به گزارش اتاق خبر به نقل از فارس، چهارمحال و بختیاری| امروز بام ایران را نمیشد فقط با عدد ۳۰ هزار نفر توصیف کرد؛ عدد، بزرگی این اجتماع را نشان میداد، اما آنچه در میان جمعیت دیده میشد، روایت دیگری داشت؛ روایتی از آدمهایی با سن، شغل، پوشش و توان متفاوت که هرکدام به شیوه خودشان در این میدان حاضر شده بودند و مجموعه این قابها، تصویری متفاوت از «جانفدایان بام ایران» ساخته بود.
هزاران بختیاری با پوشش محلی و برنو بر شانهدر میان هزاران نفر، بختیاریها با پوشش محلی و برنو بر شانه یکی از نخستین قابهایی بودند که نگاهها را متوقف میکردند؛ تصویری که بیش از یک عکس از یک مراسم بود و نشانهای از هویت بومی سرزمینی را با خود داشت که فرهنگ و سنتهایش در کنار زندگی امروز مردم همچنان در قابهای عمومی دیده میشود. دوربینها بارها به سمت این بختیاریها برگشتند و برنوهایی که بر شانه داشتند، به یکی از متفاوتترین تصاویر اجتماع ۳۰ هزار نفری بام ایران تبدیل شد.
روپوشهای سفید کادر درمان در میان جمعیت به چشم میآمدکمی آنسوتر، روپوشهای سفید کادر درمان در میان جمعیت به چشم میآمد؛ پزشکان و نیروهای درمانی که مردم معمولاً آنها را در راهروهای بیمارستان و اتاقهای درمان میبینند، این بار در میان یک اجتماع بزرگ مردمی حمایت از وطن ایستاده بودند و در کنار آنها مادرانی حضور داشتند که کودکانشان را با خود به میدان آورده بودند. همین ترکیب، یکی دیگر از قابهای متفاوت مراسم را شکل میداد؛ کادر درمان در کنار خانوادهها و کودکانی که دست در دست پدر و مادرشان میان جمعیت حرکت میکردند.کودکان و نوجوانان نیز بخش مهمی از چهره امروز بام ایران بودند؛ برخی در کنار خانوادهها ایستاده بودند، برخی پرچمهای کوچک در دست داشتند و برخی در میان جمعیت به تماشای برنامهها مشغول بودند.
پیرزنی سالخورده که با عصا قدم برمیداشت و راه رفتنش بهسادگی دیگر حاضران نبودحضور کودکان در کنار نسلهای مسنتر، تصویری چندنسلی از این اجتماع ساخته بود؛ از کسانی که دههها از تاریخ این کشور را پشت سر گذاشتهاند تا کودکانی که امروز در کنار خانواده خود بخشی از یک مراسم بزرگ را تجربه میکردند.در همین میان، صدای قدم اسبها توجه جمعیت را به خود جلب کرد و سوارکاران با اسبهایشان وارد میدان شدند؛ قابهایی که فضای مراسم را برای لحظاتی تغییر داد و در کنار لباسهای محلی بانوان بختیاری، تصویری از فرهنگ و جلوههای بومی استان را نیز به اجتماع اضافه کرد. دوربینها بالا رفتند و اسبها در میان جمعیت حرکت کردند تا یکی دیگر از تصاویر متفاوت «جانفدایان بام ایران» ثبت شود.اما در میان تمام قابهای پرتحرک مراسم، تصویر دیگری بود که آرامتر شکل گرفت و شاید به همین دلیل بیشتر در ذهن میماند؛ پیرزنی سالخورده که با عصا قدم برمیداشت و راه رفتنش بهسادگی دیگر حاضران نبود، اما پرچم ایران را روی شانهاش محکم نگه داشته بود و قدمبهقدم مسیر را طی میکرد.او نه شتاب جمعیت را داشت و نه توان جسمی جوانترها را، اما پرچم را رها نکرد؛ در میان اجتماع بزرگی که هزاران تصویر در آن ثبت میشد، قاب یک پیرزن، یک عصا و پرچم ایران شاید سادهترین تصویر مراسم بود، اما همین سادگی آن را به یکی از ماندگارترین صحنههای امروز تبدیل کرد؛ تصویری که نشان میداد برای حضور در چنین میدانی، همیشه قرار نیست توان جسمی بالا یا قدمهای سریع داشته باشی، گاهی همین که بتوانی پرچمت را با خودت همراه کنی، تمام روایت است.
