اتاق نیوز- اتاق بازرگاني بهعنوان مهمترين تشكل بخش خصوصي براساس قانون نقشي مشورتي براي حاكميت و قواي سهگانه دارد. در واقع اهميت اصلي اتاق بازرگاني حضور اين تشكل در تمامي محيطهاي تصميمگيري و دادن مشاوره به دولت است. اما سوال اساسي كه اينجا مطرح ميشود، اين است كه اصولا دولت با چه ديدي به اتاق بازرگاني مينگرد.
خارج از تمام تعارفات مرسوم بايد ديد آيا نهادي كه مدعي نام پارلمان بخش خصوصي است توانسته جايگاهي قابل توجه از ديد دولت بهدست آورد. به همين دليل به سراغ كيومرث كرمانشاهي رفتيم. وي 35سال در بخشهاي مختلف دولت فعاليت داشته و درتمام اين سالها فعاليتهاي وي بهنوعي به بخش بازرگاني مربوط بود. بهويژه سمت آخر كرمانشاهي يعني معاونت سازمان توسعه تجارت باعث ارتباط دايمي وي با اتاق بازرگاني بود. حال كه وي از مناصب دولتي بازنشسته شده ميتوان بسيار صريحتر درباره ديدگاه دولت درخصوص اتاق بازرگاني و بخش خصوصي از وي سوال پرسيد.
دولت به چه چشمي به اتاق بازرگاني مينگرد؟
در دورهيي كه من در سازمان توسعه تجارت بودم تمام تلاش بر اين بود كه همه تشكلها ملي و فراگير باشد كه درباره صنف خود، صدايي واحد و خواستهيي مشخص در هر مبحث داشته باشند. اما متاسفانه من هميشه شاهد تضاد در صحبتهاي تشكلها بودم و مشكل اساسي همين فراگير و ملي نبودن تشكلها بود. مثلا در بحث مصوبه شوراي عالي زعفران دو سال كار شد كه به روشي تعرفهيي صادرات زعفران از حالت فله به بستهبندي تبديل شود ولي بعد بهدليل دوصدايي اين مصوبه لغو شد. ايدهآل دولت اين است كه دولت سياستگذار باشد چراكه تاجر خوبي نيست و تصديگري به بخش خصوص منتقل شود. اما سوال اين است كه كدام بخش خصوصي؟ بخش خصوصي كه بتواند واقعا سياستها را در قالب تشكلها عملياتي كند.
اتاق، تشكل تشكلهاست و بايد بتواند خواستهيي مشخص بيرون دهد و سياستها را اجرايي كند. طبيعي است وقتي چندصدايي در تشكلها باشد دولت قطعا بهخوبي نميتواند كار كند و طبيعتا بهنفع يكي از طرفين نظر ميدهد. ايدهآل است كه دولت كارها را به بخش خصوصي بسپارد ولي تاكنون اينگونه نبوده است. اين مختص يك دولت نيست. بايد قبول كنيم در 10سال اخير اتاق از حالت سنتي حركتهايي كرده ولي اتاق هيچگاه امكانات امروز از جنبههاي مختلف مثل مالي را نداشت. با چنين شرايط جديدي اتاق نياز به تحول و تزريق خون جديد دارد و در عين حال بهجاي حمايت از يك گروه بگوييم همه نخبگان بيايند. انتخابات فرصت خيلي خوبي براي همين موضوع است. ما نزديك 500 تشكل بهجز اصناف تنها در بخش تجارت داريم كه بايد اينها جمع شوند و صداي واحد آنها را دولت بشنود.
اتاقي كه شما بهعنوان يك مديردولتي با آن برخورد داشتيد توان انجام وظايف محوله خود را داشت؟
تاكنون خير. علت اين است كه در اتاق بازرگاني يك بروكراسي اداري حاكم است. اتاق تاكنون اين توانايي را نداشته كه تشكلها را متشكل و ملي كند تا همصدايي ايجاد شود. مثال در اين موضوع زياد است. مثلا در بحث معدن كه بهنوعي كنسانترهها خام است آيا بايد صادر شود يا خير؟ بخش خصوصي هنوز نتوانسته در اين موضوع به نتيجه برسد. ما بايد برنامه استراتژيك داشته باشيم و همه آن را قبول داشته باشند.
