"خودرو کراسی" و چوپانِ گله | اتاق خبر
کد خبر: 39007
تاریخ انتشار: 4 فروردین 1392 - 15:26

یکی بود یکی نبود. غیر از خدا هیچ کس نبود. مهربان چوپانی بود در دهی که گوسفندان را به چرا می برد. مردم ده که به اون عتماد داشتند تصمیم گرفتند که گوسفندانشان را به او بسپارند تا آنها را به چرا ببرد. او هر روز مشغول مراقبت از گوسفندان بود و مردم نیز از او راضی بودند تا اینکه یک روز چوپان شروع کرد به فریاد: آی گرگ آی گرگ. وقتی مردم خود را به چوپان رساندند دریافتند که گرگی آمده است و یک گوسفند را خورده است. آنان چوپان را دلداری دادند و گفتند نگران نباشد و خدا را شکر که بقیه گله سالم است.

پویا دبیری مهر در یادداشتی در سایت بازتاب نوشت:

از آن به بعد هر چند روز یک بار چوپان فریاد میزد: «گرگ. گرگ. آی مردم، گرگ». وقتی مردم ده، سرآسیمه خود را به چوپان رساندند دیدند که کمی دیر شده و دوباره گرگ، گوسفندی را خورده است. این وضعیت مدتها ادامه داشت و همیشه مردم دیر می رسیدند و گرگ، گوسفندی را خورده بود. مردم ده تصمیم گرفتند پولهای خود را روی هم بگذارند و چند سگ گله بخرند.چوپان نیز به آنها اطمینان داد که با خرید این سگها، دیگر هیچگاه، گوسفندی خورده نخواهد شد.

اما پس از خرید سگ ها، هنوز مدت زیادی نگذشته بود که دوباره، صدای فریاد «آی گرگ، آی گرگ» چوپان به گوش رسید. مردم دویدند و خود را به گله رساندند و دیدند دوباره گوسفندی خورده شده است. ناگهان یکی از مردم، که از دیگران باهوش تر بود، به بقیه گفت: ببینید، ببینید. هنوز اجاق چوپان داغ است و استخوانهای گوشت سرخ شده و خورده شده گوسفندانمان در اطراف پراکنده است. مردم که تازه متوجه شده بودند در تمام این مدت، چوپان، دروغ می گفته است، فریاد برآوردند: آی دزد. آی دزد. چوپان دروغگو را بگیرید تا ادبش کنیم.

اما ناگهان چهره مهربان و مظلوم چوپان تغییر کرد. چهره ای خشن به خود گرفت. چماق چوپانی را برداشت و به سمت مردم حمله ور شد. سگها هم که فقط از دست چوپان غذا خورده بودند و کسی را جز او صاحب خود نمی دانستند او را همراهی کردند. بسیاری از مردم از چماق چوپان و بسیاری از آنها از «گاز» سگ ها زخمی شدند. دیگران نیز وقتی این وضعیت را دیدند، گریختند.

در روزهای بعد که مردم برای عیادت از زخمی شدگان می رفتند به یکدیگر می گفتند: «خود کرده را تدبیر نیست». یکی از آنها پیشنهاد داد که از این پس وقتی داستان «چوپان دروغگو» را برای کودکانمان نقل می کنیم باید برای آنها توضیح دهیم که هر گاه خواستید گوسفندان، چماق، و سگ های خود را به کسی بسپارید، پیش ازهر کاری در مورد درستکاری او بررسی کنید و مطمئن شوید که او دروغگو نیست.

معلم مدرسه هم که آن جا بود و حرفهای مردم را می شنید گفت:«دوستان توجه کنید که ممکن است کسی نخست راستگو باشد ولی وقتی گوسفندان، چماق و سگ های ما را گرفت وسوسه شود و دروغگو شود. بنابراین بهتر است هیچ گاه گوسفندان، چماق و سگ های نگهبان خود را به یک نفر نسپاریم.»

