غولهایی که اقتصاد را خوب می دانستند و می نوشتند | اتاق خبر
کد خبر: 4210
تاریخ انتشار: 16 شهریور 1390 - 13:00

آرزو کدخداپور*

آدام اسمیت :

در نظر بسیاری از مردم آدام اسمیت بنیانگذار اقتصاد مدرن است. " بررسی  درباره ماهیت وعلل ثروت ملل" مشهورترین اثر وی است که در سال 1776 به چاپ رسید، این کتاب درجامعه ي آن زمان غوغايي به پاكرد. مهمترين ويژگي كتاب ثروت ملل اين است كه معاني عميق را به زباني ساده و روشن، درچارچوب دانشي وسيع از جامعه و تاريخ با كلامي ساده گردآوري كرده است. اسمیت سرمایه‌داری را یک نظام بهره‌ور با توانی بالقوه برای افزایش رفاه انسان می دید. بخصوص او روی اهمیت تقسیم کار (تخصصی‌شدن مشاغل) و قانون انباشت سرمایه به عنوان عوامل اولیه کمک‌کننده به پیشرفت اقتصادی سرمایه‌داری (و یا به تعبیر او ”ثروت ملل“) تاکید می‌کرد. او اعتقاد داشت "تقسیم کار" باعث افزایش مهارت‌ها و بهره‌وری افراد می‌شود و باعث می‌شود تا افراد بیشتر بتوانند تولید کنند و سپس آنان را مبادله کنند. باید بازارها توسعه یابند تا افراد بتوانند مازاد تولید خود را بفروشند . وی پس از انتشار کتاب معروف و موفقش به ریاست كل گمركات اسكاتلند منصوب شد و سرانجام درسال 1790 دراثر بيماري دارفاني را وداع گفت.

توماس مالتوس:

رابرت مالتوس در ‌سال 1766 در خانواده‌ای ثروتمند در انگلیس متولد شد. پدر او نجیب‌زاده‌ای روستایی و تعلیم‌یافته بود که با فلاسفه زمان خود به‌خصوص دیوید هیوم و حتی ژان‌ژاک روسو نیز ارتباط داشت. پس از تحصیلات خود در كمبریج، چون کوچکترین فرزند بود، برحسب معمول زمان، به حوزه کلیسا فرستاده و كشیش شد.

در سال 1807 به استادی آموزشگاهی که توسط کمپانی هند در شهر دهلی تأسیس شد، منصوب گردید. وی تاثیر بسیار زیادی روی جمعیت‌شناسی و اقتصاد سیاسی گذاشته‌ است. مالتوس به خاطر پایه‌گذاری نظریه رانت مشهور است، البته کتاب مشهوری نیز به نام اصل جمعیت نگاشته است و اولین بار به این موضوع اشاره کرده ‌است که افزایش جمعیت راه‌حلی برای پیشرفت نیست.

معروف است وی اولین استاد رسمی اقتصاد در انگلستان بوده است. نظریه جمعیتی وی، او را بسیار مشهور ساخت و با این‌که بحث از جمعیت، پیش از وی نیز صورت گرفته، ولی از زمان مالتوس به بعد بسیار كارساز افتاد.

مالتوس یکی از اقتصاددانان بدبین است؛ زیرا به‌گمان خود در میان قوانین طبیعت و حتی در قوانین الهی، که می‌بایست، نظم را در جهان برقرار سازد، بدان شرط که انسان‌ها آن‌ها را دریابد و از آن‌ها پیروی کنند، قوانینی کشف کرده‌اند که به‌کلی معکوس و مخالف آن‌ها است. البته صفت بدبینی بعدا درباره او و هم‌مسلکانش داده شد؛ بدبینان وقتی غافل از بدبینی خود بودند، غالبا برای ترقی و پیشرفت بشر مفیدتر از خوش‌بینان بوده‌اند.

 

دیوید ریکاردو:

دیوید ریکاردو در سال 1772 در یک خانواده یهودی که به دلیل رهایی از تعقیب دادگاههای تنفتیش عقاید به انگلستان مهاجرت کرده بود زاده شد. وی در زمره تأثیرگذارترین اقتصاددانان سنتی قرار دارد. ریکاردو از ۱۸۱۹ تا پایان عمرش نماینده مجلس عوام انگلیس بود. ریکاردو پیرو مکتب کلاسیک بود. تاریخ آغاز این مکتب را می توان 1776 دانست. مکتب کلاسیک غالبا" لیبرالیسم اقتصادی خوانده می شود. این مکتب بر اساس آزادی شخصی، مالکیت خصوصی ابتکار فردی و آزادی کار استوار است که همه این مفاهیم خود مبتنی بر اصل "آزادی کسب و کار" است.