درجلسات دولت و بخش خصوصي اصولا چقدر ديدگاه بخش خصوصي با واقعيت منطبق بود؟
در مركز توسعه صادرات و بعد از آن سازمان توسعه تجارت ما بهدنبال اين بوديم كه واردات مديريت شود، توليد داخل افزايش پيدا كند و در نهايت توسعه صادرات رخ دهد و دركنار اين موضوع قبل از توليد بهدنبال بازار آن باشيم. اين زنجيره ايدهآل ما بود. در همين راستا ما در سه سطح جلسه داشتيم. جلسه اول در سطح استانها بود كه مسايل جمعآوري ميشد و به سطح دوم كه سازمان توسعه تجارت بود ميآمد و اگر ما توان حل آن را نداشتيم به شوراي عالي صادرات ميآمد. جلسات در سازمان توسعه هر دوشنبه برگزار ميشد. در اين جلسات هميشه اعضاي اتاق بازرگاني دعوت ميشدند تا خواستهها را بگويند. اما مشكل آن بود كه در صادرات 32دستگاه درگير و متولي هستند و براي هركدام وظايفي تعريف شده سپس مشخص شد كه مشكلات در كدام بخش است. در جواب سوال شما مشخصا ميگويم اولا ما بهعنوان دولت فرصت كافي نداديم و از سوي ديگر هيچوقت اتاق بازرگاني نتوانست از فرصتهايي كه به آن داده شد بهخوبي استفاده كند و وظايف را به سرانجام برساند.
مشكل چه بود كه اينگونه ميشد؟
مشكل در وهله اول نبودن اعتقاد به بخش خصوصي بود ولي در بخشهايي هم كه فرصت داده شد، مشكل اين بود كه عزمي وجود نداشت كه بالاخره حرفها را يكي كنند و منافع جمع را ببينند. برداشت من اين است كه بخش خصوصي بيشتر بهدنبال منافع گروهي و صنفي بودند تا منافع عام و همگاني. ما و بخش خصوصي ما بايد تمرين كند و هنوز ياد نگرفته كه منافع خود را در راستاي منافع ملي قرار دهد. درعين حال نيازي نيست كه چرخ را از نو اختراع كرد بلكه بايد ديد بقيه اتاقهاي بازرگاني چگونه رفتار كردند. بحث ديگر موضوع آمايش سرزمين است. ما كشور گسترده با منابع خدادادي فراوان هستيم و از نظر جغرافيايي امكاناتي گسترده داريم اما از اين امكانات چگونه استفاده كرديم. در آمايش سرزمين ميگويم برنامهريزي را براساس استعداد منطقه قراردهيم و ببينيم كدام منطقه براي صنعت مناسب است، كدام براي كشاورزي و كدام براي خدمات.
چرا مديران دولتي علاقه دارند كه در اتاق حضور پيدا كنند؟
بهنظر من ايرادي ندارند. بالاخره يك مديردولتي چندين سال تجربه كسب كرده و ميخواهد خدمت كند. فرض كنيد در يك تشكل ما فردي از بخش خصوصي داريم كه قوي است و بيشتر از يك مدير دولتي كاربلد است و قدرت اجرايي دارد مطمئنا مدير دولتي نبايد در تشكل و بهصورت دقيقتر اتاق بازرگاني حضور پيدا كند. ولي اگر يك مدير خوب در بخش خصوصي نداريم آن وقت چه ميشود؟ اگر يك مسوول اتاق بازرگاني زبان خارجي نميداند، تعامل بلد نيست، پروتكلها را نميشناسد و نميداند در جلسه با رييس اتاق بازرگاني آلمان چگونه بايد لباس بپوشد و رفتار كند تكليف چه خواهد بود؟ طرف مقابل اول از وضع ظاهري و نحوه صحبت قضاوت خواهد كرد.