داستان این روزهای خودرو سازی در ایران هم شباهتی عجیب به داستان چوپان و مردم دارد.مردمی که سرمایه های خودشان را ماه ها در دست خودروسازان قرار می دهند،و نه تنها همان خودروهای بی کیفیت و ضعیف و غیر قابل رقابت را تحویل نمی گیرند بلکه با هزار خواهش و التماس و ساعت ها "منت کشی حضوری" با قیمت های گزاف جدیدی روبرو می شوند که بیش از آن چیزی است که خودروسازان وعده داشتند و آنهایی که به تازگی باید خودرو بخرند نیز باید این سیر رشد قیمت را ببیند و لمس کنند.

اما ریشه های این ماجرا کجاست و چرا چنین رفتاری از سوی خودرو سازان رخ می دهد؟چرا خودرو در جایگاه کالایی ارزشمند قرار گرفته است و خودرو ساز بر خریدار حکومت می کند؟

در تعریف دموکراسی به مفومی می رسیم که یک نوع رابطه دو جانبه میان جامعه و دولت است. دموکراسی (Democracy) از دوکلمه یونانی "دموس" (Demos)به مفهوم مردم و کراسی (Cracy) به مفهوم نظام قدرت و حاکمیت گرفته شده است.

"دموکراسی" نظام عامه اقتصادی ،نظامی است که در آن حاکمیت در دست مردم است وکارها در آن به وسیله ی نمایندگان که عموم مردم انتخاب می کنند انجام میشود . "خودرو کراسی" اما سیستمی اقتصادی است که حاکمیت نه در دست دولت که در دست خودروسازان است و امور به دست دلالان خودرو ساماندهی می شود.

"دموکراسی" که بر بنیاد دولتشهرهای یونان باستان پدیدآمده است. به معنی حاکمیت مردم است " خودروکراسی" بر پایه جیب خودروسازان نوین که معنی جز حاکمیت خودرو و خودروسازان بر جیب مردم ندارد.

دریک سیستم اقتصادی دموکراتیک، شهروندان نه تنها حقوق دارند،بلکه موظف به مشارکت نیز هستند که از حقوق و  آزادی هایشان دفاع میکند،اما در یک ساختار "خودروکراتیک" شهروندان نه تنها حق انتخاب ندارند که باید خودروی داخلی بخرند[به دلیل تعرفه بالای ورود خودروی وارداتی و قیمت چندین برابری آن] و سلامت، حق حیات طبیعی و لذت اولیه رانندگی را هم در خود نباید ببینند.

"دموکراسی" برپایه حکومت اکثریت و حفظ حقوق فردی واقلیت ها استوار است.تمامی دموکراسی ها،ضمن احترام به خواست اکثریت ،مدافع سرسخت حقوق اساسی افراد و همچنین گروه های اقلیت هستند.

"خودروکراسی" بر پایه حکومت اقلیت پولدار و تصمیم گیر خودروساز و رد شدن از حقوق فردی و جمعی عامه مشتری استوار است و بدون رعایت قوانین و احترام به مردمی که "خودروساز" را "خودروکراس" کرده اند،هیچ نه پاسخگوی دولت است،نه پاسخگوی مردمی که مشتری اصلی "خودروکراسی" هستند و به قیمت ها و قوانین ابلاغی هم می خندند.

اما اینکه چرا و چگونه می شود که پدیده ای به نام "خودروکراسی" به وجود می آید نیازمند بررسی ساختار ها و نهادی علمی و مدیریتی اقتصاد است.

«بازار کامل» (Perfect Market)، به آن اقتصاد غیر متمرکزی (Decentralized Economy) اطلاق می شود که عاری از هر نوع نهاد و گروه بندی سیاسی ـ اجتماعی است و در آن عقلانیت فردی حاکم است، انسان تنها محدود به انسان اقتصادی است (Homo Oeconomicus) و افراد بدون هماهنگی قبلی با یکدیگر تصمیم های خود را صرفاً با توجه به منافع شخصی خویش در مورد عرضه و تقاضای کالاها اتخاذ می کنند.یعنی مشتری در صورت نیاز به یک کالا به فروشنده مراجعه می کند و به راحتی با پرداخت هزینه ای معقول خدماتی معقول دریافت می کند.