 

 

کارل مارکس:

فیلسوف، اقتصاددان، روزنامه‌نگار، و بنیان‌گذار سوسیالیسم انقلابی، از تأثیرگذارترین اندیشمندان تمام اعصار است. وی در سال ۱۸۴۱ با ارایهٔ تز دکترای خود دربارهٔ اختلاف فلسفهٔ طبیعت دموکریتوس و اپیکور تحصیلات دانشگاهی خود را از راه مکاتبه‌ای در دانشگاه ینا به پایان رساند. او به امید آن که بتواند در دانشگاه بن تدریس کند به آن شهر رفت ولی دولت پروس مانع اشتغال وی به عنوان استاد دانشگاه شد. برخی از مارکس شناسان محروميت او از استادی دانشگاه را يکی از عوامل رويکرد انقلابی و راديکال او مي‌‌دانند. به عقيده آنان اگر مارکس به استادی دانشگاه که از همه جهات لايق آن بود، پذيرفته می‌شد، به احتمال قوی پا به عرصه مبارزات اجتماعی و سياسی راديکال نمی‌گذاشت و سر از تبعيد و زندگی سياسی فعال و حرفه‌ای در نمی‌آورد و احتمالا به نظريه پردازی اکتفا می‌کرد.

 

 

الفرد مارشال:

مقدمه آلفرد مارشال زماني وارد محفل اقتصادي جهان شد كه مكتب كلاسيك از نظر اهميت اصول نظري به حداقل نفوذ خود رسيده بود. مارشال با انتشار كتاب اصول علم اقتصاد در سال 1890  ميلادي به عنوان برجسته ترين عضو مكتب نئوكلاسيك توانست« اصول نهائيون» را جانشين انديشه هاي كلاسيك نمايد.

 

 

 

جان کینز:

"اقتصاد دان پادشاه نیست. اما باید باشد. اقتصاددان بهتر وعاقلانه تر از یک ژنرال یا سیاستمدار یا یک حقوقدان میتواند حکومت کند. درجهان مدرن مملو ازجمعیتی که در آن با بهترین تدبیر ها تنها میتوان زنده ماند وجود اقتصاددان نه تنها مفید که لازم است دیگر باید نامه را تمام کنم وانرا پست کنم" بخشی از نامه وی به یکی از دوستانش است. کینز برخلاف نظریات اقتصاد کلاسیک، منتقد رویکرد به اقتصاد آزاد و سپردن اقتصاد به نیروهای بازار بود. وی این نظریه را که جامعه در حالت تعادل به اشتغال کامل می‌رسد رد کرد و اعتقاد داشت که سطح اشتغال با میزان تولید و میزان تولید با میزان تقاضای موثر (یعنی میزان خرید کالاها و خدمات) ارتباط مستقیم دارد. بنابراین وی معتقد بود که برای کاهش بیکاری، دولت می‌بایست اشتغال ایجاد نماید؛ هرچند که این اشتغال غیرمولد باشد.

کنث ارو:

آرو را احتمالا بيش از هر چيز به خاطر رساله دكتري‌اش كه كتاب "انتخاب اجتماعي و ارزش‌هاي فردي" او بر آن استوار است و در آن «قضيه امكان‌ناپذيري» خود را اثبات مي‌كند، مي‌شناسند. در سال 1972 كنث ارو، اقتصاد‌دان آمريكايي همراه با سر جان هيكس، جايزه نوبل اقتصاد را به خاطر «مطالعات دامنه دار در نظريه تعادل عمومي و نظريه رفاه» دريافت كرد. ارو در مقاله سال 1951 خود نشان داد كه اقتصاد متعادل رقابتي، كار‌آمد است و اگر دولت را واداريم كه از ماليات‌هاي با نرخ ثابت براي باز‌توزيع استفاده كند و سپس امكان كار را براي بازار فراهم آورد، مي‌توانيم به تخصيصي كار‌آمد دست يابيم. يكي از دلالت‌هاي آشكار اين يافته آن است كه دولت نبايد براي باز‌توزيع درآمد، قيمت‌ها را كنترل كند، بلكه در عوض اگر اصلا قرار است دست به باز‌توزيع زند، بايد اين كار را مستقيما انجام دهد. اين برداشت ارو بخشي از دليل آن است كه اقتصاد‌دانان به گونه‌اي تقريبا يكپارچه با كنترل‌هاي قيمتي مخالفت مي‌كنند.

کلید واژه ها :
مطالب مرتبط
نظرات
ADS
ADS
پربازدید