بايد فردي انتخاب شود كه زبان خارجي را بلد باشد و حتي اگر ميخواهيم براساس پروتكل به زبان كشور خودمان صحبت كنيم ولي مترجم اشتباه ترجمه كرد بايد مدير متوجه شود. دولتيها به اتاق بازرگاني ميآيند چون اتاق ضعيف است. برخي دولتيها آمدند و زماني كه در اتاق حاضر شدند خوب كار كردند. چهرههاي دولتي زيادي در بخش خصوصي خوب كار كردند. اتاق پارلمان بخش خصوصي است پس اولويت با بخش خصوصي است اما اگر نبود اتاق را تعطيل كنيم؟ اگر فردي از دولت ميتواند به بخش خصوصي بيايد و خوب كار كند چرا وارد نشود؟ بايد تعريف كنيم و ويژگيهايي براي نماينده اتاق بازرگاني بگذاريم. وقتي شما ميآييد با اتاقي در خارج كشور جلسه ميگذاريد وي نگاه نميكند طرف مقابل از كدام گروه است بلكه نماينده كل اتاق بازرگاني را ميبيند. اگر فردي با ويژگي مناسب نداشتيم چرا از دولت نياوريم. اين همه خطكشي ميان بخش دولتي و خصوصي خوب نيست.
همه ما در يك قايق نشستيم و وقتي ما را تحريم كردند با اينكه بحث سياسي بود اما اول از همه ضربه را به بخش خصوصي زدند اما بخش خصوصي صداش درنيامد و از حق خودش دفاع نكرد. من در چندين جلسه گفتم كه اكنون بهترين فرصت براي فعال شدن اتاق بازرگاني است. ما تحريمهاي ناروا عليه بخش خصوصي ايران را ديديم ولي اتاق نيامد براساس كنوانسيونهاي بينالمللي بحث مبارزه با تحريم غذا و دارو را در مراجع بينالمللي مطرح كند. چه كسي به محاكم بينالمللي رفت و پيگيري اين موضوعات را كرد؟ اينقدر كه به فكر منافع گروهي و جنگ و دعوا بوديم به اين موضوعات نپرداختيم. بهجاي حل قانوني مشكل تحريم توسط بخش خصوصي به فكر اين باشيم كه من و دوستانم در مسند قدرت باشيم. اگر خطوط قرمز منافع ملي شود بسياري از مشكلات حل ميشود.
در اتاق بازرگاني كميسيونهاي مختلفي داريم و پيشنهادهاي مختلفي مطرح ميشود. آيا شما در سالهايي كه مدير بوديد يكي از اين پيشنهادات مدون و رسمي از سوي اتاق بازرگاني به شما داده شد؟
من در سالهاي مديريت در سازمان توسعه تجارت و مركز توسعه صادرات پيشنهادات زيادي از سوي بخش خصوصي داشتم ولي اينكه اتاق بيايد بهصورت مشخص درباره صنفي يا مسالهيي مشخص پيشنهادي مدون مطرح كند، نبوده است. در قالب سخنراني و كنفرانس و پشت تريبون صحبت زياد شد ولي بهصورت كتبي و مشخص خيلي كم چنين چيزي از سوي اتاق بازرگاني ديده شده است. اميدوارم روزي اتاق بازرگاني پويا را شاهد باشيم چون اتاق فقط براي اين ايجاد نشده كه حق عضويت، يك در هزار يا سه در هزار بگيرد بلكه قرار است وظايف را انجام دهد. اگر وظايف مشكل دارد ميتوان آن را تغيير داد و ازحالت مشورتي وظايف بيشتري به اتاق داد اما قبل از آن بايد ساختار اتاق را اصلاح كرد.
