اتاق مطلوب و موثر از دیدگاهی دیگر | اتاق خبر
کد خبر: 90828
تاریخ انتشار: 7 بهمن 1393 - 13:43
میخواهیم در این مقوله، برای لحظاتی از زاویه دیدی متفاوت نسبت به آنچه تاکنون بوده به اقتصاد و اتاق بازرگانی و نهایتا اتاق مطلوب بنگریم....
اسحاق مظلوم
میخواهیم در این مقوله، برای لحظاتی از زاویه دیدی متفاوت نسبت به آنچه تاکنون بوده به اقتصاد و اتاق بازرگانی و نهایتا اتاق مطلوب بنگریم.
اتاق نیوز- برای روشن شدن بهتر موضوع مجبورم از واژه ای نامانوس استفاده نمایم. "باخت" کلمه ای که سال هاست با اقتصاد ما عجین شده ولی هنوز صراحتا از آن برای شرح وضع موجود استفاده نمی شود.اما به نظر می رسد ما باخته ایم و با سرعت در همان مسیر باخت درحال قدم برداشتنیم. حس محسوس این روزهای اقتصاد ما حس نامطلوب باخت است.شاید بتوان جایی از این اقتصاد سراغی از برد و پیروزی نیز یافت ولی کلیت اقتصاد خیراما چرا باخت؟خیلی ساده است؛زیرا بخش زیادی ازچیزهایی را که داشتیم ازدست داده ایم. اینکه چیزی بدست آورده ایم یا نه بماند.فی الحال و در این عریضه قصد پرداختن به از دست داده ها نیست و سعی برآن است که تا حد امکان گوشه ای از عوامل ایجاد این وضعیت تشریح گردد، باشد که با رسیدن به علل، بتوان درمان را نیز جست و بکار بست. علل و درمانی که میتواند، مقدمه رسیدن به اتاق مطلوب نیز باشد. در مجموع می توان گفت ما زمانی باختیم که اقتصاد را معادل ثروت، دارایی و سرمایه انگاشتیم و بدون تلاش برای رشد و شکوفایی و بلوغ آن، از همان ابتدا سهم خواستیم و حق.ما زمانی باختیم که نمایندگان بخش های مختلف اقتصادی از قبیل صنعت، معدن ، تجارت ، کشاورزی ، خدمات چه در اتاق های بازرگانی و چه در سایر نهادهای موثر اقتصادی، اصلی ترین هدف خویش برای حضور در این مراکز را تلاش برای جلوگیری از تضییع حق و گرفتن سهم خود از اقتصاد کشور می دانستند.چه حقی و از چه اقتصادی؟ کسی نمی داند. ما زمانی باختیم که اقتصاد را معادل صنعت خواندیم، یا آنرا هم تراز کشاورزی دانستیم و زمانی معدن را پایه اقتصاد معرفی کردیم.همیشه همه جا صحبت از بخش من سهم من و حق من بوده است. فرض کنید؛ در بدن انسان، قلب، ساز خودش را کوک کند، مغز برای خودش دل بسوزاند و کار کند، کلیه ها بخاطر حساسیت نقششان در بدن، سهم بیشتری میخواستند و... چه اتفاقی پیش می آمد؟! این حال و روز اقتصاد ماست. درد ریشه دوانده، و درمان نیز بسیار سخت. ولی هنوز به نقطه بدون بازگشت نرسیده ایم کاری باید کرد. چندی پیش در یک گردهمایی خانم دکتر خوارزمی، جان کلام را فرمودند و مطالبی عنوان کردند که میتوان درمان را هم در آن دید.ایشان شرط و لازمه تشکیل و تداوم ساختار عالم هستی را تنوع عنوان کردند.چیزی که در ظاهر باید عکس آن باشد ولی علم نوین ثابت کرده که تنوع و نه یکنواختی و یک شکلی، تضمین کننده ادامه حیاط انسان ، زمین ، محیط زیست و کل عالم هستی است. چیزی که همه ما به کرات و در مباحث باربط و بی ربط به اقتصاد و حواشی آن اذعان داریم و عنوان می کنیم که ما طالب داشتن و شنیدن همه آرا و نظرات و تفکرات هستیم، ولی در عمل هیچ کار اجرایی انجام نمی دهیم.دلیلش هم چندان پیچیده نیست؛زیرا در درجه اول اعتقادی به این گفته نداریم، ثانیا و مهمتر اینکه اگر اعتقاد اندکی هم داشته باشیم ,راه رسیدن به آنرا نمیدانیم و یا میترسیم. سوالی که اینجا مطرح می شود این است که آیا با وجود این همه اختلاف و تفاوت دیدگاه می توان به حرکت مدام و مثبت و سازنده در اقتصاد رسید؟پاسخ من این است اگر این تنوع دیدگاه ازهر گروه و بخش اقتصادی چه در اتاق و چه در سایر مراجع تصمیم گیر، از نوع گرفتن حق و سهم خواهی باشد، خیر نمی شود و اگر اصرار بر این تنوع ناساز بنماییم، قطعا این بدن نحیف به زودی از هم خواهد پاشید. به نظر می رسد مهمترین کاری که باید به شکل اورژانس برای احیای موقت این پیکر نیمه جان صورت گیرد، جستجو و یافتن افرادی است؛ با ذهنیت سیستمی و تفکرات فرا جناحی و کلی نگر که اشراف کلی به مقوله اقتصاد و تولید و تجارت داشته باشند.