«جانفدایان بام ایران» بر عهد خود با امام و رهبر ایستادهاندرزمایش «جانفدایان بام ایران» البته تنها به قابهای تصویری خلاصه نشد و در کنار این تصاویر، سخنان مسئولان حاضر در مراسم نیز بخش دیگری از روایت امروز را شکل داد. سردار علی افضلی، فرمانده سپاه حضرت قمر بنیهاشم(ع) چهارمحال و بختیاری، با اشاره به پیام این اجتماع گفت که «جانفدایان بام ایران» بر عهد خود با امام و رهبر ایستادهاند و این عهد را تا تحویل پرچم به صاحب اصلی آن، حضرت مهدی موعود، ادامه خواهند داد.افضلی با اشاره به سالهای پس از انقلاب و فشارهایی که بر کشور وارد شده است، تأکید کرد که ملت ایران در برابر فشار اقتصادی خود را «فرزند رمضان» و در برابر تهدید نظامی «ملت امام حسین و فرزند عاشورا» دانسته است.احمد راستینه، نماینده مردم شهرکرد، بن و سامان در مجلس شورای اسلامی نیز در این اجتماع با اشاره به تداوم تهدیدهای دشمن علیه ایران، از رویکرد جمهوری اسلامی در برابر تهدیدها و موضوع بازدارندگی سخن گفت و اعلام کرد: «طرح خروج از NPT را به مجلس بردهایم» و اگر سایه تهدیدی از یک کیلومتری ملت ایران عبور کند، ایران از این معاهده خارج خواهد شد.
به این ترتیب، آنچه امروز در بام ایران اتفاق افتاد را نمیتوان فقط در عنوان یک رزمایش یا عدد ۳۰ هزار نفر خلاصه کرد؛ این اجتماع در یک قاب، بانوان بختیاری را داشت، در قاب دیگر کادر درمان با روپوش سفید ایستاده بود، کودکان و نوجوانان در کنار خانوادهها حضور داشتند، سوارکاران با اسبهایشان از میان جمعیت عبور میکردند و در گوشهای از میدان، پیرزنی سالخورده با عصا قدم میزد و پرچم ایران را روی شانهاش نگه داشته بود.اگر عددها بزرگی اجتماع را نشان میدادند، همین جزئیات بودند که به آن چهره میدادند؛ چون در آمارها نمیتوان دید چند کودک دست در دست خانواده به میدان آمدهاند، چند بانوی بختیاری با پوشش محلی و برنو در قاب دوربین قرار گرفتهاند، صدای قدم اسبها چگونه نگاه هزاران نفر را به خود برگردانده یا پیرزنی که به عصا تکیه دارد چگونه پرچمش را تا پایان مسیر با خود حمل کرده است.
امروز بختیاریها با «لبیک یا خامنهای» به میدان آمدند«جانفدایان بام ایران» امروز در چهارمحال و بختیاری یک اجتماع ۳۰ هزار نفری بود، اما چیزی که از این روز در قاب دوربینها باقی میماند، فقط یک عدد نیست؛ برنوهای بانوان بختیاری، روپوش سفید کادر درمان، دستهای کوچک کودکان، چهره نوجوانان، اسبهای سوارکاران و پرچمی است که یک پیرزن با وجود تکیه بر عصا، آن را روی شانه خود نگه داشت.اینها کنار هم، روایت تصویری روزی را ساختند که در آن نسلها و گروههای مختلف مردم در یک میدان کنار هم قرار گرفتند؛ روایتی که شاید در گزارشهای آماری یک اجتماع بزرگ گم شود، اما در قاب دوربینها، با چهره آدمها و جزئیات حضورشان، ماندگارتر از هر عددی خواهد بود
