امیرعباس سلطانی*
آرمان- برای محاسبه قیمت بنزین در ایران مسئولان و بسیاری از کارشناسان اقتصادی این قیمت در ایران را با قیمتهای جهانی مقایسه میکنند و به این نتیجه میرسند که قیمت بنزین در ایران ارزان است و در نتیجه باید این قیمت به سطح قیمتهای جهانی برسد. این رویکرد دارای چند ایراد اساسی است. اولاً ارزانی و گرانی در اقتصاد مقولات نسبی هستند که در نسبت با سطح درآمدی سنجیده میشوند و لذا پدیدههایی مجرد نیستند. با آمار و ارقام میتوان ثابت کرد که بر خلاف نظری که مدام تکرار میشود قیمت بنزین در ایران نه تنها ارزان نیست بلکه در مقایسه با کشورهای عربی منطقه نیز گران تر است. در این معنا به طور مثال درآمد سرانه آمریکا در حدود 40 هزار دلار است و در ایران درآمد سرانه 5 تا 8 هزار دلار است.
بنابراین در محاسبه قیمت بنزین باید به این مساله هم توجه شود که گران یا ارزان بودن آن در مقایسه با سطح درآمدی و معیشتی مردم سنجیده میشود و نباید به طور مکانیکی این نوع مقایسهها صورت بگیرد. ثانیا اگر ما میخواهیم قیمتهای جهانی را ملاک بگیریم و براساس آنها حرکت کنیم و جهتگیریهای اقتصادی خود را قرار دهیم پس این امر باید در همه زمینه ها انجام شود و در مورد تعیین دستمزد هم این یکسانی را شاهد باشیم. نمیتوان در مورد دستمزد براساس ملاحظات و هزینههای داخلی تعیین تکلیف کرد اما پای بنزین و سوخت که به میان میآید قیمتهای جهانی را ملاک عمل قرار داد.
از سوی دیگر بنزین در ایران فقط یک سوخت نیست بلکه یک کالای معیار است که به علت اینکه هنوز زیرساختهای اقتصادی کشور سروسامان نگرفته است، با گران تر شدن آن، آثار تورمی زیادی روی کل اقتصاد ایجاد میشود و آثار زیانباری را بر معیشت مردم خواهد داشت. همچنین گرانتر کردن بنزین و انرژی نه تنها روی معیشت مردم به طور مستقیم تاثیرگذار است بلکه روی بخشهای صنعت و کشاورزی نیز آثار تورمی خواهد داشت و قیمت تمام شده را در این تولیدات افزایش میدهد و این امر باعث میشود همچون هشت سال گذشته، امسال نیز بخش تولیدی تحت فشار قرار بگیرد و این امر منجر به ادامه واردات کالا و سرکوب تولید داخلی میشود. گرانتر شدن انرژی و بنزین باعث میشود بسیاری از افراد که در بخشهای تولیدی در صنعت و کشاورزی فعالیت میکنند یا کلا از این نوع فعالیتهای دست بکشند و یا واحدهای تولیدیشان به حالت نیمه تعطیل دربیاید.
به اعتقاد من با شرایط کنونی اقتصاد کشور دولت باید یکسال افزایشی را در قیمتهای انرژی صورت نمیداد تا مردم با قیمتهایی که وجود دارد سازگارتر شوند. حال که دولت دست به افزایش قیمت انرژی خواهد زد لازم است اقدامات لازم را برای تقویت بخشهای تولیدی کشور صورت دهد تا از محل این افزایش قیمت چندان متضرر نشوند که این ضرر جبرانناپذیر باشد اما از شواهد به نظر میرسد که چنین کارهای کارشناسی و اقدامی در این زمینه بعید به نظر میرسد و اگر هم صحبتهایی در این زمینه بوده بیشتر نظری و تئوریک بوده است تا این که کاربردی و عملیاتی باشد.
