پتانسیل چابهار برای تحول اقتصادی در کل منطقه | اتاق خبر
کد خبر: 345910
تاریخ انتشار: 6 خرداد 1395 - 09:09
پیرمحمد ملازهی
پیرمحمد ملازهی کارشناس برجسته شبه قاره هند در یادداشتی برای اتاق خبر، در مورد سفر ناندار مودی نخست وزیر هند به ایران و امضای توافقنامه سه جانبه چابهار توسط سه کشور ایران، هند و افغانستان نوشت:

در روابط ایران و هند، دو نگاه وجود دارد. یک نگاه ایران به هند است و دیگری نگاه هند به ایران. در کنار این دو نگاه یکسری عوامل محدود کننده نیز میان دو کشور وجود دارد. در مورد ایران باید گفت، درکی که در ایران از هند وجود دارد خیلی واقع بینانه نیست. مناسبات هندی ها با آمریکا و رژیم صهیونیستی بسیار نزدیک بوده و از طرف دیگر نگاهی که در ایران به هند وجود دارد، معمولا به این صورت است که هند کشوری غیر مسلمان بوده و در رقابت با یک کشور اسلامی بنام پاکستان قرار دارد. با توجه به قرابت فرهنگی و جغرافیایی پاکستان به ایران، این دیدگاه مطرح بوده که نباید مناسبات با هند باعث نگرانی و ناراحتی پاکستان شود.

جدای از این مسایل اگر بخواهیم در ابعاد دیگر به مناسبات ایران و هند نگاه کنیم، مشاهده می کنیم که زمینه ها و بسترهای فراوانی در همکاری میان دو کشور وجود دارد. هندی ها در نگاه خود دو هدف عمده را مد نظر قرار داده اند. اول آنکه، هند از لحاظ انرژی بسیار فقیر بوده و منابع این کشور، برای جمعیت میلیاردی هند کفایت نمی کند. هر چند که اصلاحات اقتصادی در هند چشمگیر بوده و رشد اقتصادی 8 درصدی را در سال گذشته برای این کشور به ارمغان آورده است، و آنها توانسته اند که در زمینه جذب سرمایه گذاری خارجی و تکنولوژی بسیار خوب عمل کنند، اما این کمبود منابع سبب شده است هندی ها در مسیر توسعه خود به دنبال استفاده از مناطق مناسب باشند. خلیج فارس مکانی است که برای هندی ها از لحاظ تامین انرژی بسیار حائز اهمیت است و ایران نیز در این منطقه به عنوان یکی از مهمترین منابع نفت و گاز می تواند نقش مهمی را در تامین انرژی هندی ها ایفا کند. بنابراین باید تاکید کرد که هندی ها در نگاه راهبردی خود، توجه خاصی به همکاری های انرژی دارند.

اما از نگاه ایران باید گفت که اگر همچنان سیاست ما به سمت خام فروشی به هندوستان باشد، این با نگاه راهبردی منافات داشته و باید حتما در مسیر همکاری ها، جذب سرمایه گذاری و انتقال تکنولوژی را نیز در رابطه با صنعت نفت و گاز مد نظر داشته باشیم. در همین راستا، امضای توافق ساخت پتروشیمی در بندر چابهار می تواند، اولین گام در استفاده از تکنولوژی و سرمایه گذاری هندی ها باشد. اگر بتوانیم در هر سطحی با هندی ها وارد معامله شویم که نیروی انسانی متخصص برای ما تربیت شود، در آن صورت است که سرمایه گذاری های مشترک می تواند نتایج درخشان تری را در بر داشته باشد.

مساله بعدی و مهم دیگر، دسترسی هند به پایانه های مرزی افغانستان، آسیای مرکزی و به تبع آن روسیه و اروپا است. این امر از طریق بندر چابهار و سرمایه گذاری در اسکله سازی و راه سازی ها می تواند تحقق پیدا کند. در هر حال هندی ها در ارتباط با دسترسی به بازارهای بکر آسیای مرکزی، بر روی خطوط ارتباطی ایران حساب باز کرده اند و این می تواند برای ایران یک فرصت تاریخی محسوب شود.

در همین راستا، هزمان با ناندرا مودی، اشرف غنی رییس جمهوری افغانستان نیز به ایران آمد و توافقنامه سه جانبه ای میان ایران، افغانستان و هند امضاء شد. در این میان باید گفت که هندی ها علاوه بر بحث اقتصادی، نگاه دیگری هم در ارتباط با ایران دارند و آن بحث رقابت با چین است. بندر گوادر پاکستان که چینی ها در آن سرمایه گذاری کرده اند از دید هندی ها پنهان نیست. چینی ها قصد دارند که از طریق بندر گوادر یک راه ارتباطی به آسیای مرکزی و استان سین کیانگ داشته باشند و خط لوله گاز را هم از این طریق به این استان برسانند.

در اینجا ایران می تواند از این فرصت استفاده کرده و با وارد شدن در مذاکره با چینی ها، اهمال هند را در تکمیل خط لوله سه جانبه ایران، پاکستان و هند که به نام خط لوله صلح موسوم است را جبران کنند. چینی ها اخیراً اعلام کرده اند که حاضرند 85 درصد از هزینه خط لوله صلح را در پاکستان تامین کنند و این یک فرصت استثنایی است که ایران به شکل جدی به این مهم بپردازد. اگر ایران با چینی ها به شکل جدی وارد مذاکره شود، تردیدی وجود ندارد که هندی ها به شکل جدی تری خط لوله صلح را اجرایی خواهند کرد.

در مورد چابهار و تاثیر این توافقات در اقتصاد این منطقه باید گفت، هر چند امکان تحول در سایه این توافق نامه وجود دارد، اما مادامی که سیاست های فعلی حاکم است و نگاهی منطقه ای در مورد چابهار وجود نداشته باشد، امکان تحولی اساسی بعید است. متاسفانه نیروی کار و صنایع در این منطقه تخصصی نیست. عملاً وقتی به چابهار می رویم با دو مکان چابهار فقیر و توسعه یافته در مناطق آزاد مواجه هستیم و چون نگاه ما به توسعه مردم نبوده و اقتصادی است، این امر می تواند به تضادهای اجتماعی دامن بزند. باید مزیت های این مناطق را پیدا کرد و بر این اساس برنامه ریزی های لازم را صورت داد. به نظر می رسد، چابهار پتانسیل این را دارد که نه تنها برای ایران، بلکه برای افغانستان و آسیای مرکزی نیز موثر واقع شود، مشروط به آنکه محور نگاه به صورت منطقه ای و اثر بخش تدوین شود.

نظرات
ADS
ADS
پربازدید