در واقع بازار مبتنی بر هماهنگی میان تصمیم های یک فرد است که خریدار است و فروشندگانی که در جهت دیگر بازار قرار دارند.به این معنی که توزیع کارآمد منابع یعنی"سرمایه"و"نیروی کار" را در بین بخش های مختلف اقتصاد ممکن می سازد، و از این رهگذر «تعادل» را میان عرضه و تقاضای کالا ها میسر می سازد.

به شکل واضح تر بازار آن شکلی از اقتصاد است که در آن افراد «آزادانه» و نه از روی انحصار اقتصادی و برای تبادل کالاهای خود به دنبال یافتن طرف مبادله هستند،بر سر قیمت ها مذاکره می کنند و «چانه می زنند».اما چنین فرایندی که در آن اشخاص حاضر در بازار باید مدام در جستجوی طرف مبادله باشند و به تناوب با آنها[به ویژه بر سر قیمت کالاهای مورد نظر خود] مذاکره و چانه زنی کنند،نه فقط به «توزیع مؤثر منابع» منجر نمی شود، بلکه در واقع هزینه های بسیاری را نیز در بردارد و نیل به آن، در عمل، غیر ممکن است.

الگوی «رقابت کامل» (Perfect Competition)، که در آن طرفین مبادله کمترین تأثیری بر قیمت ها ندارند[ آنها Price Takers هستند] الگویی که در آن نهادی متمرکز،معروف به «دلال حراج» (Auctioneer) یا «منشی بازار» (Secretary of Market)، عرضه و تقاضای همه افراد را در دست خویش متمرکز می سازد و سپس، در فرآیندی مبتنی بر آزمون و خطا به «قیمت تعادلی» (Equilibrium Price) دست می یابد.

در کنار این قاعده کلی در اقتصاد که به طرز شگرفی این روزها در اقتصاد ایران خاصه در بخش خودرو مشاهده می شود تعریفی دیگر نیز در اقتصاد وجود دارد به نام «دست نامریی» (Invisible hand). این نظریه از قلب لیبرالیسم اقتصادی آمده و بازار آزاد را در پی داردکه هماهنگ‌کنندهٔ منافع شخصی و منافع اجتماعی است. این نظریه می گوید که هیچ ساختار و نظام دستوری ای نباید به تنظیم روابط میان مشتری و فروشنده بپردازد بلکه این عرضه و تقاضاست که بازار را سامان می دهد.اما به واقع می توان گفت که در ساختار صنعت امروز ایران و به طور مشخص در فضایی که ما نام آن را در این مقاله «خودروکراسی» گذاشته ایم «بازار» هرگز به طور جهانشمول هسته مرکزی نظام سرمایه داری نبوده است و «دست نامریی» مشهور این نظام اقتصادی نقش محوری در تولد و تنظیم روابط سرمایه داری ایفا نکرده است،زیرا گروه های مختلف اجتماعی و نهادهای قدرت تأثیری ساختاری در ایجاد و تحول نظام سرمایه داری داشته اند و دارند.

چربی فزون پول و در پی آن قدرت [economic power ] در گروه های خودرو ساز سبب افزایش قیمت ها شده است نه تحریم ها و نه نبود نقدینگی.چه آنکه همگی گروه های خودرو سازی تنها کاری که انجام می دهند تولید و فروش خودرو نیست،چه آنکه همچون بخش های دیگری از اقتصاد ایران این گروه های خودرو ساز نیز از یک بنگاه تولیدی به هلدینگ های اقتصادی عظیم الجثه ای بدل شده است که کمبود نقدینگی و نبود چرخش پول در آنها چیزی چون شوخی است.

برای مثال فقط به یکی از گروه های بزرگ خودرو سازی می پردازم و بخشی از ساختار و ترکیب آن را بیان می کنم تا مخاطب خود بخواند حدیث مُفصّل از این مجمل.