* عضو کمیسیون انرژی مجلس
کد خبر:
58737
تاریخ انتشار: 31 فروردین 1393 - 09:43
امیرعباس سلطانی*
آرمان- برای محاسبه قیمت بنزین در ایران مسئولان و بسیاری از کارشناسان اقتصادی این قیمت در ایران را با قیمتهای جهانی مقایسه میکنند و به این نتیجه میرسند که قیمت بنزین در ایران ارزان است و در نتیجه باید این قیمت به سطح قیمتهای جهانی برسد. این رویکرد دارای چند ایراد اساسی است. اولاً ارزانی و گرانی در اقتصاد مقولات نسبی هستند که در نسبت با سطح درآمدی سنجیده میشوند و لذا پدیدههایی مجرد نیستند. با آمار و ارقام میتوان ثابت کرد که بر خلاف نظری که مدام تکرار میشود قیمت بنزین در ایران نه تنها ارزان نیست بلکه در مقایسه با کشورهای عربی منطقه نیز گران تر است. در این معنا به طور مثال درآمد سرانه آمریکا در حدود 40 هزار دلار است و در ایران درآمد سرانه 5 تا 8 هزار دلار است.
بنابراین در محاسبه قیمت بنزین باید به این مساله هم توجه شود که گران یا ارزان بودن آن در مقایسه با سطح درآمدی و معیشتی مردم سنجیده میشود و نباید به طور مکانیکی این نوع مقایسهها صورت بگیرد. ثانیا اگر ما میخواهیم قیمتهای جهانی را ملاک بگیریم و براساس آنها حرکت کنیم و جهتگیریهای اقتصادی خود را قرار دهیم پس این امر باید در همه زمینه ها انجام شود و در مورد تعیین دستمزد هم این یکسانی را شاهد باشیم. نمیتوان در مورد دستمزد براساس ملاحظات و هزینههای داخلی تعیین تکلیف کرد اما پای بنزین و سوخت که به میان میآید قیمتهای جهانی را ملاک عمل قرار داد.
از سوی دیگر بنزین در ایران فقط یک سوخت نیست بلکه یک کالای معیار است که به علت اینکه هنوز زیرساختهای اقتصادی کشور سروسامان نگرفته است، با گران تر شدن آن، آثار تورمی زیادی روی کل اقتصاد ایجاد میشود و آثار زیانباری را بر معیشت مردم خواهد داشت. همچنین گرانتر کردن بنزین و انرژی نه تنها روی معیشت مردم به طور مستقیم تاثیرگذار است بلکه روی بخشهای صنعت و کشاورزی نیز آثار تورمی خواهد داشت و قیمت تمام شده را در این تولیدات افزایش میدهد و این امر باعث میشود همچون هشت سال گذشته، امسال نیز بخش تولیدی تحت فشار قرار بگیرد و این امر منجر به ادامه واردات کالا و سرکوب تولید داخلی میشود. گرانتر شدن انرژی و بنزین باعث میشود بسیاری از افراد که در بخشهای تولیدی در صنعت و کشاورزی فعالیت میکنند یا کلا از این نوع فعالیتهای دست بکشند و یا واحدهای تولیدیشان به حالت نیمه تعطیل دربیاید.
به اعتقاد من با شرایط کنونی اقتصاد کشور دولت باید یکسال افزایشی را در قیمتهای انرژی صورت نمیداد تا مردم با قیمتهایی که وجود دارد سازگارتر شوند. حال که دولت دست به افزایش قیمت انرژی خواهد زد لازم است اقدامات لازم را برای تقویت بخشهای تولیدی کشور صورت دهد تا از محل این افزایش قیمت چندان متضرر نشوند که این ضرر جبرانناپذیر باشد اما از شواهد به نظر میرسد که چنین کارهای کارشناسی و اقدامی در این زمینه بعید به نظر میرسد و اگر هم صحبتهایی در این زمینه بوده بیشتر نظری و تئوریک بوده است تا این که کاربردی و عملیاتی باشد.
* عضو کمیسیون انرژی مجلس
