راه دراز تحقق اقتصاد دانش بنیان | اتاق خبر
کد خبر: 302823
تاریخ انتشار: 26 آذر 1394 - 15:20
علی دینی ترکمانی
ما براي رسيدن به جايگاهي شايسته در عرصه توليدات دانش بنيان راه درازي در پيش داريم. چگونه مي توانيم اين راه را به درستي طي کنيم؟

سهم توليدات دانش بنيان از کل توليدات صنعتي ايران در حد بسيار پاييني است. براساس آمار، سهم صادرات مبتني بر فناوري پيشرفته از کل صادرات صنعتي کشور هر چند از 0.2 درصد در سال 1997 به1.9  درصد در سال 2003 و سپس به 1/1 درصد در سال 2011 افزايش يافته است، اما اين سهم در سطح بسيار پاييني قرار دارد. همچنين سهم ما از کل صادرات دانش بنيان جهان در سال 2011، برابر 0.029 درصد بوده است.


 اين سهم در توليدات هوافضا، ماشين هاي رايانه اي و اداري، ماشين آلات الکترونيکي، جنگ افزارها، الکترونيکي و مخابراتي، ابزارآلات علمي و ماشين آلات الکترونيکي صفر يا در حد صفر و در فرآورده هاي دارويي، ماشين آلات غيرالکترونيک و فرآورده هاي شيميايي به ترتيب 0.025،  0.035 و 0.382درصد بوده است .
  اين تصوير آماري دال بر اين است که ما براي رسيدن به جايگاهي شايسته در عرصه توليدات دانش بنيان راه درازي در پيش داريم. چگونه مي توانيم اين راه را به درستي طي کنيم؟
  براي پاسخ به اين پرسش در ابتدا به تجربه شرکت خودروسازي فولکس واگن آلمان، صرف نظر از مساله اي که در بازار آمريکا براي اين شرکت پيش آمده، اشاره اي مي کنم. اين شرکت به تازگي خودرويي را ساخته است که ميزان مصرف بنزين آن در 100کيلومتر فقط 9/0 ليتر است. اين خودرو در چند سال آينده که به مرحله توليد انبوه برسد، انقلابي در صنعت خودروسازي جهان به پا خواهد کرد. پرسش اينجاست که فولکس واگن چگونه به چنين توانايي دست يافته است؟ پاسخ صحيح به اين پرسش، به معناي دريافتن سازوکاري است که در صورت وجود، مي تواند موجب تحولات فناورانه شود.
  ظرفيت فولکس واگن براي جذب امکانات در دسترس و تبديل آن به تحولات فناورانه، بسيار بيشتر از بنگاه هاي مشابه ديگر است. اين ظرفيت يک شبه خلق نشده است بلکه سال ها تلاش پشت آن خوابيده است. اول اين که طي يک فرآيند بسيار شايسته سالارانه، بهترين فارغ التحصيلان دانشگاه هاي جهان در رشته هاي مختلف را جذب کرده است که برخوردار از دانش علمي وفني صريح و آشکارند. دوم اين که، با نگاهي بلندمدت و راهبردي، به هزينه هاي تحقيق و توسعه به عنوان سرمايه گذاري زيرساختي نگاه کرده است که از طريق آن مي تواند مزيت رقابتي خود را هميشه حفظ کند. آنچه در اين فرآيند سرمايه گذاري به دست مي آيد، دانش ضمني و نهفته درون سازماني را شکل مي دهد؛دانش علمي و فني که در کتاب ها موجود نيست بلکه از طريق «يادگيري در حين عمل» به دست مي آيد و به تدريج در درون سازمان روي هم انباشته و به کدهاي درون سازماني تبديل مي شود. نتيجه کارکرد اين چرخه فزاينده، چيزي نيست جز دسترسي به مزيت رقابتي در عرصه توليدات و صادرات دانش بنيان.
    با اين توضيح براي گذار ايران به سوي اقتصاد دانش بنيان، نظام بنگاه داري در ايران بايد تحول اساسي پيدا کند. اگر دسترسي به جايگاه مطلوب در توليدات دانش بنيان هدف مهمي است، بايد سازوکار ذي ربط با آن فراهم شود. در غير اين صورت، اتفاق خاصي نمي افتد. با حلوا حلوا گفتن دهان شيرين نمي شود. بايد تخصص گرايي و شايسته سالاري در نظام اداري و بنگاه داري ما معيار جذب و ارتقاي نيرو شود. تخصص گرايي و شايسته سالاري به معناي واقعي کلمه يعني اين که هويت وجودي نظام اداري با تخصص و ضابطه تعريف شود. يعني اين که بهترين فارغ التحصيلان دانشگاه هاي داخلي و جهاني، جذب و مسير ترقي را بر مبناي ضوابط و نه روابط طي کنند. به اين صورت، هرم نظام اداري بر مبناي نيروهاي دروني بنگاه ها، درست شکل مي گيرد و اين زمينه ساز انباشته شدن دانش ضمني و نهفته درون سازماني مي شود؛ موضوعاتي که اکنون به ده ها دليل دردسترس نيست و بايد براي آن فکري جدي کرد.

*اقتصاددان

منبع: اتاق تهران 

نظرات
ADS
ADS
پربازدید