شهریار ایران؛ شاعری از دامان حیدربابا | اتاق خبر
کد خبر: 371308
تاریخ انتشار: 28 شهریور 1395 - 01:00
شعرهای شهریار ترکیبی از هوش، نبوغ و استعداد ذاتی اوست که با تمام احساس و برای بیان حقیقت سروده شده است.

به گزارش اتاق خبر، سید محمد حسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار شاعر پارسی گوی آذری زبان در سال 1285 هجری شمسی در شهر تبریز متولد شد. 

وی دوران کودکی را در طبیعت زیبای روستاهایی در دامنه کوه حیدر بابا سپری کرد و خاطرات و شرح حال زندگی در میان مردم صمیمی و ساده دل روستا تا پایان عمر همیشه همراه او بود، چنانچه سالها بعد در دوران میانسالی «حیدربابایه سلام» را که شناخته شده ترین مجموعه اوست؛ با یادآوری خاطرات زیبای کودکی و ایده گرفتن از محل زندگی دوران کودکی  سرود. این کتاب به بیش از 80  زبان زنده دنیا ترجمه شده است: 

حیدربابا، دونیا یالان دونیادی 
سلیماننان، نوحدان قالان دونیادی 
اوغول دوغان، درده سالان دونیادی 
هرکیمسیه، هرنه وئریب آلبیدی 
افلاطوننان بیر قوری آد قالیبدی 

محمدحسین در چهار سالگی اولین شعر خود را سرود و  به این ترتیب اطرافیان را متعجب از نبوغ و استعداد و قریحه ذاتی خود کرد. برای اولین بار اشعار او زمانی که فقط سیزده سال داشت در مجله ادب با تخلص «بهجت» به چاپ رسید. سالها بعد در تهران تخلص «شهریار» را پس از دو رکعت نماز و تفال به حافظ برگزید: 

که چرخ سکه دولت به نام شهریاران زد 
روم به شهر خود و شهریار خود باشم 

او در 15 سالگی از روستا برای ادامه تحصیل به تهران رفت. سه سال در مدرسه دارالفنون تحصیل کرد، سپس برای ادامه تحصیل در پزشکی به مدرسه طب رفت. در همان دوران شیفته دختری در همسایگی شده و شیدایی عشق، او را از تحصیل باز داشت. بیشتر غزل های شهریار که عموم مردم می شناسند مولود همین دوران عاشقی است؛ ماه سفر کرده، توشه سفر و پروانه در آتش از جمله آن هاست. به عقیده تعدادی از دوستانش، عشق نافرجام شهریار، نقطه عطفی در شعر گویی وی به شمار می رود. قسمتی از شعر ماه سفر کرده که در همان دوران سروده شده است: 

 ماها تو سفر کردی و شب ماند و سیاهی 
نه مرغ شب از ناله من خفت و نه ماهی 
شد آه منت بدرقه راه و خطا شد 
کز بعد مسافر نفرستند سیاهی 
 
او تعدادی از اشعارش را با صدای خود دکلمه کرده است که گاهی در هنگام خواندن آنها بغض در گلو و احساسی بی وصف شنیده می شود و سبک خواندن، شنونده را منقلب می کند. 

به طور کلی، احساس مشخص ترین ویژگی شعر شهریار است، او در قالب های غزل، قصیده، مثنوی و قالب های دیگر شعر سروده است اما بیشترین شعرهای او در قالب غزل است.احساس، دلیل و الهام را می توان نقطه آغاز شعرهای شهریار دانست. زبان شعر او در عین سادگی، جذاب و زیباست. او پس از فوت مادر با قلبی دردمند شعری با عنوان «ای وای مادرم» در وصف مادر سرود. قسمتی از این شعر پر احساس:  

نه او نمرده است که من زنده ام هنوز 
او زنده است در غم و شعر و خیال من 
میراث شاعرانه من هرچه هست از اوست 
کانون مهر و ماه مگر می شود خموش 

شهریار چه در طول زندگی و چه در شعرهایش از دین جدا نبود. خود را از اتفاقات اجتماعی و سیاسی اطرافش جدا نمی دانست و شاعری مسئول و متعهد بود. دین، عشق به خدا و شناخت خدا در بسیاری از غزل های او مشهود است . علی ای همای رحمت از آن جمله است: 

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را  
که به ماسوا فکندی همه سایه هما را  
دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین  
به علی شناختم من به خدا قسم خدا را  

بیشتر شاعران، شعر و دانش شهریار را ستایش کرده و بسیاری اشعاری نیز در وصف او سروده اند. ملک الشعرای بهار که خود شاعری زبردست بود، درباره شعر شهریار گفته است: «او نه تنها افتخار ایران، بلکه افتخار شرق است». 

نیما یوشیج  در یکی از اشعارش آورده است:  

رازی است که آن نگار می داند چیست 
رنجی است که روزگار می داند چیست 
آنی که چو غنچه در گلو خونم از اوست  
من دانم و شهریار می داند چیست 

محمد حسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار، 27 شهریور ماه در سن  82 سالگی  پس از طی یک دوره بیماری درگذشت و بنا بر وصیتش، در مقبره الشعرای تبریز در سرخاب به خاک سپرده شد. برای بزرگداشت این شاعر، روز وفات وی روز شعر و ادب پارسی نامگذاری شد. روحش شاد و یادش گرامی باد. 



گزارش از فریده قهرمانی 

منبع:باشگاه خبرنگاران جوان

نظرات
ADS
ADS
پربازدید