کد خبر:
56852
تاریخ انتشار: 10 فروردین 1393 - 11:05
در خصوص توسعه اقتصادی و عوامل و فاکتورهای موثر بر آن، دیدگاههای متفاوت و متعددی مطرح شده که در علم اقتصاد به شکل گسترده به آنها پرداخته شده است. از دیدگاه عدهای از کارشناسان مهمترین عامل، فرهنگ است.
« دکتر عیسی کشاورز» ، کارشناس فرهنگی با بیان این مطلب اظهار کرد: در خصوص تبیین جایگاه و نقش فرهنگ در توسعه و بهخصوص اقتصاد و توسعه اقتصادی، لازم است در ابتدا نگاهی به خواستگاه این بحث داشته باشیم. کشورها در ادبیات توسعه به دو دسته کشورهای ماموریتگرا و کشورهای اشاعهگرا تقسیم میشوند. کشورهای اشاعهگرا تنها به دنبال بهرهگیری از روشهای مختلف با هدف توسعه کشور خود هستند و در ورای توسعه خود، هدف و ارزش خاص دیگری ندارند که این ادبیات شامل بسیاری از کشورهای جهان میشود. در مقابل کشورهای ماموریتگرا هستند که ورای ادبیات توسعهای آنها، ماموریت و ارزشی مشخص وجود دارد که هدف از توسعه در آنها علاوه بر افزایش رفاه عمومیجامعه و دیگر شاخصهای توسعهای، دستیابی به آن ماموریت نیز است.
وی در ادامه افزود: کشور ما به دلیل ماهیت انقلابی و ارزشی خود و همچنین این بیانات تاریخی حضرت امام(ره) که « انقلاب ما انقلاب فرهنگی است» و «ریشه اصلاح همه امور در کشور در گرو اصلاح فرهنگ است»، ضرورت دارد تا نگاهی متفاوت به حوزه فرهنگ و تاثیر آن در اقتصاد داشته باشد. در این نگاه، فرهنگ محور توسعه است و اقتصاد به عنوان یکی از ابزارهای کارآمد و موثر در حوزه توسعه فرهنگ، دارای مزیت و امتیاز است.
کشاورز در مورد وجود دیدگاه «تاثیر فرهنگ بر اقتصاد» در ادبیات جهانی گفت: مرور ادبیات جهانی نیز گواه این است که فرهنگ براقتصاد تاثیر میگذارد و اقتصاد نیز بر فرهنگ موثر است. برای بررسی دقیق این موضوع بهتر است دو دیدگاهی را که بهطور کلاسیک در این مورد مطرح است، بیان کنیم. دیدگاه اول مبتنی بر نظریه ماکس وبر است. وی نقش فرهنگ را در مقایسه با اقتصاد برجسته ارزیابی میکند و بر این باور است که توسعه صنعتی در جوامعی که به توسعه فرهنگی دست نیافتهاند، اتفاق نمیافتد. دیدگاه دوم که مارکس آن را طرح میکند نقش اقتصاد اهمیت بیشتری دارد. مارکس بر این باور است که دو مفهوم زیربنا و روبنا وجود دارد که اقتصاد به عنوان زیربنا و فرهنگ به عنوان روبنا مطرح است. براساس این دیدگاه فرهنگ از اقتصاد متاثر است.
وی در پاسخ به پرسش خبرنگار ما در مورد دیدگاه مدیریت فرهنگی کشور به اقتصاد گفت: دو دیدگاه نسبت به فرهنگ وجود دارد. یکی فرهنگ را بهعنوان گزارهای فعال در نظر میگیرد که با ورود و حضور کارآمد و موثر در عرصه حیات اجتماعی و ادبیات توسعهای کشور، نقشی فعال ایفا میکند. در مقابل دیدگاهی فرهنگ را با رویکردی منفعل و دنباله رو دیگر فرآیندها همچون سیاست، اقتصاد و... قلمداد میکند.
نظر درست که همان رویکرد اول است، همان دیدگاهی است که در نقشه مهندسی فرهنگی کشور مورد توجه بوده و هست. دیدگاهی که معتقد است باید پس از فرآیند مهندسی کردن فرهنگ، فرآیند مهندسی و توسعهای کشور نیز فرهنگی شود. یعنی تمام فعالیتهای مدیریتی، اقتصادی، سیاسی و... باید از منظری فرهنگی و با بهرهگیری از درون مایههای اسلامیایرانی، مهندسی، طراحی و متناسب با شرایط کشور بومیو سپس با این فرآیند، وارد اثربخشی در حوطه تخصصی خود شوند. براساس این رویکرد که در بیانات حضرت امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب نیز مشهود است، متناسب با ماهیت ماموریتگرای کشورمان، فرهنگ محور و اساس اقتصاد است و باید نظام اقتصادی از درون نظام فرهنگی تولید شود.

