تاثیرات قیمت نفت بر اقتصاد ایران | اتاق خبر
کد خبر: 89620
تاریخ انتشار: 24 دی 1393 - 09:57
اتاق نیوز- از روزی که اولین چاه نفت توسط دارسی در ایران کشف شد(1908) تا به امروز که بیش از یکصد سال از این رویداد بزرگ می گذرد نفت همواره به عنوان عامل تاثیرگذار و تاثیر پذیر در سراسر معادلات جهانی نقش داشته است. این گفته کلمانسو(نخست وزیر فرانسه) که هر قطره نفت به اندازه یک قطره خون ارزش دارد و تلاش هیتلر برای تصرف چاه های نفت در قفقاز صحت این ادعا را تایید می کند. بررسی قیمت نفت در بازارهای جهانی و روند نزولی آن، کشورهای عضو اوپک را بر آن داشته تا با رویکرد جدیدی به این مسئله نگریسته و برای تنظیم بازارها و کنترل قیمت ها اهتمام ورزند. با توجه به این که کشور ما از مهم ترین تولید کننده های اوپک محسوب می شود و بخش اعظمی از بودجه کشور به نفت و درآمدهای نفتی وابستگی دارد لذا کاهش قیمت جهانی نفت تبعاتی برای اقتصاد کشور در پی دارد. برخی کشورهای صادر کننده نفت در این چند ماه تمامی تلاش خود را برای عبور از این بحران به کار بسته اند اما هم چنان دستیابی به کنترل قیمت نفت از طریق کاهش تولید هدفی بعید به نظر می رسد. اما سوال اینجاست که چه عواملی باعث شکل گیری این روند شده و چه چیزی این روند را در بازارهای جهانی شدت بخشیده است؟ پاسخ به این سوال را در چند بند می توان خلاصه کرد: الف: عرضه زیاد و تقاضای کم: رکود اقتصادی کشورهای صنعتی به کاهش تقاضای نفت خام در بازارهای جهانی انجامیده و با توجه به درهم تنیدگی اقتصاد کشورها این رکورد به اقتصاد جهانی نیز تحمیل شده است. علاوه بر آن عربستان که به دلیل شرایط خاص منطقه ای تولید خود را افزایش داده بود هم اکنون حاضر به کاهش آن نیست. آمریکا نیز پس از چهل سال اجازه صادرات نفت از کشورش را به بازارهای جهانی صادر کرده است. همه ی این عوامل موجب شده به طور تقریبی روزانه 2 تا سه میلیون بشکه به صورت مازاد تولید گردد. ب: وقوع بحران مالی و رکود اقتصادی در کشورهای عمده صنعتی: با توجه به این که آمریکا بزرگترین مصرف کننده نفت خام در دنیاست وقوع بحران مالی و رکود در این کشور تاثیر چشمگیری در کاهش قیمت نفت دارد. علاوه بر آن نزول رشد اقتصادی چین و برخی از کشورهای صنعتی هم تقاضا برای انواع کالاها و خدمات از جمله نفت را کاهش می دهد. ج: تصمیمات غیر همسوی اعضای اپک و غیر اپک:  عدم هماهنگی بین اعضای اپک و غیر اپک مشکلاتی را در این عرصه بوجود آورده است . شل اویل امریکا سهم قابل توجهی از بازارها را در اختیار دارد. انگلیس و مکزیک نیز بخشی از نیازهای بازار را پوشش می دهند. از سوی دیگر در مجموعه کشورهای اوپک، رقابت برای کسب سهم بازار تشدید شده و حتی منجر به ارائه فرمول‌ قیمت‌های جذاب‌تر و ارزان‌تر برای مشتریان شده است . د: مسائل سیاسی: تفکیک علل سیاسی از علل اقتصادی درباره کاهش قیمت نفت امری مشکل به نظر می رسد. کشورهای غربی و در راس آن ها آمریکا با حمایت عربستان اعضای اپک را وادار کردند تا سطح تولید خود را بالا ببرند. علاوه بر آن برهم خوردن معادلات قدرت در آمریکا و روسیه نیز می تواند از علل تاثیرگذار بر کاهش قیمت نفت باشد. در واقع آمریکا تمایل دارد اهرم فشار کشورهای صادرکننده نفت را تضعیف کرده تا ماجرایی شبیه جنگ اعراب و اسراییل سال 1973 که منجر به بحران عظیم انرژی برای اسراییل شد تکرار نشود. متاسفانه با توجه به این که بخش عمده ای از درآمد دولت از درآمدهای نفتی