این سکه نمی‌تواند نقدینگی را جمع کند | اتاق خبر
کد خبر: 38112
تاریخ انتشار: 8 اسفند 1391 - 12:24
عصر ایران - سکه ای که بانک مرکزی با آن قرار بود نقدینگی را از بازار جمع کند، دیروز بهای نهایی خود را پیدا کرد. بهایی که به قطع میتوان گفت نقض قرض از سوی بانک مرکزی است. این سکه را اکنون با بهایی بیش از 1 میلیون و 250 هزار تومان ثبت نام میکنید، شش ماه بعد با پرداخت مالیاتی 6 درصدی تحویل میگیرید! در آن زمان بهای سکه چقدر خواهد بود؟ آیا این سکه توان جمع کردن نقدینگی را دارد؟ دیروز بانک مرکزی، و مقامات این بانک چندین موضوع مهم را بیان کرده‌اند، از جمله آن‌ها سخنان محمود بهمنی در همایش سیاست‌های پولی و چالش‌های بانکداری و تولید که اشارات مهمی در خصوص وضعیت این روزهای اقتصاد کشور داشت و همچنین مصاحبه وی در خصوص قیمت‌های پیش فروش سکه. آیا این پیش فروش جوابگوی هدف بانک مرکزی خواهد بود؟ به گزارش تابناک، دیروز محمود بهمنی بعد از گذشت بیش از 10 روز از اعلام پیش فروش سکه، شرایط جدید را برای این امر اعلام کرد. شرایطی که حاکی از آن است که بهای سکه پیش فروش برای هر قطعه سکه تمام بهار بیش از 1 میلیون و 250 هزار تومان خواهد بود. آیا با ان شرایط هدف بانک مرکزی از پیش فروش محقق خواهد شد؟ سال گذشته پیش فروش سکه شرایط متفاوتی داشت، هم از لحاظ قیمتی و هم از نظر حجم پیش فروش و هم به لحاظ ابزارهایی که جایگزین آن بود. تجربیات سال گذشته برای بانک مرکزی هم گویا متفاوت بوده است و عدم استقبال از ابزارهای جایگزین سکه این بانک را نهایتاً به این نتیجه رساند که در سال جاری پیش فروش سکه، باید تنها پیش فروش سکه باشد! امسال بعد از مطرح شدن طرح‌ها و شرایط متفاوت از پیش فروش در نهایت رئیس کل بانک مرکزی شرایط نهایی را اعلام کرد. حال با یک محاسبه سر انگشتی هم از هم اکنون می‌توان موفقیت این طرح را برای جمع کردن نقدینگی از جامعه حدس زد! اکنون بهای سکه تمام طرح قدیم در بازار آزاد برابر با 1 میلیون و 400 هزار تومان است و سکه تمام طرح جدید نیز برابر با حدود 1 میلیون و 430 هزار تومان. اگر بهای سکه های پیش فروش بانک مرکزی بین 1 میلیون و 250 هزار تا 1 میلیون و 300 هزار تومان باشد، با توجه به آنکه تحویل سکه 6 ماه به طول می‌انجامد و همچنین در هنگام تحویل 6 درصد مالیات بر ارزش افزوده بر آن تعلق خواهد گرفت، می‌توان گفت این طرح از هم اکنون شکست خورده است! البته شکست این طرح در نسبت با هدف گذاری بانک مرکزی است. بهمنی امروز اعلام کرده است که هدف بانک مرکزی به هیچ وجه کسب سود نیست، بلکه جمع آوری نقدینگی است. این طرح با این شرایط تنها و در خوش‌بینانه‌ترین حالت منجر به آن می‌شود که تقاضایی که به شکل عادی در بازار وجود دارد تا حدی پاسخ داده شود. ان هم فقط به دلیل توان ثبت نام برای اشخاص حقیقی و با تعداد مشخص. در صورتی که اگر بانک مرکزی به دنبال رسیدن به هدف بود باید شرایطی را پیش بینی می‌کرد که منجر به آن شود که تقاضای بیشتری از نرم تقاضای معمول در بازار مجاب به روی آوردن به طرح این بانک شود. حال طرحی که از اساس بی پایه است و منطق خاصی پشت آن نمی‌توان دید جز حراج بیهوده ذخایر طلا، خود شرایط شکست خود را رقم میزند. باید به این موضوع توجه داشت که در اینجا میزان حجم فروش سکه از سوی بانک نیست که ملاک نظر است، بلکه ملاک اصلی حجم نقدینگی است که این طرح می‌تواند از بازار جمع آوری کند. اگر این طرح با شرایطی اجرا شود که نتواند حجم نقدینگی را خارج از بازار طلا یا به شکل بیکار وجود دارد جمع کند و تنها به تقاضای روزمره بازار طلا پاسخ دهد، نتیجه آن است که بانک مرکزی تنها به عنوان یک فروشنده بزرگ وارد بازار شده، و نه یک کنترل کننده. در نهایت اینکه اصل این طرح که از اساس مشکل دارد، اکنون بیش از قبل هم مورد انتقاد قرار می‌گیرد. آیا همه طرح‌ها این‌گونه بوده است؟ اکنون باید به موضوع دیگری نیز اشاره کرد. و آن سخنان امروز محمود بهمنی در همایش سیاست‌های پولی و چالش‌های بانکداری و تولید است. وی با اشاره به افزایش نرخ تورم به مرز 31.5 درصد در پایان سال از افزایش بیش از 24 درصدی نرخ رشد نقدینگی نیز خبر داده. البته محمود بهمنی اذعان کرده که اگر اقدام کنترلی انجام نمی‌گرفت نرخ رشد پایه پولی 31 درصد افزایش می‌یافت و رشد نقدینگی نیز 40.7 درصد افزایش می‌یافت‌.‌ البته اگر به همین میزان نیز بانک مرکزی آن گونه که ادعا می‌کند در مهار رشد نقدینگی و تورم دخالت کرده باشد، جای بسیار شگفتی است! اما مهم این نکته است که مسلماً رئیس کل مرکزی باید بهتر از هر کسی معانی تورم 31 درصدی، رشد 25 درصدی نقدینگی و افزایش 15 درصدی پایه پولی را بداند! سؤال اینجا است که آیا اقدامات کنترلی بانک مرکزی برای مهار رشد نقدینگی و تورم هم مانند طرح پیش فروش سکه بوده؟ به نظر این‌گونه است زیرا در غیر این صورت تورم و نقدینگی باید بسیار بیش از این مهار می‌شد! ضمن آنکه باید یاد آور شد که گویا محمود بهمنی توجه نداشته که چندی پیش محمود احمدی نژاد منکر افزایش پایه پولی کشور به این حد شده بود! در نتیجه باید از صراحت بیان محمود بهمنی متشکر بود! متأسفانه سیاستهای مبهم و دو پهلو این روزها در اقتصاد کشور به یک معضل اساسی تبدیل شده است. سیاست‌هایی که نه خط آن مشخص است و نه ربط آن. تقریباً می‌توان گفت هیچ برنامه دقیقی برای کنترل وضعیت اقتصادی کشور در دست نیست و شاهد هیچ سیاست‌گذاری منسجمی در این حوزه نیستیم. وگرنه نباید از تورم 31 درصدی و نقدینگی بیش از 400 هزار میلیاردی با رضایت خاطر صحبت شود!
کلید واژه ها :
مطالب مرتبط
نظرات
ADS
ADS
پربازدید