همچنین باید جهت حضور این افراد از سوی بخش های مختلف اقتصادی اعم از تولید و تجارت و خدمات به عنوان نمایندگان و نهایتا سکانداران اتاق بازرگانی انگیزه ایجاد کرد. عده ایی از کارشناسان براستفاده از نخبگان و تخصص گرایی تاکید می ورزند اما چنانچه متخصصان و نخبگان این ویژگی یعنی تفکر کلی نگر را به اقتصاد نداشته باشند، فقط راهمان را تا زدودن بیماری های اقتصادی دور کرده ایم. چرا که استفاده از نظریات و تجارب و تخصص این افراد لزوما به معنی دادن سکان هدایت نهادی مثل اتاق بازرگانی به آنها نیست. اگرهمان تفکری که عنوان شد در اتاق بازرگانی مشخصا پیاده گردد، خود به خود زمینه سوق به سمت علم و تخصص و تدبر بوجود خواهد آمد. داخل پرانتز باید گفت که متاسفانه استفاده از نظرات و مشورت با نخبگان و صاحب نظران دانشگاهی و غیر دانشگاهی، اتفاقی ست که علیرغم ادعاهای صورت گرفته و حتی با وجود انتقادات بعمل آمده از دولت، درون اتاق بازرگانی نیز جای چندانی نداشته است.چوبی که هرروز بر سر دولت میکوبیم که چرا برای تصمیم گیری های اقتصادی درهایش را چهار قفله برروی دست اندر کاران بخش خصوصی میبندد و اجازه کوچکترین تاثیر گزاری را ازآنها می گیرد، حال آنکه خود نیز راهی جز این در پیش نگرفته ایم. اگر قرار است نماینده بخش صنعت، معدن، خدمات وارد اتاق شود و یا حتی بخش کشاورزی نماینده خویش را به اتاق بفرستد، باید با این هدف و ماموریت برروی صندلی نمایندگی بنشیند که اقتصاد را از دید و نگاه جامعه کشاورز به دیگران و تصمیم گیران بشناساند، و بگوید که در بخش کشاورزی، یکی از بزرگترین و موثرترین بازارهای هدف چه برای تولید کننده و چه برای وارد کننده و صادر کننده وجود دارد، که در حال نابودیست، نه فقط بخاطر خشکسالی و آفات و بلایای طبیعی، که بیشتر به دلیل بخشی و سهمی دیدن اقتصاد توسط دیگران است. بین سالهای 90 تا 92 طبق امار غیر رسمی که هیچوقت رسمی نشد ؛بیش از یک میلیون نفر کشاورز و به عبارتی حدود پنج میلیون نفوس، یعنی پنج میلیون مصرف کننده و تولید کننده، عطای کشاورزی را به لقایش بخشیدند و خانه نشین شده یا شغل دیگری در پیش گرفتند. یعنی پنج میلیون نفر، دیگر انگیزه و قدرت خرید قبلی را ندارند، چه از تولید کننده، چه از وارد کننده. بازار مصرفی را از دست دادیم و اکنون باید بکوشیم تا شاید دوباره بخشی از آن را بدست بیاوریم. به همین راحتی بخش زیادی از تولید کشورمشتریان خود را از دست داد. فروش صنعت کاهش یافت. به تبع آن تولید کاهش یافت و آمار بیکاری به نسبت افزایش پیدا کرد واین جان کلام است. سیستماتیک فکر نکردن و مقطعی و بخشی اندیشیدن، دودش ابتدا به چشم همان سهم خواهان خواهد رفت. دید کوتاه و نگاه سطحی، به منافع زودگذر که نتوانست عواقب یک تصمیم به ظاهر اقتصادی و سودآور را ببیند، ورود نابهنگام نهاده های دامی، درست همزمان با تولید و عرضه آن ازسوی کشاورزان به بازار، ظاهرا ضربه ای کاری به این قشر وارد نمود ولی بهمن مخرب آن دامن کل اقتصاد کشور و حتی خود وارد کنندگان را گرفت، چرا که برای سال های سال این بازار مصرف را ازدست دادند. تاکید می کنم راه نجات، نشستن افرادی با تفکراتی بزرگ، کلی و سیستمیک برروی کرسی نمایندگی اتاق بازرگانیست، چرا که حضور و تاثیر این افراد در آینده ای نه چندان دور حتی دولت را نیز مجاب و مجبور به الگوبردای و تبعیت از این راه ثواب برای هدایت کشتی موج زده اقتصاد کشور می کند. فعال بخش کشاورزی          
کلید واژه ها :
مطالب مرتبط
نظرات
ADS
ADS
پربازدید