تامین می شود، بنابراین کاهش قیمت نفت درآمدهای دولت را بخصوص در بخش های عمرانی و سرمایه گذاری دولتی به شدت کاهش می دهد. افزون بر آن، این کاهش درآمد بقیه صنایع را نیز تحت الشعاع خود قرار داده و مشکلات عدیده ای را برای کشور به بار می آورد. کسری بودجه، کاهش ارزش پول ملی، گسترش پدیده تورم و افت ذخایر انرژی از دیگر تبعات کاهش جهانی قیمت نفت بر اقتصاد ما می باشد. البته می توان کاهش قیمت نفت را فرصتی برای اقتصاد ملی تلقی کرد. با توجه به تحریم های نفتی چند سال گذشته و کاهش قیمت نفت طی چند ماه اخیر دولت می تواند فرصت را مغتنم شمرده و با  بازبینی ظرفیت های اقتصاد ملی جایگزینی برای درآمدهای نفتی معرفی کند. تحقق این هدف و تبدیل تهدید به فرصت می بایست در راس امور اقتصادی کشور قرار گیرد. در ادامه پیشنهاداتی جهت بهبود وضعیت اقتصادی در شرایط رکود و سقوط قیمت نفت ارائه می شود: الف: اصلاح نظام مالیاتی: تقویت بخش تولید و مکانیزه کردن سیستم مالیاتی کشور و از همه مهم تر اصلاح نظام مالیاتی از موثرترین راه های افزایش درآمدهای دولت می باشد. تجربه ی کره ی جنوبی و آلمان پس از جنگ جهانی و برخورداریشان از یک سیستم قدرتمند مالیاتی علاوه بر کمک به دولت در شکل گیری زیرساخت های کشور یاری رسان خواهد بود. ب: منابع جایگزین: کارشناسان بر منابع دیگری مانند تقویت، تولید و توسعه کشاورزی مدرن، استفاده از معادن، تقویت گردشگری و غیره هم به عنوان منابع درآمدی جایگزین نفت اشاره می کنند. ب-1) تقویت، تولید و توسعه کشاورزی مدرن: تخصیص اعتبارات به کشاورزان می تواند در زمینه رشد اقتصاد کشاورزی و کمک به روند رو به رشد این صنعت می تواند کشور را از بحران تامین مواد اولیه از دیگر کشورها نجات دهد و حتی با تمرکز بیشتر بر خطه ی کردستان، خوزستان ، مازندران و گیلان، ایران می تواند طی چند سال آینده نه تنها خود را از وارد کردن محصولات کشاورزی از دیگر جاها بی نیاز ببیند بلکه بتواند در نقش صادرکننده این محصولات در منطقه حرفی برای گفتن داشته باشد. ب-2) استفاده از معادن: استفاده بهینه از ظرفیت های بالقوه ی کشور در استخراج معادن ضمن کمتر کردن وابستگی اقتصاد ایران به نفت می تواند به عنوان یکی از راه های کاهش بیکاری در کشور به کار رود. ب-3) تقویت گردشگری: با توجه به این که فرانسه و انگلستان با سالانه حدود شصت تا هفتاد میلیون گردشگر بخشی از بودجه خود را براساس صنعت توریسم پایه نهاده اند، کشور ما می تواند با تکیه بر تاریخ پرشکوه خود و بهره مندی از آب و هوای مطلوب و فضایی امن گردشگران بیشتری را جذب کرده و از این طریق بخشی از تامین بودجه را بر عهده ی این بخش قرار دهد. ج: حمایت قاطع و اضطراری از تولید: در حال حاضر بهترین روش گریز از بحران سقوط ریال به واسطه کاهش قیمت نفت،  حمایت قاطع و اضطراری از تولید داخلی است. حمایت از ظرفیت های بلااستفاده مانده ی کشور و افزایش تولید در بخش های مختلف گامی مهم در راستای کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی به شمار می آید. ضمن این که تسریع در اجرای سیاست های اصل 44 و لاغر کردن بدنه ی دولت و سپردن مسئولیت های بیشتر به مردم به افزایش بازدهی در عرصه ی تولید و صنعت کمک خواهد کرد. مدیریت مصرف انرژی ،اجرای سیاست های انقباضی در بودجه دولت و کاهش هزینه ها و ایجاد توازن در بودجه کشور هم می تواند در عبور از این بحران کمک رسان باشد.
کلید واژه ها :
مطالب مرتبط
نظرات
ADS
ADS
پربازدید