منبع:تعادل
کد خبر:
86831
تاریخ انتشار: 23 آذر 1393 - 12:05
اتاق نیوز- اتاق بازرگاني بهعنوان مهمترين تشكل بخش خصوصي براساس قانون نقشي مشورتي براي حاكميت و قواي سهگانه دارد. در واقع اهميت اصلي اتاق بازرگاني حضور اين تشكل در تمامي محيطهاي تصميمگيري و دادن مشاوره به دولت است. اما سوال اساسي كه اينجا مطرح ميشود، اين است كه اصولا دولت با چه ديدي به اتاق بازرگاني مينگرد.
خارج از تمام تعارفات مرسوم بايد ديد آيا نهادي كه مدعي نام پارلمان بخش خصوصي است توانسته جايگاهي قابل توجه از ديد دولت بهدست آورد. به همين دليل به سراغ كيومرث كرمانشاهي رفتيم. وي 35سال در بخشهاي مختلف دولت فعاليت داشته و درتمام اين سالها فعاليتهاي وي بهنوعي به بخش بازرگاني مربوط بود. بهويژه سمت آخر كرمانشاهي يعني معاونت سازمان توسعه تجارت باعث ارتباط دايمي وي با اتاق بازرگاني بود. حال كه وي از مناصب دولتي بازنشسته شده ميتوان بسيار صريحتر درباره ديدگاه دولت درخصوص اتاق بازرگاني و بخش خصوصي از وي سوال پرسيد.
دولت به چه چشمي به اتاق بازرگاني مينگرد؟
در دورهيي كه من در سازمان توسعه تجارت بودم تمام تلاش بر اين بود كه همه تشكلها ملي و فراگير باشد كه درباره صنف خود، صدايي واحد و خواستهيي مشخص در هر مبحث داشته باشند. اما متاسفانه من هميشه شاهد تضاد در صحبتهاي تشكلها بودم و مشكل اساسي همين فراگير و ملي نبودن تشكلها بود. مثلا در بحث مصوبه شوراي عالي زعفران دو سال كار شد كه به روشي تعرفهيي صادرات زعفران از حالت فله به بستهبندي تبديل شود ولي بعد بهدليل دوصدايي اين مصوبه لغو شد. ايدهآل دولت اين است كه دولت سياستگذار باشد چراكه تاجر خوبي نيست و تصديگري به بخش خصوص منتقل شود. اما سوال اين است كه كدام بخش خصوصي؟ بخش خصوصي كه بتواند واقعا سياستها را در قالب تشكلها عملياتي كند.
اتاق، تشكل تشكلهاست و بايد بتواند خواستهيي مشخص بيرون دهد و سياستها را اجرايي كند. طبيعي است وقتي چندصدايي در تشكلها باشد دولت قطعا بهخوبي نميتواند كار كند و طبيعتا بهنفع يكي از طرفين نظر ميدهد. ايدهآل است كه دولت كارها را به بخش خصوصي بسپارد ولي تاكنون اينگونه نبوده است. اين مختص يك دولت نيست. بايد قبول كنيم در 10سال اخير اتاق از حالت سنتي حركتهايي كرده ولي اتاق هيچگاه امكانات امروز از جنبههاي مختلف مثل مالي را نداشت. با چنين شرايط جديدي اتاق نياز به تحول و تزريق خون جديد دارد و در عين حال بهجاي حمايت از يك گروه بگوييم همه نخبگان بيايند. انتخابات فرصت خيلي خوبي براي همين موضوع است. ما نزديك 500 تشكل بهجز اصناف تنها در بخش تجارت داريم كه بايد اينها جمع شوند و صداي واحد آنها را دولت بشنود.