گروه خودروسازی سایپا، علاوه بر کنترل مستقیم چند شرکت بزرگ صنعتی که به تولید خودرو مشغول اند (سایپا دیزل و ایران کاوه)سهام دار عمده دهها شرکت دیگر نیز هست:ازجمله شرکت های تولیدکننده خودرو (مثل پارس خودرو و زامیاد)، دهها شرکت تولیدکننده قطعات مختلف خودرو (سایپا آذین، سایپا شیشه، رادیاتور ایران، سایپا پرس، سایپا پیستون، پویا صنعت و نیروساز اراک)، نهادهای مالی متخصص در خدمات بانکی (لیزینگ رایان سایپا و سایان کارت) و«بانک سایپا» که در شرف تأسیس است، نهادهای متخصص در خدمات بیمه (بیمه ملت، خدمات بیمه ای سایان و خدمات بیمه ای رایان سایپا)، شرکت های سرمایه گذاری، از جمله در بازار مالی (شرکت سرمایه گذاری کارکنان سایپا، سرمایه گذاری رنا، سرمایه گذاری سایپا و شرکت توسعه سرمایه رسا)، شرکت های متخصص در خدمات حمل و نقل (حمل و نقل چند وجهی سایپا)، نهادهای متخصص در فعالیت های تجاری و بازرگانی (شرکت مهندسی و مشاور سازه گستر سایپا)، شرکت های متخصص در زمینه توسعه صادرات (شرکت توسعه صادرات صنعتی)، شرکت های توریستی (سایپا تور)، نهادهای متخصص در فعالیت های ساختمانی (شرکت ساختمانی دهکده پاسارگاد) و نیز شرکت فرهنگی ورزشی سایپا.

مع الوصف باید توجه داشت افزایش قیمت های خودرو در شرکت های خودرو سازی،خاصه دو شرکت خودرو سازی بزرگ ایران یعنی ایران خودرو و سایپا در شراطی صورت گرفته است که یکی از دست آویزهای این خودروسازان همانا نابسامانی در قیمت ارز و کمبود مواد اولیه است و این در حالیست که انبار خودروسازان سرشار از مواد اولیه ای است که مدت ها قبل و بر اساس فرآیند "پیش بینی اقتصادی" صورت گرفته و قطعات و آلومینیوم و غیره .. نیز بر اساس همین ساختار از پیش تامین شده است و این سخن چیزی را در ذهن متبادر نمی کند جز همان داستان مردم و چوپان گله.

واقعیت این است که گروه خودروسازی سایپا و ایران خودرو، همچون دیگر گروه های بزرگ صنعتی ـ مالی ـ تجاری، به سوی عرصه های مختلف سرمایه گذاری و بهره وری کشیده شده اند و این کانون های مختلف سرمایه گذاری و سودآوری اند که هسته مرکزی سرمایه داری ایران را تشکیل می دهند و آرایش گروه های بزرگ اقتصادی را حول خویش سامان می دهند.

در این ساختار بیمار اقتصادی تنها کسانی که ضربه های سنگین را متحمل می شوند مردمی هستند که صبورانه وضع کنونی را تحمل می کنند و چه به که در برابر این صبوری همیشگی،درهای واردات خودرو به روی وارد کنندگان باز شود تا حظّ و لذت پیمودن مسافتی با خودرو ای با کیفیت و به مراتب ارزانتر از خودروهای تولید داخل کنونی به رویه ای عینی تبدیل شود و خودروسازان به جای "خودروکراسی" در فضایی رقابتی قرار بگیرند و به اصول "دموکراسی" که همانا "حق انتخاب"،"حاکمیت مردم" و "حاکمیت اکثریت" پایبند شوند و به جای "دلالان مخفی خودرو" این "مشتریان مریی" باشند که خودرو را می خرند و به بازار تزریق می کنند.

مطالب مرتبط
نظرات
ADS
ADS
پربازدید