دیپلماسی جذب سرمایه گذاری خارجی | اتاق خبر
کد خبر: 336983
تاریخ انتشار: 7 اردیبهشت 1395 - 10:42
محمدرضا ستاری
همچنان که در سیاست خارجی عصر جهان دو قطبی و بهره بردن از تضاد دو بلوک ابر قدرت گذشته است، در سیاست داخلی نیز این رقابت دو قطبی از کارکرد افتاده و تنها در یک توازن قوا، آنچنان که در توافق هسته ای نمود یافت می توان راه را بسوی توسعه همواره کرد.

همزمان با حصول توافق هسته ای در چارچوب برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، آنچه بیش از پیش در سپهر سیاسی کشور ضروری می نماید، توازن قوا به عنوان یک تئوری پایه در علم سیاست است. به نظر می رسد که دستگاه دیپلماسی ایران پس از یک قرن و از زمان مرحوم میرزا تقی خان امیرکبیر که به سمت موازنه منفی متمایل بود و بنا به اقتضای شرایط و نظام جهانی در آن زمان و دوران پس از آن، همچنان بر این اصل تاکید دارد، در دوران پسا توافق راهبردی جدید اتخاذ کرده است.

همچنان که در سیاست خارجی عصر جهان دو قطبی و بهره بردن از تضاد دو بلوک ابر قدرت گذشته است، در سیاست داخلی نیز این رقابت دو قطبی از کارکرد افتاده و تنها در یک توازن قوا، آنچنان که در توافق هسته ای نمود یافت می توان راه را بسوی توسعه همواره کرد.

امروز دیگر جنگ سرد تمام شده و ایدئولوژی های بزرگ بشری به زوال رفته‌اند؛ اینک زمان یک انتخاب تاریخی است و مجالی برای تاخیر نیست. در این زمان جنگ بین دولت ها تقریباً نامحتمل است و تامین امنیت از طریق یکجانبه گرایی به تاریخ پیوسته است. با نگاهی به روند جنگ سرد میان دو ابرقدرت و ذخیره و انباشت سلاح های هسته ای در زرادخانه ها تنها به منظور تامین امنیت، این فکر متبادر می شود که انسان با پی گیری این راهبرد تا چه حد می تواند منطق خود را از دست داده باشد.

در نظم کنونی بین الملل بزرگترین دشمن امنیت خود امنیت است. نگاه کنیم به صدام، حافظ اسد و قذافی. هرچه داشتند به پای امنیت گذاشته و دست آخر آن چه که قربانی شد، امنیت کشورشان بود. اکنون امنیت مشترک مطرح است تا سرچشمه خطر خشکانده شود، نه این که دایم خود را برای خطر آماده کرد. باید بدانیم که موقعیت ایران ما استثنایی است. این سرزمین تشنه سرمایه گذاری و همکاری است و اگر قرار باشد گشایشی صورت بگیرد، باید همه نهادهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و حقوقی خود را دریابیم.

زمانی بود که گفته می شد باید مستقل باشیم و برای مستقل بودن نیز باید خودکفا بود. امروز این تئوری به عنوان شعار به کار صندوقچه تاریخ می آید. اگر چه در توافق هسته ای استقلال خود را به رخ کشیدیم، اما باید بدانیم که استقلال در خودکفایی نیست، بلکه در همکاری است و تنها با همین راهبرد است که نفوذمان در سایر کشورها امکان پذیر خواهد بود. پس از جنگ جهانی دوم، آلمان و ژاپن دو کشور شکست خورده ای بودند که هنوز آمریکا در آنجا پایگاه دارد؛ اما امروز اگر بپرسیم که کدام کشورها بیشترین نفوذ را در آمریکا دارند؟ پاسخ قطعاً این است: آلمان و ژاپن.

در اینجا سخن دکتر قاسم افتخاری که به حق می توان از وی به  عنوان استاد اساتید علوم سیاسی ایران نام برد، جان کلام را به خوبی می رساند. در دروان جدید، دیوارهای نفوذ ناپذیر مرزها فقط در نقشه ها نمایان است و جلوی این سیل به راه افتاده را نمی توان گرفت. باید وارد گود شد و توافق می تواند ما را وارد این گود کند. باید متوجه باشیم که کارهای مطلوب همواره راه خود را پیدا می کنند. در دنیایی که امروزه به مثابه نمایشگاه است و هر کشوری در آن غرفه ای دارد، بازدیدکنندگان این نمایشگاه به دنبال کالای مطلوب خود می گردند. در چنین دنیای پررقابتی نمی توان کالای مادی و معنوی بنجل تولید کرد و انتظار استقبال از آن را هم داشت.

به همین دلیل و با نگاهی گذرا به سیر تحقق توافق هسته ای و اجرایی شدن رسمی آن از دی ماه سال گذشته تاکنون، می توان گفت:این توافق است که مسیر را برای همکاری و پیوندهای محکم سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ما با جهان گشوده است. اکنون مفهوم معامله از بازار به سیاست آمده است: بازی برد- برد؛ چیزی می دهیم و چیزی می گیریم. این است استراتژی دوران تازه.

در همین چارچوب است که به طور بی سابقه ای شاهد تردد هیات های مختلف سیاسی- اقتصادی به کشور هستیم. حال که گام اول یعنی آغاز تعامل با نظام بین الملل در قالب توافق هسته ای به ثمر نشسته است، بیش از گذشته لزوم تدوین دیپلماسی اقتصادی در راهبرد سیاست های کلان کشور قابل لمس است. باید تاکید کرد که جذب سرمایه و فناوری های خارجی فرآیندی چند مرحله ای است و نخستین شرط تحقق آن نیز اصلاح و تقویت نهادهای مالی و اقتصادی در داخل کشور به عنوان بستری برای به رشد و شکوفایی این سیاست است.

روزنامه نگار- عضو تحریریه اتاق خبر

نظرات
ADS
ADS
پربازدید