اتاقي كه شما بهعنوان يك مديردولتي با آن برخورد داشتيد توان انجام وظايف محوله خود را داشت؟
تاكنون خير. علت اين است كه در اتاق بازرگاني يك بروكراسي اداري حاكم است. اتاق تاكنون اين توانايي را نداشته كه تشكلها را متشكل و ملي كند تا همصدايي ايجاد شود. مثال در اين موضوع زياد است. مثلا در بحث معدن كه بهنوعي كنسانترهها خام است آيا بايد صادر شود يا خير؟ بخش خصوصي هنوز نتوانسته در اين موضوع به نتيجه برسد. ما بايد برنامه استراتژيك داشته باشيم و همه آن را قبول داشته باشند.
درجلسات دولت و بخش خصوصي اصولا چقدر ديدگاه بخش خصوصي با واقعيت منطبق بود؟
در مركز توسعه صادرات و بعد از آن سازمان توسعه تجارت ما بهدنبال اين بوديم كه واردات مديريت شود، توليد داخل افزايش پيدا كند و در نهايت توسعه صادرات رخ دهد و دركنار اين موضوع قبل از توليد بهدنبال بازار آن باشيم. اين زنجيره ايدهآل ما بود. در همين راستا ما در سه سطح جلسه داشتيم. جلسه اول در سطح استانها بود كه مسايل جمعآوري ميشد و به سطح دوم كه سازمان توسعه تجارت بود ميآمد و اگر ما توان حل آن را نداشتيم به شوراي عالي صادرات ميآمد. جلسات در سازمان توسعه هر دوشنبه برگزار ميشد. در اين جلسات هميشه اعضاي اتاق بازرگاني دعوت ميشدند تا خواستهها را بگويند. اما مشكل آن بود كه در صادرات 32دستگاه درگير و متولي هستند و براي هركدام وظايفي تعريف شده سپس مشخص شد كه مشكلات در كدام بخش است. در جواب سوال شما مشخصا ميگويم اولا ما بهعنوان دولت فرصت كافي نداديم و از سوي ديگر هيچوقت اتاق بازرگاني نتوانست از فرصتهايي كه به آن داده شد بهخوبي استفاده كند و وظايف را به سرانجام برساند.
مشكل چه بود كه اينگونه ميشد؟
مشكل در وهله اول نبودن اعتقاد به بخش خصوصي بود ولي در بخشهايي هم كه فرصت داده شد، مشكل اين بود كه عزمي وجود نداشت كه بالاخره حرفها را يكي كنند و منافع جمع را ببينند. برداشت من اين است كه بخش خصوصي بيشتر بهدنبال منافع گروهي و صنفي بودند تا منافع عام و همگاني. ما و بخش خصوصي ما بايد تمرين كند و هنوز ياد نگرفته كه منافع خود را در راستاي منافع ملي قرار دهد. درعين حال نيازي نيست كه چرخ را از نو اختراع كرد بلكه بايد ديد بقيه اتاقهاي بازرگاني چگونه رفتار كردند. بحث ديگر موضوع آمايش سرزمين است. ما كشور گسترده با منابع خدادادي فراوان هستيم و از نظر جغرافيايي امكاناتي گسترده داريم اما از اين امكانات چگونه استفاده كرديم. در آمايش سرزمين ميگويم برنامهريزي را براساس استعداد منطقه قراردهيم و ببينيم كدام منطقه براي صنعت مناسب است، كدام براي كشاورزي و كدام براي خدمات.
چرا مديران دولتي علاقه دارند كه در اتاق حضور پيدا كنند؟
بهنظر من ايرادي ندارند. بالاخره يك مديردولتي چندين سال تجربه كسب كرده و ميخواهد خدمت كند. فرض كنيد در يك تشكل ما فردي از بخش خصوصي داريم كه قوي است و بيشتر از يك مدير دولتي كاربلد است و قدرت اجرايي دارد مطمئنا مدير دولتي نبايد در تشكل و بهصورت دقيقتر اتاق بازرگاني حضور پيدا كند. ولي اگر يك مدير خوب در بخش خصوصي نداريم آن وقت چه ميشود؟ اگر يك مسوول اتاق بازرگاني زبان خارجي نميداند، تعامل بلد نيست، پروتكلها را نميشناسد و نميداند در جلسه با رييس اتاق بازرگاني آلمان چگونه بايد لباس بپوشد و رفتار كند تكليف چه خواهد بود؟ طرف مقابل اول از وضع ظاهري و نحوه صحبت قضاوت خواهد كرد.
