت ارز نيز باشد، اما لازمه تكنرخي شدن ارز وجود منابع كافي ارزي در كشور و مديريت نرخ ارز است.
از موارد ديگري كه بايد به آن توجه كرد، اين است كه براي حمايت از توليدات داخلي دولت به هر كالاي وارداتي ارز ندهد. ضمن اينكه در بحث يكسانسازي نرخ ارز نبايد فقط به بازار يك يا چند محصول بپردازيم. بايد شرايط توليدكنندگان مواد اوليه و قطعهسازان هم بعد از يكسانسازي مورد توجه باشد. تكنرخي شدن ارز اثرات مثبتي بر هزينههاي توليد محصولات داخلي دارد و اين افزايش قيمت زماني قابل تحمل است كه بانك مركزي ارز لازم و كافي را در اختيار توليدكنندگان قرار دهد. ارز چند نرخي بهانه برخي از توليدكنندگان در گران كردن كالاهاي توليدي است و اگرچه برخي صنعتگران داعيه تكنرخي شدن ارز را براي كاهش هزينههاي توليد سر ميدهند اما در اقتصاد، تكنرخي شدن ارز به معناي افزايش قيمت خواهد بود. توليدكنندگان داخلي معتقدند ارز تكنرخي فقط با رعايت شرايطي خاص به منجي آنها در عرصه توليد تبديل خواهد شد و اثرگذاري آن به شرطي است كه اول ارز كافي توزيع شود و دوم بانك مركزي براي توليدكنندگان و همچنين مصونيت آنها از نوسان ارزي، ارز تكنرخي تخصيص داده و ارز به ميزان لازم در اختيار محصولات توليد داخل قرار گيرد. توليدكنندگان براين باور هستند كه اگر نرخ رسمي ارز افزايش يابد، بايد اجازه رشد متناسب قيمت نيز به آنها داده شود، چون هزينههاي جانبي و حاشيهيي توليد بسيار بالا رفته و برخي كالاها حتي با ضرر به توليد ميرسند. به هر حال رشد قيمت تمام شده توليد محصولات بايد جبران شود. بنابراين حتي با وجود تكنرخي شدن ارز، افزايش قيمت محصولات اجتنابناپذير خواهد بود. اكنون شرايط به گونهيي است كه برخي محصولات داخلي با حاشيه زيان توليد ميشوند، از اينرو افزايش جزئي قيمت محصولات داخلي اجتنابناپذير است.
هرچند پژوهشهاي بازاريابي نشانگر اين است كه در بسياري از توليدات حتي اگر قيمتها بهطور سيستماتيك و اصولي تعيين شود باز هم در عرصه رقابت دچار تعديل خواهند شد. اگر اين قيمتها توانايي رقابت داشته باشند، محصول يا خدمت به فروش ميرسد و اگر نتوانند رقابت كنند، فروش آنها با مشكل مواجه خواهد شد. امروزه رقابت بر سر قيمت، يكي از مسائل عمدهيي است كه شركتها در مقاطع مختلف با آن روبهرو ميشوند اما بسياري از شركتها در رقابت بر سر قيمت با نبود استراتژي مناسب مواجهند. از اينرو نميتوانند ارزش واقعي نشان خود را در جامعه معرفي كنند. قيمت كالا بايد طوري تعيين شود كه با توجه به حداكثر سود مورد انتظار، ضامن حيات و بقاي شركت باشد. در صورت تكنرخي شدن ارز قيمت آن بين ۱۰ تا ۱۵درصد افزايش خواهد يافت. يكي از محاسن تكنرخي شدن ارز، ايجاد ثبات در بازار است. البته دولت بايد به اين موضوع توجه داشته باشد كه اين ارز در اختيار كالاهاي وارداتي قرار نگيرد و با در نظر گرفتن محدوديت براي استفاده از آن، حمايت از توليدات داخلي را به همراه داشته باشد. نرخ ارز در قيمتگذاري كالاهاي توليد داخل موثر است و از آنجايي كه قيمتگذاري بايد رقابتي باشد، اگر ارز تكنرخي در واردات مصرف شود ديگر رقابتي به وجود نخواهد آمد. قيمتگذاري، فرآيندي مداوم است كه بايد در مقاطع مختلف تكرار شود، البته تداوم قيمتگذاري به دليل تغييرات محيطي و بيثباتي شرايط بازار است كه لزوم تعديل قيمت را سبب ميشود. اين اصل مهم است كه بنگاههاي اقتصادي و توليدكنندگان كالا و خدمات بايد بهگونهيي قادر به قيمتگذاري محصولاتشان باشند كه توانايي كسب درآمدهايي متناسب با ارزش ارائه شده به مشتري را داشته باشند و به اين ترتيب موقعيت خود را نسبت به مشتريان، كالاهاي مكمل يا مشابه، رقبا و تازهواردها حفظ كنند.
بنابراين تكنرخي شدن قيمت ارز در درازمدت ويژگيهاي مثبتي به همراه دارد زيرا موجب ثبات ميشود. تكنرخي شدن ارز با تصميم دولت براي تعيين نرخ ارز در ارتباط است. اگر قيمت ارز تكنرخي از نرخ كنوني پايينتر باشد، قيمتها كاهش خواهد داشت اما اگر قيمت ارز كاهش پيدا كند و دولت آن را در مرز ۳هزار تومان نگه دارد در قيمتها تاثير زيادي نخواهد گذاشت. به اين ترتيب با تكنرخي شدن قيمت ارز، اقتصاد شفاف ميشود و امكان تصميمگيري، برنامهريزي و سرمايهگذاري در آينده به وجود خواهد آمد. در حالي كه اكنون عدهيي به بهانه استفاده از ارز آزاد، قيمت كالاهاي خود را افزايش ميدهند و در صورت تكنرخي شدن قيمت ارز اين بهانه از بين ميرود.
منبع: تعادل
95103