بايد فردي انتخاب شود كه زبان خارجي را بلد باشد و حتي اگر ميخواهيم براساس پروتكل به زبان كشور خودمان صحبت كنيم ولي مترجم اشتباه ترجمه كرد بايد مدير متوجه شود. دولتيها به اتاق بازرگاني ميآيند چون اتاق ضعيف است. برخي دولتيها آمدند و زماني كه در اتاق حاضر شدند خوب كار كردند. چهرههاي دولتي زيادي در بخش خصوصي خوب كار كردند. اتاق پارلمان بخش خصوصي است پس اولويت با بخش خصوصي است اما اگر نبود اتاق را تعطيل كنيم؟ اگر فردي از دولت ميتواند به بخش خصوصي بيايد و خوب كار كند چرا وارد نشود؟ بايد تعريف كنيم و ويژگيهايي براي نماينده اتاق بازرگاني بگذاريم. وقتي شما ميآييد با اتاقي در خارج كشور جلسه ميگذاريد وي نگاه نميكند طرف مقابل از كدام گروه است بلكه نماينده كل اتاق بازرگاني را ميبيند. اگر فردي با ويژگي مناسب نداشتيم چرا از دولت نياوريم. اين همه خطكشي ميان بخش دولتي و خصوصي خوب نيست.
همه ما در يك قايق نشستيم و وقتي ما را تحريم كردند با اينكه بحث سياسي بود اما اول از همه ضربه را به بخش خصوصي زدند اما بخش خصوصي صداش درنيامد و از حق خودش دفاع نكرد. من در چندين جلسه گفتم كه اكنون بهترين فرصت براي فعال شدن اتاق بازرگاني است. ما تحريمهاي ناروا عليه بخش خصوصي ايران را ديديم ولي اتاق نيامد براساس كنوانسيونهاي بينالمللي بحث مبارزه با تحريم غذا و دارو را در مراجع بينالمللي مطرح كند. چه كسي به محاكم بينالمللي رفت و پيگيري اين موضوعات را كرد؟ اينقدر كه به فكر منافع گروهي و جنگ و دعوا بوديم به اين موضوعات نپرداختيم. بهجاي حل قانوني مشكل تحريم توسط بخش خصوصي به فكر اين باشيم كه من و دوستانم در مسند قدرت باشيم. اگر خطوط قرمز منافع ملي شود بسياري از مشكلات حل ميشود.
در اتاق بازرگاني كميسيونهاي مختلفي داريم و پيشنهادهاي مختلفي مطرح ميشود. آيا شما در سالهايي كه مدير بوديد يكي از اين پيشنهادات مدون و رسمي از سوي اتاق بازرگاني به شما داده شد؟
من در سالهاي مديريت در سازمان توسعه تجارت و مركز توسعه صادرات پيشنهادات زيادي از سوي بخش خصوصي داشتم ولي اينكه اتاق بيايد بهصورت مشخص درباره صنفي يا مسالهيي مشخص پيشنهادي مدون مطرح كند، نبوده است. در قالب سخنراني و كنفرانس و پشت تريبون صحبت زياد شد ولي بهصورت كتبي و مشخص خيلي كم چنين چيزي از سوي اتاق بازرگاني ديده شده است. اميدوارم روزي اتاق بازرگاني پويا را شاهد باشيم چون اتاق فقط براي اين ايجاد نشده كه حق عضويت، يك در هزار يا سه در هزار بگيرد بلكه قرار است وظايف را انجام دهد. اگر وظايف مشكل دارد ميتوان آن را تغيير داد و ازحالت مشورتي وظايف بيشتري به اتاق داد اما قبل از آن بايد ساختار اتاق را اصلاح كرد.
منبع:تعادل
